آیا هر یک از نگرش هایی که در زیر شرح داده می شود آشناست؟ اگر چنین است، ممکن است تلاش های بازاریابی خود را خرابکاری کنید.
برای برخی از راه حل های احتمالی بخوانید.
من باید به بازار نرسم
اگر به اندازه کافی خوب در انجام کارهای خود هستید، به خودتان بگویید، مشتریان باید فقط به شما بپیوندند. بازاریابی برای محصولات، نه حرفه ای است. شما سال ها آموزش و تجربه در تخصص خود دارید، چرا باید زمان ارزشمند خود را در بازاریابی صرف کنید؟
این ادراک بسیار رایج در میان مشاوران و متخصصان است، اگرچه بسیاری از آنها این را قبول نمی کنند. واقعیت این است که بازاریابی موفق بخش مهمی از مالکیت تجاری است. اگر شما بتوانید تمام کار پرداختی که بدون نیاز به بازار به آن نیاز داشتید را دریافت کنید، چرا همه افراد خودکفا نیستند؟
اگر بازاریابی را به عنوان یک کسب و کار کثیف درک می کنید، سعی کنید آن را به عنوان پوشک هایی که نیاز دارید تغییر دهید تا خوشحال باشید که یک پدر و مادر هستید. اما به جای توجه به آنچه که دوست دارید تمرکز کنید، بازاریابی بازاریابی خود را به دیدگاه خود را از یک کسب و کار موفق است .
هنگام ورود به ایمیل در زمان ارسال تماس سرد، یا یک قرارداد امضا شده را هنگام آماده شدن برای ارائه تجسم کنید.
یادآوریهای بصری (به عنوان مثال عکس ها یا بریده ها) در میز خود از دلایل خود به خود مشغول به کار شوید. والدین هنگامی که به عکس های کودک نگاه می کنند همه پوشک را به یاد نمی آورند.
من برای بازاریابی وقت ندارم
فقط دو مورد وجود دارد که این واقعا می تواند درست باشد: شما بیش از حد مشغول انجام کاری که شما در حال حاضر انجام داده اید، یا مشغولیت های مهم دیگری دارید (مثلا یک کار بیرون از خانه یا بچه های کوچک).
آسان است باور داشته باشیم که انجام کار مشتری، که قبلا قرارداده شده است، اهمیت بیشتری نسبت به بازاریابی دارد، به خصوص وقتی که مهلت مقررات سخت است. اما اگر شما همیشه از این سیاست پیروی کنید، به یک چرخه جشن یا قحطی قفل می شوید، و هیچ مشتری جدیدی در انتظار شما نیست که کار تمام شده است.
این که آیا مسئولیت های شما جلوگیری از بازاریابی در داخل کسب و کار و یا خارج از آن است، شما باید هر هفته حداقل وقت اختصاص دهید، مهم نیست چه. حتی دو ساعت در هفته می تواند تفاوت قابل توجهی را در صورت استفاده از آن زمان برای بازاریابی داشته باشد.
تصور کنید که شما فراموش کرده اید و برای قرار ملاقات دیر می کنید. شما ممکن است صبحانه بخورید اما خانه را بدون مسواک زدن خود ترک می کنید؟ البته که نه. اگر در کسب و کار موفقیت آمیز هستید، بازاریابی خودکار برای شما ضروری است.
بازاریابی من کار نمی کند
درست است که بازاریابی شما ممکن است چیزی اشتباه باشد. شاید پیام شما معلوم نیست و یا تاکتیک هایی که استفاده می کنید برای مخاطب مناسب نیست. من متوجه می شوم که برای اکثر صاحبان کسب و کار که این را می گویند، مشکل واقعی این است که بازاریابی آنها کار نمی کند، بلکه بازاریابی خود را انجام نمی دهند.
بگذارید بگوییم کسب و کار شما به طور متوسط دو ماه یکبار نیاز به مشتری دارد.
اگر در تجربه شما، باید یک پیشنهاد دقیق، پیشنهاد یا مشاوره اولیه برای سه مشتری بالقوه برای گفتن بگذارید، باید شش مورد از این سخنرانی ها را در هر ماه بگذارید.
در حال حاضر، چند چشم انداز شما باید برای تماس با کسی که علاقه مند به ارائه است، نیاز دارید؟ ده، شاید؟ این به این معنی است که شما هر ماه باید با 60 چشم انداز تماس بگیرید تا دو مشتری جدید خود را به مقصد برسانید. اگر این ریاضی را برای خودتان انجام دهید، ممکن است به سرعت متوجه شوید که تنها چیزی که در بازاریابی شما اشتباه است این است که این مقدار کافی نیست.
ویرایش توسط Laura Lake