علت اصلی شکست بیشتر شرکتها (با توجه به بنیانگذاران آنها)

به عنوان یک کارآفرین که شخصا موفق به موفقیت شگفت انگیزی سریع شده است و شکست های باورنکردنی شکست خورد، من برای یادگیری یک یا دو سال در مورد آنچه که شرکت های موفق از آنها کمتر از همتایان خوش شانسی است، یاد می گیرم.

در حالی که هر کسب و کار در راه خود منحصر به فرد است، بر اساس نتایج به روز رسانی مکرر به روز رسانی CB Insights، پس از مرگ، مشخص است که اشتباهی که بنیانگذاران بیشترین اشتباه را مرتکب می شوند.

اکثر کسب و کارها، به ویژه شروع کارهایی که منابع مالی خارجی را تامین می کنند، با یک ایده عالی آغاز می شود.

آنها برای حل یک مشکل روشن در یک بازار به خوبی تعریف می کنند و یک تیم مکمل از کارشناسان صنعت دارند که آماده راه حل جدید خود هستند. بنیانگذاران پرشور، انگیزه، و متعهد به دیدن از طریق چشم انداز خود را.

این برای فقدان تمایل به موفقیت است، که بیشتر کسب و کار شکست می خورد.

شایع ترین علت (بیش از 42٪) که صاحبان کسب و کار نتوانستند به عنوان بزرگترین شرکت کننده در نابودی نهایی خود نام ببرند، فقدان تقاضای بازار برای محصولات یا خدمات آنها است.

آنها ایده کسب و کار خود را به طور کامل اعتبار ندادند. آنها موفق به دریافت بازخورد کافی از مشتریان بالقوه خود نشدند، در صورتی که در واقع هزینه (به اندازه کافی برای شرکت برای ایجاد سود پایدار) برای محصول یا خدماتی که آنها در حال ساخت بودند پرداخت می کردند. آنها می توانستند اندازه بازار هدف خود را نادیده بگیرند یا ارزش کافی برای تبدیل شدن به یک راه حل معنی دار برای مشتریان خود نداشته باشند.

با بیش از نیمی از تمام کسب و کارهای ایالات متحده که بیش از 5 سال آن را انجام نمی دهند، بسیار روشن است که این مشکل ایجاد محصولات و خدماتی که کار بزرگ را برای حل نیازهای واقعی مشتری انجام نمی دهند، چیزی است که به زودی بیرون رفتن.

این تنها از طریق آموزش مناسب، آموزش مستمر و مشاهده دقیق از بهترین روش ها برای تأیید اعتبار یک ایده کسب و کار است که کارآفرینان بیشتر می توانند از ناکامی احتمالی ناشی از کمبود تقاضا در بازار جلوگیری کنند.

وقتی من ایده ای برای کسب و کار جدیدی که می خواهم شروع کنم، 100 درصد از تلاش های من را برای ایجاد یک تصویر بسیار واضح از مشتری ایده آل من در نظر می گیرم، برآورد اندازه این بازار را به عنوان واقع گرایی احتمالی، و ردیابی تعداد انگشت شماری از آن افراد، برای به اشتراک گذاشتن ایده ی محصول یا خدمات خود و بازخورد هدف خود را در مورد اگر چیزی است که آنها می خواهم برای پرداخت هزینه.

اگر علائم اولیه به دنبال مثبت باشند، مرحله بعدی در راه اندازی یک کسب و کار موفقیت آمیز، توسعه محصول حداقل قابل قبول است.

MVP شما اساسا مطلق ترین نوع محصول یا سرویس شماست، برای شروع آزمایش بازار با چیزی ملموسی لازم است، بنابراین قبل از اینکه بتوانید در موجودی های بزرگ سرمایه گذاری کنید، می توانید برای پیشرفت ها بازخورد دریافت کنید. یک MVP می تواند نمونه اولیه، v1 برنامه تلفن همراه شما یا یک پست وبلاگ باشد که برای آزمایش اعتبار ایجاد یک محصول دیجیتال عمیق تر طراحی شده است.

شکل مورد علاقه من MVP یک صفحه اصلی سریع و آسان برای ساخت است که اساسا محصول یا سرویس شما را به فروش می رساند همانطور که قبلا وجود داشته است. ایجاد طرحهای تصویری، تصاویر نمونه یا عکسهای نمونه اولیه خود و ایجاد یک صفحه تست بصری جذاب که همه مزایا، ویژگیها و دلایلی را که شخصی بخواهد از شما خریداری کند را نشان می دهد.

سپس، به جای اجازه دادن مردم به خرید قبل از ایجاد کسب و کار (به عنوان مثال crowdfunding)، یک لیست انتظار برای آنها برای ثبت نام و دریافت تخفیف یا سایر انگیزه های خاص، برای زمانی که شما راه اندازی.

اگر شما می توانید لیست انتظار خود را قبل از راه اندازی به تعداد قابل توجهی از مشتریان بالقوه ساخت، که شما به راحتی می توانید بگویید این کسب و کار بالقوه است، شما در موقعیت بسیار امن برای سرمایه گذاری بیشتر در کسب کسب و کار جدید خود را از زمین است.