راه ساده برای نگه داشتن کسب و کار شما در مسیر
شما لازم نیست که یک درخت را بکشید و یا دفتر را برای یک هفته تعطیل کنید تا یک برنامه استراتژیک موفق ایجاد کنید. در واقع، شما می توانید یک برنامه موفق برای کسب و کار خود را فقط یک روز ایجاد کنید. این کار نباید یک کار بزرگ و یا قابل توجه باشد. لازم نیست کامل یا فانتزی باشد فقط چند کلیدی را در سازمان خود ببندید، گوشی ها را خاموش کنید و شروع به کار کنید.
گام اول - بهترین باشید.
نتیجه یک برنامه استراتژیک توسعه یافته و اجرا شده، توسعه یک مزیت رقابتی است.
فقط یک مزیت رقابتی چیست؟ به عبارت دیگر، پاسخ به سادگی این است که: آیا شرکت شما به طور بالقوه می تواند بهتر از هر شرکت دیگر باشد؟
درک مزیت رقابتی شما بسیار مهم است. این دلیل شما در کسب و کار است این چیزی است که شما به بهترین نحو انجام می دهید که مشتریان را به جای محصولات رقیب خود خریداری می کند. شرکت های بسیار موفقیت آمیز عمدا تصمیم می گیرند منحصر به فرد و متفاوت در فعالیت هایی باشند که واقعا، واقعا خوب هستند و تمام انرژی خود را در این مناطق تمرکز می کنند. شما ممکن است تصمیم بگیرید که مزیت رقابتی خود را به ماموریت و / یا دیدگاه های خود اضافه کنید.
گام دوم - هدف شما
یک بیانیه ماموریت، بیانیه ای از هدف شرکت است. این امر برای جلب توجه در مورد آنچه کسب و کار یک شرکت در حال حاضر در آن است و مشتری نیاز دارد در حال حاضر در تلاش برای خدمت می کنند. این همچنین به عنوان یک راهنمای عملیات روزمره و به عنوان پایه ای برای تصمیم گیری در آینده عمل می کند.
برای نوشتن بیانیه مأموریت، به سوالات پاسخ دهید: کسب و کار ما چیست؟ ما چه می خواهیم برای مشتریانمان انجام دهیم؟ دلیل شرکت ما برای موجود چیست؟
مرحله سوم - تجسم آینده.
یک چشم انداز استراتژیک تصویری از آینده ی شرکت است - جهت هدایت آن، توجه مشتری به آن، موقعیت بازار باید سعی شود که اشغال شود، فعالیت های تجاری که دنبال می شود، و توانایی هایی که در نظر دارد توسعه یابد.
شکل گیری یک دیدگاه استراتژیک باید مشخص شود که چه نوع سازمانی این شرکت سعی در تبدیل شدن به سازمان دارد و به این ترتیب اقدامات هدفمندانه ای ایجاد می کند. بزرگ فکر کن برای نوشتن یک بیانیه دید، به این سوال پاسخ دهید: کسب و کار ما از 5 تا 10 سال آینده چگونه خواهد بود؟
مرحله چهارم - نگاهی به موجودی.
تجزیه و تحلیل SWOT (توانایی ها، ضعف ها، فرصت ها، تهدیدات) به شما کمک می کند تا به نقاط قوت خود در سازمان خود نگاه کنید. این یک ابزار برای کمک به ایجاد مناسب مناسب بین نقاط قوت شرکت و فرصت های آن است.
با پاسخ دادن به این سوالات، نقاط قوت و ضعف خود را ارزیابی کنید: بهترین کار ما چیست؟ چه کاری انجام نمی دهیم؟ منابع شرکت ما - دارایی، مالکیت معنوی و مردم چیست؟ قابلیت های شرکت ما (عملکرد) چیست؟
با پاسخ دادن به این سوالات، فرصت ها و تهدیدها را ارزیابی کنید: چه اتفاقی می افتد که بر شرکت ما تاثیر می گذارد؟ نقاط قوت و ضعف هر رقیب چه هستند؟ عوامل موثر بر روند فروش چیست؟ بازارهای مهم و بالقوه مهم چیست؟ چه اتفاقی در جهان رخ می دهد که ممکن است بر شرکت ما تاثیر بگذارد؟
مرحله پنج - مشخصات مشتریان شما.
اگر میخواهید شرکت خود را از موفق بودن به سودآورانه سود ببرید، باید نیازهای مشتریان خود را برآورده کنید و از رقبای خود بهتر باشید.
مشخصات مشتریان را با پاسخ دادن به نیازهای مشتریان، نیازها، انگیزه ها و ویژگی های مشتریان خود را توسعه دهید. چگونه ما منحصر به فرد ارزش برای مشتریان خود را ارائه می دهند؟ چطور باید رشد کنیم تا پایه مشتریانمان رشد کنیم؟
مرحله ششم - اهداف و اهداف خود را بنویسید.
اهداف و اهداف مانند مراحل پله به ماموریت و دید شماست. اهداف و اهداف واقع بینانه از تجزیه و تحلیل SWOT و مشخصات مشتری توسعه می یابند. اهداف تعیین دستور کار، وسیع و جهانی هستند. نوشتن دو تا پنج هدف که به ماموریت / دید شما عمل می کنند و چند سال برای رسیدن به آن تلاش می کنند. سپس، اهداف را برای رسیدن به هر هدف توسعه دهید. اهداف باید قابل اندازه گیری، قابل اندازه گیری و اهداف خود باشند. درمورد دستیابی به آنها در یک دوره زمانی یک ساله فکر کنید. اهداف موثر باید مشخص کنند چه مقدار از چه عملکردی تا چه زمانی باید انجام شود و چه کسی.
اطمینان حاصل کنید که اهداف و اهداف شما بر روی نقاط قوت شما تأثیر می گذارد؛ ضعف های خود را برطرف کنید، فرصت های خود را به دست آورید و تهدیدات خود را تشخیص دهید.
مرحله هفت - منابع خود را ارزیابی کنید.
اکنون که اهداف و اهداف خود را به پایان رسانده اید، وقت آن است که یک ارزیابی منابع انجام دهید. یکی از بزرگترین بلوک های مانع از همه برنامه های استراتژیک خوب، زمان و پول است. همانند هر کسب و کار، بودجه ها هرگز به اندازه کافی بزرگ نیستند تا همه چیز را که می خواهید انجام دهید. اهداف کلیدی را اولویت بندی کنید با پرسیدن: آیا اجرای اهداف به معنای مالی است؟ آیا برای رسیدن به برنامه خود منابع انسانی دارید؟
گام هشت - اقدام کنید
تاکتیک ها اقدامات خاص / برنامه های عملیاتی را ایجاد می کنند که منجر به اجرای اهداف و اهداف شما می شود. اساسا، برای هر هدف یک لیست کارهای خود بنویسید. راه سریع برای توسعه تاکتیک های شما این است که به این سوال پاسخ دهید: آیا برای رسیدن به اهداف خود موانع وجود دارد؟ برای پاسخ دادن به هر موضوعی برای هر هدف، از پاسخ استفاده کنید. مسئولیت ها و مهلت ها را برای تضمین پیاده سازی اختصاص دهید. یک روش عالی برای خرید از کارکنان شما این است که برای هر کارمند یک هدف اختصاص دهید. از او بخواهید که برنامه عملیاتی را بنویسد و مسئول اطمینان از انجام هر کاری باشد.
مرحله نهم - نمره را نگه دارید
در مرحله ششم، اهدافی را که قابل سنجش بودند نوشتید. این اندازه گیری ها و اهداف را در کارت امتیازی (در اکسل) قرار دهید، که به عنوان یک پانل ابزار هدایت شرکت شما را در جهت دستیابی به دید شما انجام می دهد. با کارت امتیازی، می توانید به طور ماهانه پیشرفت خود را پیگیری کنید.
مرحله دهم - استراتژی را عادت دهید.
یک رهبر که به اجرای موفقیت آمیز استراتژی و برنامه اختصاص داده شده است، کلیدی است. این برنامه باید با مردم، پول، زمان، سیستم ها و بالاتر از همه ارتباطات پشتیبانی شود. برنامه را برای همه در سازمان خود بفرستید. یک نشست استراتژی ماهانه یا سه ماهه ای برای گزارش پیشرفت در جهت دستیابی به هدف داشته باشید. فراموش نکنید که در صورت نیاز به اقدامات اصلاحی بپردازید و با تغییر شرایط محیط سازگار شوید.
نتیجه
آخرین سخن من از مشاوره یک طرح یک سند زندگی است. لازم نیست که کامل و یا 100 درصد کامل برای شروع استفاده از برنامه استراتژیک خود باشید. یک کسب و کار بدون برنامه مانند یک ماشین بدون فرمان است. پیش نویس خشن بهتر از هیچ برنامه ای نیست. طرح خود را بر روی کاغذ قرار دهید تا بتوانید به سال 2004 نگاهی بیندازید و موفق به کسب موفقیت های خود شوید. برنامه ریزی مبارک
_______________________________________
اریکا اولسن (Erica@m3planning.com) یک مدیر برنامه ریزی M3، یک شرکت توسعه کسب و کار است که به شرکت ها کمک می کند تا درک کنند که چه کسی هستند، در جایی که می روند، و چگونگی دست یابی به آنها. او همچنین مربی و نویسنده است.