نوشتن برنامه رسانه ای از انجام یک تبلیغات یا بازاریابی سخت تر است. شما به طور معمول بودجه تبلیغاتی ندارید و تعداد فروش سختی وجود ندارد زیرا شما هیچ چیزی را نمی فروشید .
ایده ای که شما در حال فروش آن هستید. پس چگونه می توان یک طرح برای فروش یک ایده نوشتید و چگونه می دانید که آیا کار می کرد یا خیر؟ در اینجا نمونه ای از زندگی واقعی است: گشت پلیس و پلیس در جایی که من در ایالت واشنگتن زندگی می کنم، خواستار افزایش استفاده از کمربند ایمنی با تصویب یک قانون جدید نشدند.
این یک مورد کلاسیک است. این همه کسانی را که در یک ماشین در حال رانندگی یا سواری هستند تاثیر می گذارد. در صورت وجود هرگونه هزینه ای از بودجه ای ندارید و این یک نوع شایع است. مقامات دولتی همیشه سعی در افزایش آگاهی در مورد مسائل بهداشتی و ایمنی دارند. بیایید یک برنامه رسانه ای ایجاد کنیم تا افراد بیشتری را برای استفاده از کمربند ایمنی بکار ببریم، سپس آن را با برخی از چیزهایی که انجام می داد مقایسه کنیم.
مرحله 1: مخاطب هدف چه کسی است؟
اولین قاعده لفاظی این است که مخاطبان خود را بدانند. در این مورد چه کسی مخاطب است؟ هنگامی که استفاده از صندلی خود را نداشتید، کمربند یک جرم ثانویه بود - به این معنی که پلیس نمی تواند شما را برای انجام این کار متوقف کند و تنها به شما در مورد آن می گوید، زمانی که شما برای برخی از نقض های دیگر مانند سرعت رانندگی به دست آوردید، فقط 82 درصد از شهروندان لباس های کمربند ایمن داشتند.
بنابراین هدف 18 درصد از رانندگان است که دست نخورده نیستند. ممکن است سخت باشد که فقط آنها را هدف قرار دهیم. از سوی دیگر، این می تواند به هر راننده ای در یک ایالت با هفت میلیون نفر رسیده باشد.
سعی کنید تجربه و استفاده از یک علم کمی داشته باشید. گشتالت دولتی و پلیس محلی آمار خوب را دنبال می کنند.
آنها قطعا می توانند به شما بگویند که کدام شهرها و بزرگراه ها بالاترین نرخ حادثه را دارند که رانندگان و مسافرین کمربند ایمنی ندارند. شاید این یک مسئله منطقهای است، زیرا مناطق روستایی بیشتر درمورد کمربندهای بیمارستان و ساکنان شهر، قبل از مبارزه با ترافیک، از هم پاشیدهاند.
اعداد به شما کمک خواهند کرد که منابع را تمرکز کنید.
اگر شما واقعا می خواستید علمی باشید، پیام های مختلف و کمپین های مختلف در کشورهای مختلف را آزمایش کنید تا ببینید چه کار می کند و چه چیزی نمی کند. نیروهای دولتی کمی از هر دو را انجام دادند. آنها برای رسیدن به همه رانندگان تابلوهای تبلیغاتی و اطلاعیه های خدمات عمومی (PSA) رادیو و تلویزیون داشتند.
اما آنها همچنین یک کمپین آگاهی را انجام دادند، جایی که اگر کسی بخواهد یک کمربند ایمنی را بپوشاند، راننده و مسافران هشدار و آموزش کمی در مورد قانون جدید دریافت خواهند کرد. یک بلیط نیست اخطار.
این هوشمندانه بود. اگر شما یک سوئیچ را تغییر دادید و شروع به ارسال بلیط های بزرگ به افرادی که در مورد قانون جدید نمی دانستند، آنها خشمگین خواهند بود. با داشتن یک دوره گذار، که در آن پلیس در مورد آن دوستانه بود، و به سادگی اطلاع دادن رانندگان در مورد قانون جدید بدون دادن بلیط، آنها آگاهی را افزایش و متقاعد ساختن بیشتر رانندگان برای شروع کمربند ایمنی.
مرحله 2: یک پیام را بسازید.
شما مردم را قانع نخواهید کرد با استفاده از یک برگه یا آمار، کمربند ایمنی را بپوشانید. حتی اگر بتوانید، هیچ پولی برای فرستادن نامه ها یا چاپ هفت میلیون ورق کاغذ وجود ندارد.
پیام باید کوتاه، جذاب و ساده باشد. می تواند سه پاراگراف طولانی باشد.
کلمات کمتر، بهتر است. آنها با "کلیک بر روی آن یا بلیط"، که کامل بود. کوتاه. هذیان ساده. این عجیب و غریب بود و به مردم دقیقا همان چیزی را که لازم بود انجام می داد و به عواقب عدم انجام آن می گفت. آنها از یک پیام مشابه برای مبارزه با رانندگی مست با پیام استفاده کرده اند: "Drive hammered، getailed".
مرحله 3: افزایش آگاهی و ایجاد اتحاد
با یک کمپین خدمات عمومی مثل این، ایستگاه های رادیویی، ایستگاه های تلویزیونی و روزنامه ها معمولا با کمک PSA ها، می توانند کمک کنند.
آنها دقیقا همین کار را کردند. هنگامی که PSA ها را می زدند، پلیس محلی و سربازان دولتی بودند که آن منطقه را که در تلویزیون و در نقاط رادیویی حضور داشتند، سرپوش گذاشتند. این به این معنی بود که لکه ها به اندازه ای ظریف و باهوش نبودند، زیرا آنها به جای تکمیل چند لکه در سطح کشور، صدها نفر را کشتند.
با این حال این کمپانی ارزش آن را داشت.
اگر چیزی شبیه به این موضوع بیش از حد ظریف باشد، مردم به آن مقاومت می کنند. داشتن چهره ها و اسامی که آنها از حیاط خلوت خود به رسمیت شناختند، اخلاق پیام را افزایش داد و به مردم متقاعد ساخت.
همچنین برای کسب همکاران و ذینفعان برای کمک به شانه کردن و گسترش این کلمه هوشمند است. در این مورد، پلیس محلی، مادران علیه رانندگی مست و گروه های مشابه، متفقین و ذینفعان طبیعی هستند.
مرحله 4: اندازه گیری نتایج
ما نمی دانیم اگر به مناطق مختلف کشور نگاه می کردیم و تلاش هایی را انجام می دادیم که کمربند کمربند کم بود. ما می دانیم که گشت های دولتی و پلیس در مورد ردیابی تعداد هشدارها و بلیط ها هوشمند هستند و آنها اعتقادات و احساسات در مورد اینکه آیا رسانه ها و کمپین آگاهی آنها کار می کرد یا خیر، اعتماد نداشتند.
آنها به اعداد نگاه کردند، و از کمربند ایمنی استفاده کردند. نه تنها در ابتدای مبارزات انتخاباتی بلکه در هر سال، این رقم ها را به طور مداوم بهبود می بخشند.
با توجه به گشت های دولتی، آنها هنوز در حدود 47000 نفر را در سال برای عدم انقباض می گویند. اما میزان افرادی که از کمربند ایمنی استفاده نمی کنند هر سال، سال به سال کاهش یافته است.
در سال 2010 97.6 درصد از رانندگان روی آن کلیک کرده بودند. واشنگتن از یکی از بدترین کشور ها برای کمربند ایمنی در میان بهترین ها رفت. این طرح کار کرد
ویرایش توسط Laura Lake