محاسبه حاشیه سود خالص شما را به سودآوری می دهد
سود ناخالص شرکت، نشان دهنده درآمدهای حاصل از درآمد پس از کسر تمام هزینه های مربوط به فروش این کالاها است.
این عددی در معادله مارجین سود ناخالص است، در حالی که معنای درآمد حاصل از فروش معادل هزینه کالاها فروخته شده است.
محاسبه مارجین سود ناخالص
حاشیه سود ناخالص ، درصد درآمد است که پس از کسر هزینه کالاها فروخته می شود:
مارجین سود ناخالص = (درآمد حاصل از فروش منهای هزینه کالاهای فروخته شده) ÷ درآمد حاصل از فروش
به عنوان مثال، یک شرکت ممکن است درآمد فروش 75 میلیون دالر را داشته باشد و هزینه کالاهای فروخته شده، که در زیر توضیح داده شده است، از 57 میلیون دلار باشد. بنابراین در این مثال محاسبه شده است:
مارجین سود ناخالص = (75M- $ 57M) ÷ $ 75M = .24، یا 24٪
به دست آوردن مزیت کامل این محاسبه، که به خودی خود کاملا ساده است، نیاز به درک دقیق معنی اجزای آن دارد.
انواع درآمد انواع
درآمد، برای اکثر شرکت ها، تقریبا همان چیزی است که فروش است. با این حال، تفاوت عمده بین این دو این است که درآمد، اصطلاح جامع تر است.
این شامل فروش، بلکه شامل هر گونه درآمد دیگر، از قبیل سود، املاک اجاره، حق امتیاز و یا در واقع تقریبا هر چیز دیگری که درآمد غیر فروش را تولید می کند.
این تمایز یکی از دلایلی است که محاسبه حاشیه سود ناخالص، یک سنجش خوبی از سلامت شرکت است، اما در موارد خاص نمیتواند کاملا دقیق باشد.
هنگام محاسبه نسبت حاشیه ناخالص و تجزیه و تحلیل نتیجه، مهم است بدانید که آیا از کل فروش یا کل درآمد استفاده می کنید.
اگر، برای مثال، یک شرکت داروسازی یک داروی دیگر را به یک شرکت دیگر مجوز داده است، در سال اول انتشار دارو، ممکن است پرداخت های سلطنتی بسیار زیاد دریافت کند. این درآمد غیر فروش تغییر بزرگی در سالهای دیگر است و بنابراین درآمد مورد انتظار را در سالهای آینده تحریف می کند.
در چنین مواردی، یک حسابدار قانونی، یک حرفه ای که عمیقا به سرمایه مالی شرکت می پردازد، ممکن است یک یادداشت را به بیانیه درآمد شرکت اضافه کند. آنها اشاره می کنند که جریان درآمد آتی از حق امتیاز، سالی یک بار در مقادیر نسبتا قابل پیش بینی کاهش می یابد و پس از انقضای ثبت اختراع دارو، به شدت کاهش خواهد یافت. در این مورد، با استفاده از کل درآمد در معادلات حاشیه سود ناخالص، یک پاسخ متفاوت و دیدگاه متفاوت نسبت به شرکت، نسبت به استفاده دقیق از درآمد فروش، پاسخ می دهد.
هزینه کالاها چیست؟
هزینه کالاهای فروخته شده (COGS) فقط به هزینه های متغیر شرکت اشاره دارد. این توضیح می دهد که چرا محاسبه سود ناخالص، اگر چه مفید است، به شما نمی گوید که شما باید همه چیز را بدانید که باید بدانید که چگونه یک شرکت خوب کار می کند.
هزینه های متغیر عبارتند از هزینه های واقعی تولید مانند حقوق و دستمزد، مواد، کمیسیون فروش و هزینه های دیگر که با تولید تولید متفاوت است، مانند هزینه های کارت اعتباری مربوط به فروش.
این هزینه ها فقط مربوط به درآمد حاصل از فروش محصول یا خدمات شرکت می باشند و از درآمد حاصل از منابع دیگر مانند درآمد سود بهره می برند.
با این حال COGS شامل هزینه های ثابت مانند اجاره، پرداخت به کارمندان (که متشکل از کارگران تولیدی است که به صورت ساعت پرداخت می شوند) و هر و هزینه های مربوط به کارخانه فیزیکی شامل هزینه های ثابت است. در اغلب موارد، جایی که این هزینه ثابت در محدوده های طبیعی است، به استثنای آنها کمی دقت محاسبه حاشیه سود را افزایش می دهد، زیرا این امر به شما در مدیریت هزینه های شرکت مربوط به تولید محصول کمک می کند.
در برخی موارد، صرف نظر از هزینه های ثابت از این معادله می تواند یک تصویر گمراه کننده از حاشیه سود را فراهم کند. یک شرکت تولیدی، اجاره محل در ناحیه سرعتی رو به رشد، ممکن است رو به افزایش و در نهایت ناپایدار اجاره، افزایش یابد، اما این در بازده ناخالص منعکس نخواهد شد، زیرا اجاره هزینه ثابت است.
با وجود محدودیت های آن، محاسبه سود ناخالص یک راه مفید برای ردیابی سودآوری است.
افزایش مارجین سود ناخالص شما
صاحبان کسب و کار کوچک همیشه به دنبال بهبود حاشیه سود ناخالص خود هستند. به عبارت دیگر، آنها می خواهند هزینه های خود را برای فروش کالاها به هنگام افزایش درآمد فروش کاهش دهند.
یکی از راههای انجام این کار این است که قیمت محصول خود را افزایش دهد. شما باید در مورد انجام این کار دقت کنید، مخصوصا در یک محیط تجاری ضعیف. اگر شما اشتباه کرده و قیمت های خود را بیش از حد افزایش دهید، فروش شما کاهش می یابد. به منظور افزایش قیمت ها با موفقیت، محیط اقتصادی، رقابت و عرضه و تقاضا برای محصول خود را همراه با هر گونه اطلاعات مفید که می توانید در باره مشتری خود، از جمله درآمد، عادت های مصرفی و ترجیحات اعتباری جمع آوری کنید، را محاسبه کنید.
شما همچنین می توانید هزینه های تولید محصول خود را کاهش دهید، به این معنی هزینه های متغیر خود را. این فقط به عنوان افزایش قیمت محصول شما چالش برانگیز است. شما می توانید محصول را به طور موثر تر تولید کنید. این ممکن است شامل کاهش هزینه های نیروی کار شما باشد، که ممکن است نیاز به اخراج یا سایر محدودیت های صرفه جویی در هزینه کارکنان را داشته باشد. اگر هزینه های کار خود را در این راه کاهش دهید، می توانید بر کیفیت محصول تاثیر گذار باشید.
در نهایت شما می توانید هزینه های تولید خود را با توجه به مواد کاهش دهید. شما ممکن است بخواهید سعی کنید یک تامین کننده برای موادی پیدا کنید که با قیمت ارزان تر ارائه می دهند. شما همچنین می توانید سعی کنید مذاکره با تخفیف حجم با تامین کننده فعلی شما.
اگر مواد را به صورت بزرگتر خریداری کنید، عرضه کننده ممکن است شما را تخفیف دهد. در حالی که به دنبال یک تامین کننده ارائه دهنده مواد برای قیمت ارزان تر، هرگز کیفیت کیفیت را از دست ندهید. سقوط هواپیما Takata، که به شدت تحت تأثیر درآمد برای هوندا قرار گرفت، یک شرکت خودرویی بود که قبلا شهرت خوبی برای کیفیت داشت، خطر انتخاب مواد محصول را با استفاده از هزینه به عنوان فیلتر انتخاب اولیه نشان می دهد.