مدیریت نام تجاری مدرن در سالهای پس از جنگ جهانی دوم در Procter & Gamble (P & G) توسعه یافت. بسیاری از تکنیک های مشابه P & G هنوز هم در حال حاضر استفاده می شود. این ایده که یک تیم اختصاصی بازاریابها بر یک برند خاص تمرکز دارد و یک مدیر برند همه فعالیتهای کلیدی را که از این برند پشتیبانی می کند، ایده اصلی مدیریت برند است، همانطور که در ابتدا تصور می شد.
مدیریت برند یک رویکرد مدیریت کامل است
مارک ها نفوذ قدرتمندی دارند، نه تنها در تعامل با مشتری بلکه در مدیریت یک شرکت. نقطه قوت مدیریت برند اعتماد است. بدون اعتماد، وعده نام تجاری شکسته است. مصرف کنندگان به طور کلی معتقدند که می توانند به یک برند اعتماد کنند تا بیشتر از عناصر وعده های نام تجاری را برآورده کنند. به عنوان مثال، Allstate Insurance وعده می دهد که شما در دستان خوبی هستید. اگر یک نماینده Allstate بعد از یک تصادف اتومبیل نشان ندهد، این وعده برند شکسته خواهد شد. هنگامی که یک نام تجاری ایجاد می شود و مصرف کنندگان به طور کلی رابطه نام تجاری را بیان می کنند، تولید کننده نام تجاری اغلب می تواند مرحله اعتماد را با مصرف کنندگان جدید به نام تجاری تسریع کند. مطمئنا، شبکه های اجتماعی اجتماعی به این ترتیب عمل می کنند.
نام تجاری شناسایی - در قالب طراحی آرم ، رنگ، شکل و قلم - همه در نظر گرفته شده برای توجه مصرف کننده و انتقال شخصیت برند است.
به طور طبیعی، پیوند یک نام تجاری با افراد مشهور ، مانند یک محصول زیبایی که توسط جنیفر آنیستون بازیگر شناخته شده است، می تواند بر میل مشتریان یک برند تاثیر گذارد.
انواع مارک ها
برخی از انواع آشنا ترین مارک ها عبارتند از:
- محصول: یک محصول ملموس شایع ترین چیزی است که با نام تجاری مرتبط است. اگر بیش از یک محصول در یک نام تجاری گنجانده شده باشد، یک ویژگی متحد باید وجود داشته باشد. به عنوان مثال، کلاسیک کلاسی یک نام تجاری است، اما نوشیدنی های کوکا کولا نیز یک نام تجاری را تشکیل می دهند.
- خدمات: خدمات، به جای محصولات، می تواند یک نام تجاری باشد که در آن فعالیت ها انجام می شود، مانند ارائه راه حل هایی برای پاسخگویی به نیازهای مصرف کننده برای یک نوع کار. به عنوان مثال، یک مشاور فناوری محلی که تماسهای خانه را برقرار می کند و وعده دریافت دسکتاپ خود را در دو ساعت می کند، نام تجاری است. یک نام تجاری خدمات می تواند به طور منفی یا مثبت از سوی کسانی که خدمات را ارائه می دهند، نحوه انجام خدمات، ارائه خدمات و نحوه ی ارائه خدمات به مشتریان فرد را تحت تاثیر قرار دهد. هر کدام از این متغیرها می توانند به تمایز سرویس در ذهن مصرف کنندگان اضافه کنند.
- فرد فردی: مردم می توانند برند خود را بر اساس شخصیت، کارایی، موقعیت، شهرت و نفوذ داشته باشند. این جایی است که سفیر نام تجاری نامیده می شود. به عنوان مثال، مؤسسه Emily Post دارای سفیری از نام تجاری است که از کسب و کار بازدید می کند تا دیدگاه خود را در مورد آداب کسب و کار به اشتراک بگذارد. همانطور که رسانه ها رشد کرده اند، این ایده که فرد می تواند یک نام تجاری باشد، ظهور کرده است. در زبان بومی معمول، نام تجاری برای تصویر جایگزین شده است، اما آنها مترادف نیستند. تصویر شخصی لزوما قابل فروش نیست، در معنای واقعی کلمه. یک سیاستمدار نمونه خوبی از یک نام تجاری فردی است که در آن نام تجاری باید جذابیت خود را به اجزای سیاستمدار تبدیل کند و چرخش منفی باید کاهش یابد.
- سازمان: شرکت هایی که خدمات و یا ارائه محصولات را ارائه می دهند مارک ها هستند. ویژگی هایی که مردم با یک شرکت مرتبط می سازند بلوک های یک نام تجاری را تشکیل می دهند. ادراک برند وابسته به تجربه مصرف کننده است . تجربه مصرف کننده برای اهداف است که توسط کارکنان در تمام سطوح سازمان آشکار می شود، چه هدفمند و چه غیرمستقیم. یکی از نمونه های آن Virgin Airlines و مدیر عامل آن ریچارد برانسون است. خطوط هوایی خود را به عنوان ارزان قیمت اما ارائه خدمات ستاره ای مشتری، و آن را در هر دو طرف تحویل داده است. و، مدیر عامل شرکت برانسون به اندازه کافی شناخته شده است که او به رسمیت شناخته شده است که داشتن خود شخصیت مشخص فردی است.
- رویداد: مارک های رویداد با تجربه مشتری مرتبط است که عمدتا از حضور در رویداد یا ارتباط قوی با هدف رویداد برگزار شده است. علامت های تجاری بزرگ یا کوچک، به ناچار وابسته به سرگرمی، وابستگی حرفه ای یا علت اجتماعی هستند که پایه ای برای این رویداد است. بازی های المپیک یکی از برجسته ترین مارک های رویداد است و مشتق وفاداری برند با هر ملتی است که بر ورزشکاران میهن خود شادمانی می کند.