به عنوان صاحبان کسب و کار و بازاریابان، فرضیه های ما در مورد مشتریان هدف ما و انگیزه های خرید ما فکر می کنیم که آنها تاثیر مهمی در سلامت کسب و کار ما خواهد داشت.
یک لیست ذهنی از برخی از مارک های قدرتمند دنیا را ایجاد کنید و متوجه خواهید شد که رضایت مشتری بر پایه موفقیت فوق العاده آنهاست. شرکت هایی نظیر اپل، استارباکس، دیزنی، IKEA و BMW جذب بسیاری از طرفداران وفادار و تقریبا متعصب شده اند که اغراق آنها اغلب مردم را در اطراف آنها آلوده می کند و یک چرخه فضیلتی را ایجاد می کند که موفقیت این مارک ها را حفظ می کند.
از سوی دیگر، یک مطالعه نشان داد که تقریبا 90 درصد از مصرف کنندگان بلافاصله شروع به انجام تجارت با رقبای نام تجاری پس از یک تجربه دردناک مشتری، با مصرف میلیون ها دلاری از درآمد از دست رفته و هزینه فرصت می کنند. به عنوان یک صاحب کسب و کار، این دقیقا همان چیزی است که شما نمی خواهید اتفاق بیافتد.
در حالی که مارک های بزرگ دارای مقیاس برای هوشیاری واکنش مشتری قابل توجه است (در اینجا یک نمونه از واکنش VW همه صحبت کردن)، کسب و کارهای کوچک و حرفه ای مترجمان آزاد به سادگی نمی تواند به پیچ کردن راه آنها را با مشتریان و مشتریان پیچیده است. برای ارائه دهندگان خدمات، صرفا عمل پیدا کردن مشتریان و موفقیت آمدن قرارداد سودآور می تواند نقطه درد تکراری در چرخه کسب و کار باشد.
چه چیزی باعث می شود نام تجاری خود را به مشتریان جذاب تر کنیم؟ چه چیزی برای مشتریان لازم است تا محصول، خدمات یا پیشنهاد شما را متوجه شوید و تصمیم بگیرید که سعی کنید؟
خودخواهی در کسب و کار ناشی از شکست است
به گزارش خبرگزاری شین هوا از تایوان، منبع الهام بخشیدن به فرماندهان نظامی بی شماری و مدیران اجرایی، می داند که شناختن خود یک کلید برای برنده شدن در جنگ است. مطمئنا، عقل عمیقی است که شما باید متخصص در آنچه شما انجام می دهید، به طور کامل از نقاط قوت و ضعف خود آگاه شوید، و به شدت پیشنهادات ارزش خود را برای مشتریان بالقوه خود تبلیغ کنید.
شما باید برخی از زمان ها را به روز رسانی وب سایت نمونه کارها خود را اختصاص دهید، یک پروژه پایدار و قانع کننده از پروژه های گذشته برای بازگشت به و ایجاد دارایی های بازاریابی جذاب بصری داشته باشید.
با این حال، مهمتر از آن این است که چطور شما پیشنهادات ارزش خود را برای نوع دقیق مشتری که میخواهید جذب کنید، تدوین کنید. Sun Tzu همچنین گفت که دانستن دشمن شما برای پیروزی در جنگ ها به طور مداوم است. Tzu این نکته را در همان پاراگراف مطرح می کند که در آن او می گوید دانش خود به شما در نبرد تنها در نیمی از زمان کمک خواهد کرد. به منظور پیروزی در جنگ های شما (و مشتریان جدید برای کسب و کار شما)، دانش خود را باید به جوهره ای که با آن درگیر هستید، گسترش دهید.
شما باید مشتریان خود را بدانید و آنها را بسیار خوب بدانید. بنابراین، شما واقعا می خواهید ابتدا آنها را بدانید و قدم های بنیادی و قاطع برای این منظور برای یادگیری بیشتر در مورد آنچه که آنها را برای خرید محصولات یا خدمات خود خریداری می کنید.
صحبت کردن در مورد خودتان بدون نشان دادن همدلی به نیازهای مشتری شما به احتمال زیاد باعث خواهد شد تا چشم انداز شما به پیشنهاد شما متوقف شود و برای رقیب مشتری بیشتر محول شود حتی اگر بهتر کار کنید. در نهایت، ما به عنوان انسان ها انتخاب می کنیم که با دیگران کار کنیم که به ما نشان می دهد که آنها اهمیت می دهند. اگر کسی اهمیتی نمی دهد که به ما کمک کند تا به اهدافمان برسیم، ما در حال حرکت هستیم.
با استفاده از روانشناسی برای انتخاب مغز کارآمد خود و راه خود را به آنها متصل کنید
مشارکت مشتری در بعضی مواقع تبدیل به یک نوع بازی جنگی با بسیاری از شرکت های آمریکایی شده است. نه به این معنی که شما و مشتری شما تلاش می کنند که یکدیگر را به سرزمین های مجدد پرورش دهند یا فریب دهند، اما بیشتر شبیه به یک جنگ مبتنی بر روانشناختی هستند که در آن تصور می کنید که احساس می کنید چطور کفش های مشتری خود را در هنگام تصمیم گیری های مهم احساس می کنید. بر خلاف یک نبرد واقعی، ارتباط بین ارائه دهندگان خدمات و مشتریان آنها بر اساس این فرض است که معاملات بین آنها دو طرف سودمند هستند.
بنابراین در اینجا هفت گام برای تشویق مشتری به نفع هر دو شما و مشتریانتان است:
1. تحقیقات خود را انجام دهید. صرف وقت اضافی در مورد مشتری خود، تحقیق در مورد فرهنگ خود، کشف نیازهای خود و مدیریت انتظارات خود را انجام دهید.
2. صدای بوق را صدا بزن. مشتری خود را نشان دهید که کسب و کار خود را می دانید و در مورد اهداف خود با ایجاد یک نقشه راه کمک می کند که در بخش خاصی از کسب و کار خود که می خواهید در آن شرکت کنید، موفقیت آمیز باشد.
3. بحث در مورد تاکتیک ها. به مشتری اطمینان دهید که چگونه استراتژی شما (یعنی فرآیند، پارامترهای کار، و غیره) به آنها کمک خواهد کرد تا اهداف خود را به دست آورید. با استفاده از زبان عمل در مکاتبات و اسناد خود، حیرت انگیز از اعتماد به نفس است که به مشتریان خود اطمینان می دهد که شما خوب کار خود را می دانید.
4. قوانین تعهد خود را تعیین کنید. قوانین را برای چگونگی بالا و پایین بودن که مایل به انجام آن هستید، در هنگام بستن قرارداد با مشتریان خود قرار دهید. بیش از حد خود را به فروش نرسانید، اما آنچه را که برای هر مشتری انجام می دهید، کم ارزش نکنید.
5. انواع خریدار خود را بدانید. درک کنید که سه نوع خریداران وجود دارد که هر کدام نیاز به یک رویکرد متفاوت دارند که به اولویت های مربوطه مربوط می شوند. لئو مشتریان را طبقه بندی می کند:
- Spendthrifts (15٪ از مشتریان): قابل درک است که این مشتریان مورد علاقه هر یک از صاحبان کسب و کار و مترجمان آزاد هستند. آنها را درگیر و به طور منظم در مورد پیشرفت پروژه که شما در حال دست زدن و همچنین ارزش شما به تولید کمک می کند نگه دارید. همه خدمات مناسب حق بیمه را که می توانید تحویل دهید، ارائه دهید.
- Tightwads (25٪): از آنجا که این گروه اولویت بندی بودجه را ارائه می دهد، مطمئن شوید که بسته های خدمات هوشمندانه ای را ارائه می دهید و جایزه های خود را اصلاح کنید تا نرخ ها را برای آنها مناسب تر کنید.
- میانگین مصرف کنندگان (60٪) : این مشتریان زمینی را اشغال می کنند و به احتمال زیاد بخش بزرگی از نمونه کارها شما را تشکیل می دهند. آنها را با استفاده از زبان بر نتایج و موفقیت تاکید می کنند.
6. حرکت در دو زمان. هنگام تعیین گامهای مهاربندی، مهلت و سایر فریمهای زمان، فوریتی ایجاد کنید. این شامل دوره زمانی (معمولا یک تا دو هفته) است که شما مشتریان را در آن برای پاسخ به یک پیشنهاد ارائه می دهید.
7. مبارزه برای چیزی خوب. نام تجاری خود را با نشان دادن اینکه شما برای چیزی بیشتر از خودتان اهمیت می دهید، متفاوت کنید. شاید یک ایده، یک حامی یا سازمانی باشد که واقعا به آن علاقه دارید. شما حتی می توانید دامنه تخصص خود را از موضوع محدود کنید که به شما این امکان را می دهد که ادعا کنید که یک متخصص هستید که فقط بهترین خروجی در زمینه خود را ارائه می دهد. این زمانی که شما و مشتری خود یک ارزش یا مدافع مشابه را به اشتراک میگذارید، مانند جادوی کار میکند. علاوه بر کار، شما همچنین می توانید به موسسات خیریه و غیر حرفه ای مانند محیط زیست یا تحقیقات سرطان اشاره کنید. توجه داشته باشید که این امر بیشتر قابل اعتماد خواهد بود اگر شما در واقع بخشی از درآمد خدمات خود را به این علت اهدا کنید.