6 راه غیرمنتظره درخواست تجدیدنظر شما می تواند کمک کننده ها را خاموش کند

آیا شما همدردی را روشن یا خاموش می کنید؟

آیا تا به حال شده اشکال زده شده اید چرا یک دلیل به نظر می رسد اهدا کنندگان اهل مسواک زدن و منجر به به ثمر رساندن یک بهمن در حالی که دیگر، به همان اندازه وحشتناک، به نظر می رسد صاف است؟

اگر چه برای افرادی که به علل خوبی می اندیشند بسیار سپاسگزار هستند، مانند اینکه این نوع دوستی احتمالا ذاتی است و مرکز پاداش مغز ما هنگامی که به ما می دهد، چشم پوشی می کند، آنچه که ما انتظار داریم به عنوان جمع آوری و جمع آوری کمک نمی کنیم، همیشه چیزی است که ما دریافت می کنیم.

در حقیقت، علوم اعصاب کشف کرده است که یک نوع تاریکی برای نوع دوستی ما وجود دارد.

گاهی اوقات ما به دلایل قانع کننده ای نمی اندیشیم یا ما به همان اندازه که می توانیم ارائه نمی دهیم.

این مسئله به نظر می رسد که شدیدتر از آن است که از ما خواسته شود به بسیاری از افرادی که دور هستند، حتی در شرایط دشواری قرار بگیرد. یا هنگامی که یک فاجعه خاص به اندازه کافی عظیم و یا دراماتیک نیست.

انسانها در مواجهه با نسل کشی در سوی دیگر جهان اقدام به اقدام نمی کنند و یا به کاهش فقر آسیب می رسانند که بخش مهمی از مردم جهان را تهدید می کند. ما ممکن است این سیل آهسته در یک کشور در حال توسعه را نادیده بگیریم، با این وجود، وقتی که یک زلزله در نزدیکی صدها هزار نفر را می کشد، با مشتاقانه پاسخ می دهد.

تحقیقات برخی از پیچیدگی های شگفت آور و نقاط کور را در رفتارهای آلتوسویی ما نشان داده است.

پیتر سینگر، متخصص اخالق و نویسنده زندگی شما می توانید ذخیره کنید ، تعدادی از آنها را در کتاب خود درباره فقر جهانی توضیح داده است.

در اینجا شش راه وجود دارد: خواننده می گوید ما توانایی های سخاوتمندانه ما را شکست می دهیم.

1. قربانی شناسایی

تحقیقات نشان داده است که ما در معرض دشواری از یک فرد قابل شناسایی بیش از آن از چندین نفر یا یک بیانیه کلی نیاز داریم.

در یک آزمایش، شرکت کنندگان در این فرصت برای کمک به برخی از پولهایی که برای مشارکت در تحقیق برای یک موسسه خیریه که به کودکان در ایالات متحده و سراسر جهان کمک می کرد، اهدا می کردند.

یک گروه اطلاعات عمومی در مورد نیاز به دست آورد، از جمله جمله هایی مانند "کمبود مواد غذایی در مالاوی بر بیش از سه میلیون کودک تاثیر می گذارد".

گروه دوم عکس یک دختر جوان مالاوی به نام روکو را نشان داد و گفت که او فقیر است و هدیه آنها می تواند زندگی او را برای بهتر شدن تغییر دهد.

گروهی که اطلاعات مربوط به راکو را دریافت کردند، به طور قابل توجهی بیشتر از گروه دریافت اطلاعات عمومی و اطلاعاتی داشتند.

هنگامی که یک گروه سوم اطلاعات کلی، عکس و اطلاعات مربوط به Rokia دریافت کرد، آنها بیش از گروه اطلاعات عمومی، اما نه به اندازه گروه Rokia تنها بود.

محققان دریافتند که حتی با اضافه کردن تنها یک کودک دیگر به درخواست تجدیدنظر، میزان کمک مالی کاهش می یابد.

به نظر می رسد که ما به اندازه کافی صرفه جویی در قربانی قابل شناسایی را خرج می کنیم تا ما بتوانیم زندگی "آماری" را صرفه جویی کنیم. ما احساس همدلی میکنیم وقتی که داستان یک شخص خاص را میشنویم .

2. پاروسیالیسم

انسانها برای مراقبت از کسانی که نزدیک به آنها هستند، تکامل یافته اند، بنابراین جای تعجب نیست که ما تقریبا به دلیل یک فاجعه ای دور از چیزی که در آن مردم ما به آن نزدیک هستند، حرکت نمی کنیم.

پیتر سینگر اشاره می کند که اگر چه آمریکایی ها 1.54 میلیارد دلار برای کمک به قربانیان سونامی آسیای جنوب شرقی در سال 2004 پرداختند، این مقدار کمتر از یک چهارم از 6.5 میلیارد دلار بود که ما در سال آینده برای کمک به مردم تحت تاثیر طوفان کاترینا قرار دادیم.

این به رغم گستردگی 220،000 مرگ و میر ناشی از سونامی در مقایسه با 1600 مرگ ناشی از طوفان است.

پاروسیالیسم قبل از ارتباطات مدرن آسان تر بود. در عصر تصاویر فوری از سراسر جهان سخت تر است. پایداری آن، با وجود داشتن جهان در اتاق نشیمن ما، به قدرت این ویژگی انسانی است.

3. خستگی

همه ما به سرعت از طريق وسعت نياز به سرمايه گذاريم. هنگامی که محققان شرکت کنندگان را مطالعه کردند، چندین هزار نفر در اردوگاه پناهندگان رواندا در معرض خطر قرار داشتند و از آنها خواسته بودند که کمک هایی را برای زندگی که 1500 نفر از آنها را نجات می داد، تمایل نشان دهند، نسبت به افرادی که می توانستند آن را ذخیره کنند.

درصد کمتر، افراد کمتر مایل به کمک بودند. به عنوان مثال، آنها بیشتر مایل بودند اگر بتوانند 1500 نفر از 5000 را نجات دهند، مگر اینکه آنها بتوانند 1500 نفر از 10،000 نفر را نجات دهند.

روانشناسان این "تفکر بی کفایتی" را تعریف می کنند و بسیاری از مردم به راحتی به آستانه بی حوصله می رسند.

پل اسلیچ، از پژوهش تصمیم گیری و یک پژوهشگر برجسته در این زمینه، نشان می دهد که این پدیده ممکن است به خاطر احساس گناه در مورد افرادی باشد که نمی توانند در چنین شرایطی ذخیره شوند. گناه ممکن است اثر دلسرد کننده ای بر همدلی و خدعه باشد

4. توزیع مسئولیت

اغلب به عنوان "اثر جانشین" نامیده می شود، این ویژگی انسان به ما اجازه می دهد تا فرض کنیم که شخص دیگری کاری انجام می دهد که باید انجام شود.

محققان در یک آزمایش متوجه شدند که 70 درصد شرکت کنندگان که تنها هستند و صداهای پریشانی از سوی فرد دیگری در یک اتاق مجاور شنیده می شوند، پاسخ داده و کمک می کنند. هنگامی که دو شرکت کننده با هم بودند، میزان پاسخ به صداهای درد به طور قابل توجهی کاهش یافت، در یک مورد به حدود هفت درصد.

ما اغلب خودمان را "خاموش قلاب" میگذاریم اگر فکر میکنیم دیگران آن را میگیرند.

5. حس عادلانه

به نظر میرسد مردم به هر چیزی که به نظر ناعادلانه به نظر میرسد فوقالعاده قابل تنظیم است.

آزمایشات نشان داده اند که انسان ها در صورتی که وضعیت حساس بودن به عدالت را نقض می کنند، بر خلاف بهترین منافع خود عمل کنند.

به عنوان مثال، دو بازیکن در یک بازی آزمایشی گفته شده است که یکی از آنها مبلغی معادل 10 دلار دریافت می کند و باید آن را با بازیکن دوم تقسیم کند. اگر شخص دوم این پیشنهاد را رد کند، هیچ یک از بازیکنان هیچ کاری نمی کنند.

اولین فرد یا پیشنهاد دهنده تصمیم میگیرد که چه مقدار از پولی که او برای دریافت کننده ارائه خواهد داد. علاقه خاصی به خودی است که فردی را که ممکن است کوچکترین مقدار ممکن را ارائه دهد، تصدیق می کند و گیرنده با آن موافق است، زیرا چیزی که چیزی بهتر از چیزی است.

با این حال، اگر گیرنده احساس کند که مبلغ ارائه شده "غیرمنصفانه" است، احتمالا از آن رد می شود، و حصول اطمینان از اینکه هیچ کس چیزی نمی دهد. معاملاتي كه بهترين كار را انجام مي دهند همان مواردي است كه پول به طور مساوي تقسيم مي شود و به اين حس عدالتي جذاب مي شود.

در مورد اهدای خیریه، ممکن است یک نوع خشونت گرای اهدا کننده افسرده باشد اگر او احساس کند که دیگران سهم خود را ندارند. به نظر من عادلانه است که ده درصد درآمد خود را به خیریه بدهد، اگر دیگران کمتر یا کمتری بدهند.

به همین دلیل است که برخی از جمع آوری کمک های مالی هم اکنون نمونه هایی از ارائه را ارائه می دهند. اگر شما همسایه خود را 50 دلار می دانید، ممکن است انگیزه ای برای دادن آن یا بیشتر داشته باشید. همچنین، دادن حلقه ها و یا دادن جامعه می تواند به این نسبت "عادلانه" ضربه بزنید.

6. پول

به اندازه کافی عجیب و غریب، متوجه شده است که تفکر در مورد پول نیز می تواند بلای طبقاتی را تحت فشار قرار دهد.

در یک آزمایش، محققان یک گروه از شرکتکنندگان را مجبور به فکر کردن در مورد پول به وسیله، به عنوان مثال، عبارات بدون قید و شرط در مورد پول و یا داشتن شمع پول انحصار در نزدیکی. یک گروه کنترل هیچ یادآوری پولی نداشت. تفاوت؟ گروه پول نشان داد که استقلال بیشتر از یکدیگر و همکاری کمتر با:

دلیل این رفتار در بخشی از گروه پول ممکن است یک بار چیزی بخرد، نیاز به همکاری همگانی کاهش می یابد. در این آزمایش، حتی پیشنهاد پول، رفتار شخصی فردی را ایجاد کرد، نه احساس جامعه.

چه می توانم جمع آوری کنم؟

در اینجا برخی از تاکتیکهایی که جمعآوری کنندگان هوشمند میتوانند برای جلوگیری از پیشرفتهای مغزمان ایجاد کنند، جلوگیری از انجام موارد مناسب است:

سینگر می گوید مهمتر از همه، ایجاد یک فرهنگ دادن است.

اجازه دادن به دیگران در مورد خیریه شخصی شخصی می تواند به دیگران کمک کند قلب و کیف پول خود را باز کنند.

سازمان هایی مانند Bolder Giving می توانند هنجارهای جدیدی را ارائه دهند. اعطای حلقهها میتواند یک انجمنی را ایجاد کند که به یکدیگر متصل شوند.

همچنین بازنشانی «پیش فرض» در سیستم های ما نیز می تواند کمک کند.

خواننده برنامه های اهدا کننده سازمان را در برخی از کشورها که فرض می کنند شما را اهدا می کند مگر اینکه شما انتخاب کنید، به جای اینکه از اهدا کنندگان انتخاب شود، یاد می گیرند.

شرکت هایی که تشویق کارمندان را تشویق می کنند، می توانند کاری شبیه انجام دهند و همچنین برنامه های داوطلبانه ای را ارائه دهند که به کارکنان اجازه می دهد تا از زمان کار برای بازگشت به جامعه استفاده کنند.

خواننده می گوید ایجاد یک فرهنگ دادن، می تواند مسیری طولانی در جهت تشویق رفتارهای انسانی که بالاتر از الگوهای تکاملی آن است و از عقل و عواطف و تصمیم گیری های اخلاقی درباره اینکه چه کسی ما را کمک خواهد کرد و چگونگی آن، استفاده می کند، می رود.

منابع: