مدیریت زنجیره تامین - ظرفیت اندازه گیری در ساخت

ظرفیت توانایی تولید خروجی در یک زمان خاص است

ظرفیت اغلب به عنوان توانایی جسم، یعنی اینکه یک ماشین، مرکز کار یا اپراتور است، برای تولید خروجی برای یک دوره زمانی مشخص، که می تواند یک ساعت، یک روز و غیره باشد، تعریف می شود.

بعضی از شرکت ها - کسانی که بهینه سازی زنجیره تامین را به عنوان یک استراتژی اصلی کسب و کار ندارند، اندازه گیری ظرفیت را نادیده می گیرند، فرض بر این است که ظرفیت آنها ظرفیت کافی دارد، اما اغلب این مورد نیست.

به طور فزاینده، برنامه های نرم افزاری مانند برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) و سیستم های مدیریت انبار (WMS) محاسبات را بر اساس فرمول هایی که وابسته به ظرفیت هستند محاسبه می کنند.

شرکت ها ظرفیت های مختلف را با استفاده از روش های مختلف اندازه گیری می کنند:

برای مثال، یک شرکت بازیافت محاسبه ظرفیت خود را بر اساس مقدار مواد که آنها را از تریلر ورودی در کارخانه خود را روشن می کنند محاسبه می کند، در حالی که یک شرکت نساجی محاسبه ظرفیت بر اساس مقدار نخ تولید شده، یعنی خروجی.

شرکت ها از دو اندازه ظرفیت، نظری و امتیاز استفاده می کنند. ظرفیت نظری به عنوان حداکثر ظرفیت خروجی تعریف شده است که برای هر خرابی اجازه نمی دهد، در حالیکه ظرفیت نامی ظرفیت خروجی را می توان برای محاسبه استفاده کرد، همانطور که بر اساس تجزیه و تحلیل طولانی مدت ظرفیت واقعی است.

استراتژی های ظرفیت

در هنگام بهینه سازی زنجیره تامین و مدیریت تولید و تولید، سه استراتژی ظرفیت اساسی استفاده شده توسط سازمان های مختلف زمانی که آنها افزایش تقاضا را در نظر می گیرند وجود دارد.

  1. استراتژی ظرفیت سرب
  2. استراتژی ظرفیت تاخیر
  3. استراتژی ظرفیت بازی

استراتژی ظرفیت سرب

همانطور که از نام آن میبینیم، استراتژی ظرفیت سرب ظرفیتی را افزون می کند تا تقاضا در واقع رخ دهد. شرکت ها اغلب از این استراتژی ظرفیت استفاده می کنند، زیرا این امر به یک شرکت اجازه می دهد تا زمانیکه نیازهای کارخانه تولیدی خیلی بزرگ نیست، تولید را افزایش دهد.

اگر هر گونه مسائل در طول روند صعودی اتفاق می افتد، می توان با آن مقابله کرد تا زمانی که تقاضا رخ دهد، کارخانه تولید آماده خواهد شد.

شرکت ها این رویکرد را به خطر می اندازند. همانطور که رضایت مشتری به طور فزاینده ای مهم می شود، کسب و کار نمی خواهد که به دلیل کمبود ظرفیت به روز رسانی ها رسیده باشد.

یکی دیگر از مزایای استراتژی ظرفیت سرب این است که به شرکت ها مزیت رقابتی می دهد. به عنوان مثال، اگر یک تولید کننده اسباب بازی معتقد باشد که یک محصول خاص برای یک دوره کریسمس یک فروشنده محبوب خواهد بود، ظرفیت پیش از تقاضای پیش بینی شده را افزایش خواهد داد، به طوری که محصولی در انبار موجود باشد، در حالی که تولیدکنندگان دیگر "بازیابی" خواهند داشت.

با این حال، استراتژی ظرفیت سرب هیچ ریسکی ندارد اگر تقاضا نتواند تحقق یابد، این شرکت می تواند به سرعت با موجودی های ناخواسته و همچنین هزینه های افزایش ظرفیت بدون نیاز خود دست یابد.

استراتژی ظرفیت لاغر

این مخالف استراتژی ظرفیت سرب است. با استراتژی ظرفیت عقب مانده، شرکت ظرفیت را تنها پس از تقاضا وارد می کند.

اگر چه بسیاری از شرکت ها از این استراتژی پیروی می کنند، موفقیت به تضمین نمی رسد. با این حال، برخی از مزایای این روش وجود دارد.

در ابتدا، این خطر یک شرکت را کاهش می دهد. با سرمایه گذاری در زمان تقاضای کمتر و به تأخیر انداختن سرمایه قابل توجهی، شرکت رابطه پایدارتری با بانک و سرمایه گذاران دارد.

ثانیا، این شرکت همچنان سودآورتر از شرکتهایی است که با افزایش ظرفیت سرمایه گذاری کرده اند.

البته، ناکامی این موضوع این است که این شرکت مدت زمانیکه محصول در دسترس نبود تا زمانی که ظرفیت نهایی افزایش یابد، وجود داشته باشد.

استراتژی ظرفیت بازیابی

استراتژی ظرفیت مسابقه ای است که یک شرکت تلاش می کند ظرفیت های کوچکتر را افزایش دهد تا با افزایش حجم همراه باشد.

اگرچه این روش تلاش می کند ظرفیت و ظرفیت دو روش دیگر را به حداقل برساند، شرکت ها همچنین بدترین دو را بدست می آورند، جایی که آنها می توانند در ظرفیت های مختلف و ظرفیت های مختلف در دوره های مختلف خود را پیدا کنند.

برای بهینه سازی زنجیره تامین شما باید بتوانید مشتریان خود را با آنچه که میخواهید در اختیار شما قرار دهند تا بتوانند آن را به دست آورند . با درک و بهره گیری از ظرفیت واقعی تولید و تولید این شرکت، می توانید این هدف بهینه سازی زنجیره تامین را به اهداف مهم تبدیل کنید.

به روز شده توسط Gary Marion، لجستیک و کارگزار زنجیره تامین.