نحوه تنظیم و دریافت قیمت مناسب برای جلوگیری از اشتباهات
با این حال، من همیشه کمی شگفت زده می شوم در مورد اینکه چگونه کسب و کارهای وقت صرف قیمت گذاری خود. از آنجا که این یک متغیر کلیدی بازاریابی برای هر صاحب کسب و کار کوچک است ، در اینجا برخی از اندیشه ها در تنظیم (و گرفتن) قیمت مناسب است.
قیمت یک وعده است
بگذارید بگوییم شما خریداری می کنید، و شما با دو نام تجاری از غلات آشنا هستید. یکی از مارک های مشهور پوسته ای است که در 20 اونس بسته بندی می شود. جعبه شامل یک اسباب بازی است و در قیمت 4.99 دلار قیمت دارد. دیگر مارک تجاری فروشگاهی از پوسته است که بسته بندی شده در یک کیسه پلاستیکی غیر قابل تنظیم است و برای 2.99 دلار فروش می کند. کدام یک را می خرید؟
اگر تصمیم خرید خود را بر اساس قیمت به تنهایی انتخاب کردید، 28 اونس را انتخاب کنید. کیسه ای برای 2.99 دلار و در راه شماست. اما قیمت بیشتری نسبت به آن وجود دارد، نه؟ وعده های مربوطه وجود دارد. در این مثال، نام تجاری 4.99 $ به شما وعده داده است که شما با مواد با کیفیت بالا و طعم و مزه، یک اسباب بازی اضافی که می تواند فرزند شما را در حالی که شما تماشا از نمایش دیک ون دایک را تماشا، و همچنین راحتی یک بسته بازپخش.
گرچه این مثال با غلات مرتبط است، تصمیمات مشابه توسط خریداران در بازار شما ساخته می شود. هربار که یک خریدار یک محصول را انتخاب می کند، با وعده های خود یک قیمت را مطابقت می دهد.
بنابراین، به عنوان بازاریاب یک کسب و کار کوچک، شغل شما برای درک قیمت و وعده خدمات خود است.
وعده های خود را تعیین کنید
همانطور که قیمت های خود را تعیین می کنید (یا آنها را افزایش دهید)، تمام عوامل ارزش گذاری را که به قیمت شما می آیند، ارزیابی کنید. ویژگی های محصول یا خدمات شما قابل توجه است؟
در زیر چند نمونه از عوامل ارزش است که به قیمت محصول یا یک سرویس می پردازند:
برای یک محصول:
- کیفیت مواد خام
- عملکرد محصول به پایان رسید
- بسته بندی
- در زمان تحویل
- خدمات پس از فروش
برای یک سرویس:
- سطح تجربه ارائه دهنده خدمات
- تاثیر پایه نهایی تحویل نهایی
- ظاهر ارائه دهنده خدمات
- زمان تحویل برای تماس های تلفنی / ایمیل
- توانایی دیدار با مهلت
همانطور که می توانید تصور کنید، توانایی شما برای ارائه عوامل مختلف، بیش از رقبای خود، به طور مستقیم بر قیمت هایی که تنظیم می کنید تاثیر می گذارد ... و دریافت می شود. اگر بعضی از عوامل را تحقق بخواهید، اما از عرضه آنها کم نمی شود، قیمت خود را از طریق شکایات مشتریان ، پرداخت های تاخیری یا نقص های مشتریان به چالش می کشد.
از انواع راه های ورود به قیمت خود استفاده کنید
یک اشتباه بزرگ که من می بینم صاحبان کسب و کارهای کوچک انجام می دهند تنها از یک روش برای محاسبه قیمت ها استفاده می کنند. اما، اگر محاسبات شما اشتباه است، چه؟ سپس شما با قیمت بد گیر می شوید. در عوض، پیشنهاد می کنم که برای محاسبه قیمت ها از روش های مختلف قیمت گذاری استفاده می کنند.
روش شماره 1 - هزینه یابی
این روش اول هزینه های خود را، سود مورد نظر خود را به حساب می آورد و سپس این را به قیمت می دهد. برای پیدا کردن هزینه های کلی کسب و کارتان، باید دو نوع حساب کاربری داشته باشید: هزینه های مستقیم و هزینه های غیر مستقیم
هزینه های مستقیم کسانی هستند که هنگام ارائه خدمات خود متحمل شده اند و معمولا شامل کار و مواد هستند.
به عنوان مثال، اگر شما دارای یک فروشگاه تی شرت هستید، هزینه های مستقیم شما ممکن است شامل کار به کارکنان فروشگاه، تی شرت های خالی که شما از فروشنده بخرید، علامت های تجاری که برای پیراهن ها و تمام تجهیزات مورد استفاده شما برای اعمال می شود علامت های تجاری به پیراهن.
هزینه های غیر مستقیم عبارتند از هزینه های دیگر که در هزینه های مستقیم شما حساب نمی شود و شامل چیزهایی مانند اجاره، بیمه، تلفن و صورتحساب برق و لوازم اداری. این هزینه های غیرمستقیم همه چیزهایی را که نیاز دارید تا هر روزه کسب و کار خود را حفظ کنید، شامل می شود.
پس از اینکه متوجه شدید که هزینه های مستقیم و غیر مستقیم شما چیست، آنها را اضافه کنید. فقط برای سرگرمی، بگذارید این کل 10،000 دلار در سال باشد. در حال حاضر، بگذارید بفهمیم شما می توانید 2،000 تی شرت را در یک سال به فروش برسانید.
با تقسیم 10،000 دلار در هزینه ها با مقدار 2000، شما در معرض نقص 5.00 دلار / تی شرت می باشید. این قیمت بی نظیر پایین ترین قیمت است که می توانید آن را بپردازید و هزینه های خود را تماما پوشش دهید.
گام بعدی این است که از خودتان بپرسید چه سودی را می خواهید. بگذارید بگوییم شما دوست دارید 20،000 دلار برای زندگی در طول سال (نه یک مبلغ قهرمانانه، اما من فقط سعی دارم این را ساده نگه دارم). این سود شماست. خوب، اکنون 20 هزار دلار و تقسیم آن را با 2000 تی شرت که میخواهید به فروش برسانید، تقسیم کنید و شما با 10 دلار / تی شرت درآورید. این را به $ 5 / T-shirt اضافه کنید و قیمت شما باید 15 دلار باشد / تی شرت.
روش شماره 2 - قیمت گذاری رقابتی
پس از ایجاد قیمت مبتنی بر هزینه خود، می خواهید این قیمت را در مقایسه با قیمت های بازار مقایسه کنید. قیمت ها رقبای خود را در حال حاضر دریافت و تعیین کننده کلیدی از قیمت گذاری خود هستند.
پیدا کردن اطلاعات رقابتی همه چیز سخت نیست؛ فقط کمی حفر می کند اگر صاحب یک فروشگاه تی شرت مانند در مثال بالا بودم، من 5 فروشگاه دیگر تی شرت را می دیدم و در مورد قیمت گذاری آنها می پرسیدم. سپس از خودم میپرسم آیا آنها تی شرت همان کیفیت را به من پیشنهاد می دهند؟
اگر قیمت آنها بالاتر باشد، چه چیزی آنها را برای توجیه قیمت ارائه می دهند؟ اگر قیمت آنها پایین باشد، کیفیت محصول آنها (یا خدمات) به میزان قابل توجهی کاهش می یابد؟ این نوع نظارت رقابتی هنگام تعیین قیمت ها بسیار مهم است.
در حال حاضر، اگر شما در بازار تجاری به کسب و کار یا فروش یک سرویس هستید، چه؟ در اینجا برخی از منابع معمول اطلاعات برای قیمت های رقابتی وجود دارد:
- مشتریان مورد نظرتان که می توانند با ورق قیمت از رقبا تهیه کنند.
- انجمن های تجاری که ممکن است قیمت گذاری را در میان تجارت بررسی کنند.
- نامزدهای شغلی با شرکت شما مصاحبه می کنند که از رقبا آمده است.
روش شماره 3 - قیمت گذاری بر اساس موقعیت
اکنون ماشین حساب خود را کنار بگذارید و از این سوال خود بپرسید: «چگونه می توانم در بازارم درک کنم؟» این یک سوال مهمی است؛ زیرا قیمت شما موقعیت خود را (یا محصول) را در ذهن شما قرار می دهد. منظور من این چیست؟ خوب، فکر فراری. حالا فورد فکر کن نقاط قیمت کاملا متفاوت، ادراک کاملا متفاوت، درست است؟
اگر می خواهید خدمات خود را به عنوان پایان بخش قرار دهید (فکر کنید فراری)، شما یک قیمت را به انتهای بالاتر از محدوده قیمت که در بازار موجود است پیدا خواهید کرد. اگر از سوی دیگر، سرویس شما کارآمدتر خواهد بود، به خطر انداختن ویژگی های اضافی و لمس دقیق تر، قیمت پایین تر خواهد بود. در کتاب "جعبهابزار بازاریابی برای کسب و کارهای در حال رشد"، من حداقل 13 راهکار قیمت متفاوت را انتخاب میکنم. اما برای این کار ساده تر، انتخاب های شما را فقط تا سه جوشانده ام.
- قیمت حق بیمه (گران ترین قیمت 1/3 از بازار شما)
- قیمت بازار میانه (در سطح 1/3 از بازار شما)
- هزینه بودجه (ارزان ترین قیمت 1/3 از بازار شما)