ممکن است چند ساعت یا نیم روز طول بکشد تا یک سخنرانی کوتاه بنویسید. یک سخنرانی کلیدی می تواند یک هفته یا دو هفته طول بکشد تا پیش نویس و ویرایش و نهایی شود.
سازمان و مشخص کردن آن می تواند ساعت های بی شماری از بازنویسی را نجات دهد.
مراحل نوشتن یک سخنرانی کلیدی
- مخاطبین خود را درک کنید آنها چه کسانی هستند و چگونه با موضوع شما ارتباط دارند؟ دکمه های داغ آنها چیست، چطور می توانید آنها را به مخاطبان منتقل کنید، اما گوش دهید و موافقید؟ کلمات، عبارات و یا نکات اطلاعاتی که در توافق به دست می آورند چه هستند؟
- در انتها شروع کن شما می خواهید مخاطبان را انجام دهید؟ در یک دنیای کامل، چه کسی هرچه الهام بخش خواهد شد تا بعد از گوش دادن به سخنرانی بیدار شود؟ همه چیز در سخنرانی شما باید این تماس را به سلاح تبدیل کند. اگر مخاطب را در یک خط مستقیم یا تلگراف قرار دهید، سخنرانی خسته کننده خواهد بود.
- آن را به سه قسمت تقسیم کنید و آن قسمتها را به سه قسمت تقسیم کنید. با صحبت کردن 30 دقیقه ای سخنرانی، آن را به سه بخش 10 دقیقه تقسیم کنید. این سه بخش را بیابید و آنها را به سه قسمت تقسیم کنید. در حال حاضر شما نه بخش کامل از تقریبا سه دقیقه هر واحد داشته اید، و شما می توانید به طور مستقل به آنها کار کنید تا آنها جلا داده شود. این قانون قاچاق نیست. این تکنیک است این یک راه خوب برای اطمینان از اینکه هر بخشی از سخنرانی شما متعادل است. اگر شما فقط کل متن را بنویسید، ساختار ممکن است گم شود. شما ممکن است 15 دقیقه یک مشکل و دو دقیقه در راه حل بدون دانستن آن صرف کنید.
- تنوع، تنوع و تنوع. اگر سخن شما چیزی جز آمار نیست، مخاطبان به دنبال اشیای تیز و ابزارهای نجیب می گردند. هر نوع تکرار باید یک هدف داشته باشد. بیش از حد چیز خوبی بد می شود سخنرانی سخنرانی جامع متنوع است : داستان هایی درباره افراد واقعی، نمونه هایی از تاریخ، استعاره ها، اعداد جالب، ایده های جدید.
چه چیزی باعث می شود سخنرانی بزرگ
یک سخنرانی عالی به سادگی این چیزها را با هم ترکیب نمی کند. آنها را مانند یک پرده سینما می سوزاند و مخاطبان را بر روی یک غواصی می برد.
به هر بخش از سخنرانی نگاه کنید و از خودتان بپرسید، احساسات مخاطب چه احساسی دارند؟ در مورد بخش قبل و بخش بعد؟
این نباید تصادفی یا تکراری باشد. حتی اگر شما در مورد یک مسئله سخت، مانند گرسنگی یا اقتصاد بد صحبت می کنید، دلیل دیگری وجود دارد که شما صحبت می کنید و این دلیل امید به تغییر است. سی دقیقه از "این یک مشکل وحشتناک و وحشتناک است" و "از شما متشکرم که اجازه ندادید صحبت کنید" کار نخواهد کرد.
شما باید مخاطب را امیدوار باشید که بتواند تفاوت ایجاد کند، حوادث مشخص و خاصی را ارائه دهد، همراه با منطق و نتایج مورد انتظار. به صراحت می گوید "شما می توانید چیزی را انجام دهید" بسیار مستقیم است؛ در هالیوود، آنها می گویند گفت و شنود "بر روی بینی" است.
داستان واقعی درباره افراد متوسط - نه میلیاردرها و یا نابغه ها - که تغییر ایجاد کرده است. مردم محلی، اگر بتوانند. آن را به مخاطبان خود واقعی تبدیل کنید.
احتمالا کسی در مخاطب است که تحت تاثیر این موضوع قرار گرفته یا به عنوان یک داوطلب یا مدافع مشغول به کار بوده است. داستان این شخص طلای لختی است. با آن شروع نکنید، با آن پایان دهید.