بودجه هایی که هزینه های بیش از حد را کاهش می دهند عملکرد شرکت را کاهش می دهد
چرا فاقد بودجه است
برخی از موارد کمبود بودجه عمدی هستند، دیگران نیستند، و بسیاری دیگر در جای دیگری قرار دارند. بعضی مثالها تفاوت را روشن می کنند:
افت شدید بودجه
کمبود بودجه عمدی ممکن است اتفاق بیفتد، زیرا یک مدیر احساس می کند زیر اسلحه "شماره خود را"، اغلب در پاسخ به مقررات قبلی که درآمد پایین تر از پیش بینی ها بود و مهمتر از آن انتظارات صاحبان سهامداران را برآورده نمی کرد.
آسان است، اگر روش غیر اخلاقی برای برطرف کردن مشکل این است که مدیر فقط باید یک بودجه را پیشنهاد کند که بیش از حد هزینه ها را برای مدت زمان تعیین می کند یا عمدا منابع درآمد احتمالی را پنهان می کند. از آنجایی که بودجه بودجه بودجه بود، برای شروع، مدیر در حال حاضر مشکلی در بر خوردن آن نخواهد داشت. در مقیاس وسیع، آزادی تحلیلگران از پیش بینی های درآمد سه ماهه ای که حسابرسان داخلی شرکت می دانند ممکن است این شرکت در حال حاضر بیش از حد است نمونه ای از این است.
اساس آن همان انگیزه است: اجازه می دهد گزارش بعدی شرکت نشان دهد که درآمد "بیش از انتظارات" است. به عنوان مدیران شرکت ممکن است امیدوار بود، این "خبر خوب" ضرب و شتم گاهی اوقات منجر به کوتاهی و ناعادلانه در قیمت سهام می شود.
کاهش بودجه ناخواسته
گاهی ناخواسته بودجه می تواند گاهی ناشی از کنترل داخلی نامناسب باشد. اگر داده های کافی برای ایجاد هزینه های مناسب بر اساس اطلاعات و پیش بینی های فروش وجود داشته باشد، مدیران ممکن است بودجه عملیاتی غیر واقعی را براساس انتظارات صادقانه ارائه دهند که به سختی بیشتر از "بهترین حدس ها" باشد یا به طور کامل بر اساس بودجه های سه ماهه گذشته، که برای هر تعداد از دلایل، درآمد و هزینه های مربوط به چهارم آینده را منعکس نمی کند.
به عنوان مثال، این می تواند اتفاق بیفتد، اگر کنترل های داخلی شرکت بازتابی از فروش یک محصول جدید را نشان نمی دهند. اگر به جای اشاره به شتاب فروش محصول جدید در سه ماهه گذشته و در نظر گرفتن مداوم حرکت فروش خود، مدیر فقط تعداد کلی فروش را برای سه ماهه نشان می دهد، سپس آن شماره را به سهماهه بعدی اعمال می کند، نتیجه کم توجهی ناخواسته به فروش و سود.
رفع موانع که عموما عمدا و عموما غیر عمدی است
این نوع از فقدان بودجه دارای دو دلیل رایج است: عدم اطمینان چشم انداز در یک محیط جدید فروش یا هزینه و روش های بودجه بندی غیر متمرکز. اگر، برای مثال، شرکت یک محصول جدید را بر خلاف محصولات موجود در بازار معرفی می کند، چه کسی می گوید که فروش چه خواهد بود؟ حتی اگر این شرکت به اندازه کافی تحقیق بازار را انجام دهد، برخی از عدم قطعیت ممکن است باقی بماند.
گرايش طبيعي انسان هنگامي اتفاق مي افتد که اين نوع وضعيت "بازي امن" باشد و احتمالا به نظر مي رسد طرح فروش به شک و ترديد خوش بينانه باشد. این کاملا دقیق نیست، و این یک اشتباه کاملا بی گناه است. وضعیت مشترک دیگر که حاوی ترکیبی از عمدی بودن و فساد اداری است از یک فرایند بودجه بالا میرود که بیش از حد بر روی ورودیهای اطلاعات غیر متمرکز متکی است.
داشتن هر بخش مسئولیت سهم خود در بودجه می تواند خوب باشد به این معنی که مدیران در هر بخش، پیش بینی های بودجه خود را بر روی دانش اولویت قرار می دهند، اما کیفیت این پیش بینی ها می تواند بطور اساسی از بخش به بخش متفاوت باشد. بهترین درمان برای این مشکل، بهتر نظارت بر بودجه برای ادارات فردی و تأکید بیشتر بر مدیریت بودجه از بالا به پایین است.