جمع آوری و جمع آوری نام و نام خانوادگی باطل شده است

رویکردهای خلاقانه می توانند از هویت شخصی محافظت کنند

خلاصه: داستان ها کمک های مالی می کنند. اما اگر غیر انتفاعی شما به افراد خطرناکی نیاز دارد که ناشناس بمانند؟ در اینجا خط پایین زمانی که داستان خود را بگویید.

مشکل

همه ما می دانیم که گفتن داستان درباره افراد بهترین راه برای دریافت اهدا کنندگان برای پاسخگویی به درخواست های جذب سرمایه است.

این کاملا غیر معمول است که این روزها منابع مالی جمع آوری شود که شامل یک داستان در مورد یک فرد خاص نیست که کمک خیریه باشد.

ما این داستان ها را در نامه های جمع آوری شده ما، از نامه های شما و پیام های ایمیل ما مانند خبرنامه ها می گیریم.

با این حال، اگر خیریه شما با افرادی که نیاز به حفاظت دارند، کار کند؟ چگونه می توانیم داستان ها را ادامه دهیم و در عین حال به اهداکنندگانمان صادق باشیم؟

راه حل

من این سوالات را از دو نفر از بهترین افراد بازاریابی و کپی رایت که امروزه در غیر انتفاعی کار می کنند پرسیدم. آنها با پیشنهاداتشان بسیار سخاوتمندانه بودند.

لیزا سارجنت، Sargent Communications

لیزا یکی از بهترین نویسندگان کپی رایت در عرصه غیرانتفاعی است که در طول سالها با صدها مشتری کار می کند.

لیزا گفت: "من دو مشتری دارم که محرمانه بودن مسئله مهمی است.

یکی کمک می کند افراد بی خانمان و کسانی که با مواد مخدر یا الکل وابسته به بازسازی زندگی خود. دیگران با کودکان مورد آزار و اذیت و رها شده کار می کنند. "

در اینجا چند چیز وجود دارد که لیزا برای برخورد با مسائل مربوط به محرمانه مانند این دو موقعیت ارائه می دهد:

لیزا همچنین گفت:

"من برای کسی که چیزهایی را می سازد و یا استفاده از عکس های سهام را افشا نمی کند، نوشتن نخواهم کرد. علاوه بر این، من همیشه می توانم کسانی را که می نویسم در مورد آنها بگویم، فرصتی برای بررسی و تایید داستان و درخواست تجدید نظر دارند.

"من همیشه قبل از مصاحبه با آنها به آنها می گویم. این مهم است چرا که بسیاری از مردم فکر نمی کنند اگر شما به داستان خود احترام بگذارید. من متوجه شدم که آنها سپاسگزار هستند و خیلی زود متوجه می شوند که آنها می توانند یک نگاه جدید داشته باشند. اغلب اوقات، آنها فقط کوچکترین ویرایش را درخواست می کنند. "

پاملا رشد، سیستم های توسعه ساده

پاملا یک مشاور و نویسنده پرکار است. او متخصص در جذب و بازاریابی برای کمپانی های کوچک است. پاملا به سوال من درباره محرمانه بودن مشتریان و داستان سرایی پاسخ داد:

"من اخیرا درمورد این وضعیت خودم را با یک سازمان غیرانتفاعی کوچک که مراقبت های بهداشتی برای کودکان فقیرنشین فراهم می کند، روبرو می کنم. آنها چندین داستان را در سایت خود به اشتراک گذاشتند و از بچه ها امتناع کرده بودند، اما به خاطر سن بسیار جوانشان؛ من راحت نیستم با استفاده از اسم های واقعی یا عکس ها.

"در عوض، داستانهایم را براساس موارد فردی بسیار متمایز ایجاد کردم، نام، مکان و گاهی قومیت را تغییر دادم، علاوه بر این، از عکسهای سهام استفاده کردم. برای اینکه داستان به نظر واقعی تر برسد، کودک را انسانیت می دانم، اما همیشه سلب مسئولیت .

"در اینجا یک مثال از یکی از پروفایل ها است:

به طرق مختلف، کریس یک پسر معمولی 11 ساله است. او با بیس بال وسواس دارد و اژدها آتلانتیس را در کامپیوتر بازی می کند. او بت (و عذاب آور گاه به گاه) خواهر هفت ساله خود است. و او بیش از کمی خجالتی است. بنابراین بچه جدیدی در کلاس پنجم کلاس او در مدرسه ابتدایی گارفیلد با این واقعیت که کریس سه دندان جلو شکسته داشت کمک نمی کرد. "

خط پایین؟

گفتن داستان ها آنها اهدا کنندگان مالی هستند . اما اتخاذ شفافیت در حالی که شما از کسانی که در خدمت شما محافظت می کنید جزئیات را پنهان کنید، اما احساسات را از طریق آن بگذارید.