1) بیش از حد وابسته به داده ها
بسیاری از سازمان های غیر انتفاعی اطلاعات را به کمپین های جمع آوری و بازاریابی خود متمرکز می کنند، زیرا این نیاز و اهمیت موضوع را نشان می دهد.
بانک غذای بزرگ بوستون دارای اطلاعات قابل توجهی در وب سایت خود است. آمارها مانند "یکی از 9 نفر در جامعه ما در معرض خطر گرسنگی است." در حالی که این یک آمار تکان دهنده است، من می خواهم داستان ها و چهره های مردم را از طریق بانک غذای بزرگ بوستون - یک خانواده، یک کودک، یک مادر تنها داده ها اغلب می توانند خشک و سخت به ارتباط در سطح شخصی است.
در داستان سرایی، داده ها اغلب نیازی به ثبت نام ندارند. اگر شما باید از داده ها استفاده کنید، در مورد راه هایی که می توانید اطلاعات را قانع کننده تر و در دسترس مخاطبان خود قرار دهید، در درون داستان خود فکر کنید.
2) بدون مجاز بصری
ما می خواهیم داستان را ببینیم - نه فقط یک بلوک بزرگ از متن را بخوانیم. چگونه می توانید داستان را با تصویری جذاب و یا حتی بهتر با یک ویدیو کوتاه بگویید؟ این یک چالش بزرگ برای بسیاری از سازمان های غیر انتفاعی است، اما یکی از آن ها، شما باید برای موفقیت در اقتصاد توجه، که در آن تصاویر بصری حکومت می کنند، غلبه کنند.
نمونه های بزرگی از افراد غیر انتفاعی با استفاده از تصاویری در داستان گویی خود شامل ماموریت نجات دنور در فیس بوک و یونیسف ایالات متحده در Pinterest هستند .
3) بدون دلیل روشن
آیا دلیلی وجود دارد که شما این داستان را می گوئید؟ برای چه هدف؟ اگر مخاطبان در آغاز به دلیل دلیل حق را درک نکنند، آنها اشتباه گرفته و متوقف خواهند شد.
استودی گودین این حق را داشت که گفت که داستان در مسیر صحیح قرار دارد اگر مخاطب آن را متوقف نخواهد کرد.
4) بدون زمینه
ما باید داستان را در زمینه بزرگتر درک کنیم. ما چه می خواهیم برای درک سازمان شما و مشکل شما حل کنیم؟
آیا شما در سال جاری به زنان بیشتری کمک می کنید، همانطور که توسط مثال مشتری A نشان داده می شود؟ آیا نیاز به خدمات در حال افزایش است، همانطور که توسط مشتری ب نشان داده شده است، که یک سال کامل برای دیدن یک مشاور منتظر است؟
5) هیچ قهرمان
سازمان شما فوق العاده و فوق العاده است. اما این نمی تواند شخصیت داستان شما باشد. شخصیت اصلی شخص یا افراد (به عنوان مثال یک خانواده) است که از چالش ها رنج می برد، انتخاب ها را انجام داده و پایان یافته است. این پایان دادن می تواند یک پیروزی (داستان موفقیت) یا شکست (یک تجربه یادگیری) باشد.
من فیلم های بسیار زیادی را در مورد "سازمان غیرانتفاعی افسانه ای که 45 سال در اجتماع جشن گرفته و 60 جایزه را به دست آورده است، می بینم. این همه خوب و خوب است، اما آیا این 45 سال در زندگی مردم متفاوت بوده است؟
6) Thinking Slick Production Video برابر یک داستان بزرگ است
بعضی از بهترین داستان ها توسط افراد غیر انتفاعی در Instagram گفته شده و ساخته شده اند با دوربین های تلفن هوشمند و ارسال شده به یوتیوب . تولید ویدیو حرفه ای قطعا جای خود را دارد.
داستانپردازان فیلمبرداری شناخته شده میتوانند به شما در تهیه داستان کمک کنند و سازمان خود را حرفه ای نگاه داشته و یک ویدیو بسازید که می توانید برای سالها استفاده کنید.
با این حال، لازم نیست داستان های روزانه ای را که برای ارتباط با مخاطبان آنلاین بسیار حیاتی هستند، بگویم. فقط به این دلیل که شما پول زیادی صرف یک ویدئو می کنید، به این معنی نیست که شما یک داستان عالی خواهید داشت.
7) سیلو کردن داستانگران
داستان گویی کار کل سازمان است - کارکنان و داوطلبان. شناسایی و جمع آوری داستان های بزرگ برای استفاده باید زیر توصیف شغلی هر کس باشد.
از ابزارهای توسعه حرفه ای و آموزش برای آموزش کارکنان و داوطلبان در مورد اهمیت یافتن داستان های تاثیرگذار استفاده کنید تا بتوانید توضیح دهید که سازمان چه اهمیتی برای جامعه دارد.
8) تمرکز بر ابزارها
فیس بوک، نمایش مشخصات عمومی، توییتر، همه ابزارهایی هستند که می توانید از داستان خود به طور گسترده ای استفاده کنید.
"رسیدن به فیس بوک" یک استراتژی نیست - این فقط یک علامت چک در لیست انجام شده است.
به سادگی ایجاد پروفایل در این کانال ها کمک نمی کند غیر انتفاعی شما داستان های بهتر - داستان باید برای اولین بار آمده، و سپس آنها می تواند قالب و شکل به متناسب با پلت فرم خاص است.
9) فکر می کنید این یک معامله یک بار است
خوب، ممکن است فکر کنید - ما یک داستان افسانه ای داریم! همه ما مجموعه ای هستیم! (نه بیشتر)
داستان گویی یک فرآیند مداوم است. شما دائما به داستان های جدید نیاز دارید تا به کانال های بازاریابی آنلاین و جذب سرمایه خود، نامه های درخواست تجدیدنظر سالانه خود، گزارش های سالانه خود، برنامه های اعطای و برنامه های خود بپردازید.
تغییر فرهنگ سازمان ضروری است تا در داستان نویسی موفق شود.