و هر دو مورد نیاز به مقابله با اختلال قابل ملاحظه در بازار کار است. چگونه مردم کار می کردند، جایی که مردم کار می کردند، کارهایی که برای زندگی انجام می دادند، و مهارت های مورد نیازشان تغییر کرد.
امروزه ما با توانایی بخش قابل توجهی از جمعیت ما درآمد کافی برای حمایت از خود و خانواده هایشان داریم. افزایش حداقل دستمزد یک گزاره ساده و سیاسی بسته بندی شده است، اما قطعا یک راه حل پایدار نیست. این یک دستمزد زندگی را ایجاد نخواهد کرد و در عوض، فقر نسل را تضمین خواهد کرد. ما تعرفه ها را برای کالاها و محصولات و خدمات مالیاتی اعمال می کنیم تا مصرف آنها کاهش یابد. مبارزه برای 15 دلار صرفا تعرفه ای برای کار و ایجاد شغل است. بحث آن، بررسی ما از علل ریشه ای است که مردم را در مشاغل حداقل دستمزد و چگونگی یافتن راه حل های پایدار، سوق می دهد. لازم است که ما این کار را انجام دهیم.
FDR و LBJ ما را در مبارزه با فقر قرار دادند، اما متأسفانه بسیاری از برنامه های پیشرو که باعث ایجاد ده ها فقر و سایر مشکلات اجتماعی شدند.
آنچه که ما از آخرین تغییر عمده اقتصادی می دانیم این است که مسئله را نمی توان در یک سیلو جداگانه قرار داد، زیرا همه چیز در اقتصاد ما در برخی از سطوح مولکولی در ارتباط است. ما متوجه شده ایم که برخی از مشارکت های دولت می تواند سودمند باشد، اما مدیریت ریزشی دولت هرگز ثابت نکرده است که در حل بیشتر مشکلات اقتصادی بلندمدت مثبت یا کارآمد باشد.
این واقعا در چرخ دستی آنها نیست، زیرا مقامات منتخب و بوروکراتهای دولتی به طور کلی دارای اجزای متناقض فراوانی هستند و دانش کسب و کار شخصی مورد نیاز برای انتقال بیش از حد به علف های هرز ندارند.
وقتی که من به مدیریت میکرو دولت فکر می کنم، من فکر می کنم سیاستمداران یک دریاچه را در حال غرق شدن در حالی که به دنبال مقررات سودمند جدید برای کمک به ما هستند. مشکل این است که با ایجاد این مقررات جدید آب اغلب خیلی عمیق می شود و ما و اقتصاد ما شروع به غرق شدن می کنند. به شدت، مقررات "سودمند" یکی از دلایل اصلی بسیاری از مشکلات ما در کار با این گذار کار جاری است.
تاریخچه می تواند یک چیز خنده دار باشد. آنچه که ما فکر می کنیم این واقعیت است که اغلب اسطوره ها توسط سیستم اعتقاد گرایانه آسیب دیده است. همانطور که اسطوره با گذشت زمان تکرار شده و بدون شک با آن مواجه می شود، این واقعیت می شود. FDR یک رئیس جمهور بسیار محبوب بود و هنوز با وجود این واقعیت است که در حالی که برنامه های شغلی پیش از موعد او تاسیس شد در کوتاه مدت محبوب و سودمند بودند، آنها در واقع بسیاری از مشکلات اقتصادی روز را تحت فشار گذاشتند و رکود بزرگ را گسترش دادند. او یک پوپولیست بود، اما او متوجه شد که برای برنده شدن در جنگ جهانی دوم، او نیاز به تبدیل تولید جنگ، بدون دخالت دولت، به مدیران شرکت های خصوصی برای پاسخگویی به نیازهای نیروهای جنگی ما دارد.
خیلی با LBJ و جنگ او با فقر می توان گفت امروزه از بعضی از دانه هایی که کاشته شده است، امروزه از لحاظ اقتصادی از اقتصاد استفاده می کنیم. ما دوباره آب را میچرخیم و هوا را بین امواج مقرراتی که دولت برای منافع خود اعمال می کند، می کند. من می دانم که آنها در تلاش هستند تا ما را از اختلالات شغلی طبیعی و طبیعی که در جریان گذار اقتصادی فعلی اتفاق می افتد محافظت کنند، اما کار نمی کند.
دیوید ویل، مدیر بخش حقوق و دستمزد کتاب کار وزارت امورخارجه " محل کار فرسوده"، مسئولیت جایی که امروزه ما نیست، اما به نوعی نقشه ای برای جایی که ما می رویم، تبدیل شده است. کتاب او یک مجموعه خوب نوشته شده، ساده و غیر عملی است از دیدگاه های پوپولیستی غیر منطقی که برای حفظ و تحمیل یک مدل کارگر پس از جنگ جهانی دوم در اقتصاد قرن بیست و یکم طراحی شده است.
این موضوع مسائل اساسی ذاتی تغییر اقتصادی را مسدود می کند و اگر در اوایل دهه 1900 نوشته شده بود، احتمالا هنری فورد را متهم خواهد کرد که کار اسلحه سازی را کمتر مورد نیاز و مورد نیاز می کند، درست همانطور که او برای تغییر دادن حق رای دادن و ابیار متهم است دینامیک چگونه ما امروز کار می کنیم.
جامعه ما و ساختار سرمایه داری ما صرفا برای ایجاد فرصت ها طراحی شده اند. هیچ نظام اقتصادی واقعا نمیتواند نتایج را تعیین کند، که ما از رشد اقتصادی ناگوار در اتحادیه بیش از حد تنظیم شده، و از لحاظ تاریخی، کمی دورتر از شرق خود میبینیم. در نوامبر قرن گذشته، به دلیل تکنولوژی، ارتباطات و توانایی های تولیدی ما، کارگران کمتری برای تغذیه یک کشور و جهان رو به رشد آماده شدند. با این حال، ما به کشور پیشرو در جهان با بالاترین سطح پایدار زندگی، و عرضه مواد غذایی به طور چشمگیری افزایش یافته است. دکتر ویل از این واقعیت رنج می برد که در حال تغییر امروز، چگونه مردم کار می کنند و چگونه آنها را انتخاب می کند که زندگی خود را متفاوت است از قرن 19th و 20th . کسب و کارها به سادگی دیگر نیازی به تعامل با نوع کار با ساختارهایی که در آن زمان استفاده کردیم.
کار در قرن بیست و یکم تغییر یافت و کارگران نیاز به یادگیری مهارت های متفاوت برای این اقتصاد جدید داشتند. این فرآیند ممکن است گاه گاه زشت بوده است و این یک شبه اتفاق نیفتاد، اما این کار به این دلیل کار می کرد که نیروهای بازار اجازه انتقال اقتصاد را بدون امپدانس حقیقی قابل توجهی نداشتند. اتحادیه ها در قرن بیست و یکم منافع خود را داشتند، اما در زمان ورود به 21st، راه خود را از دست دادند. اندی استرن، رئیس پیشین SEIU، اخیرا گفته است: "من اعتقاد دارم که این پدر و مادر ما نیست، بلکه قرن بیست و یکم مدیریت کارفرمایان نخواهد بود. این امر به خودی خود مدیریت خواهد شد، زیرا رشد در روابط جایگزین - مشروط، بیگانه، سخنرانی، هر چیزی که شما می خواهید با آن تماس بگیرید - به وضوح افزایش می یابد. گرچه اقتصاد می تواند با توجه به تولید ناخالص داخلی و بهره وری رشد کند، اما به معنای آن نیست که رشد دستمزد و رشد شغلی در مقایسه با قرن بیست و یکم خواهد بود. "
بسیاری از قوانین و مقرراتی که در قرن بیستم اعمال می شوند در واقع به تغییرات مفید کمک می کنند. مانع از تغییرات لازم برای این اقتصاد قرن 21، همانطور که دیوید ویل می خواهد انجام دهد، ممکن است در بعضی از مناطق به خصوص در مدیریت فعلی اتحادیه ها و کارگران کم درآمد، به نظر می رسد، اما همانطور که سیاست های FDR در پیش بینی های روزمره در آن زمان محبوب بود، تمرکز بر موارد ریشه مشکلات و افسردگی بزرگ مدت طولانی تر از آن را داشته باشد. این نیازمندی های کار در طول سال های جنگ بود و تقاضای ماندگاری که ما را از دوران افسردگی بیرون آورد، هرچند هیچ کس نمی توانست استدلال کند که کارگران که کارهای موقت را به دلیل برنامه های FDR اعمال شده است.
اقدامات دولت می تواند مفید باشد زمانی که آنها هدف قرار می گیرند و محدود هستند. رونالد ریگان، نخستین افتتاحیه خود، اظهار داشت: "ما وسوسه شده ایم که جامعه را بیش از حد پیچیده کنیم تا بتواند توسط خود حکومت اداره شود." در پیشرفت دکتر ویل بر پیشرفت ما، فرصت های نسل فعلی و آینده را در همانطور که ریگان هشدار داد، یک مدل کار خیرخواهانه را حفظ کنید. راه حل های Weil ممکن است محل 100 سال پیش داشته باشد، زمانی که اتحادیه های کارگری بخشی ضروری از راه حل بودند، اما ما در یک دوره اقتصادی متفاوت زندگی می کنیم. اتحادیه ها برای حفظ مدل قدیمی کار تلاش می کنند و دیگر بخش مهمی از راه حل نیستند؛ فلسفه دکتر ویل در محافظت از آنها در اقتصاد تکنولوژیک عقب مانده است و از جای خود و بسیار نامناسب است.
ما در یک اقتصاد متزلزل زندگی می کنیم، زیرا در عصر فناوری، یک نیروی محصور مناسب است. نیاز کم به نیرویی است که یک بار تعریف شده است؛ کارگر جدید نیاز به مهارت های مختلف دارد؛ و تمایل به کار متفاوت از کارگران گذشته وجود دارد. فناوری نیاز به کارگران کم مهارت را کاهش داده است دکتر ویل قصد دارد از آن محافظت کند.
- ما به زودی از بیومتریک استفاده خواهیم کرد تا خطوط TSA را در فرودگاه ها کاهش دهیم، به این ترتیب امنیت را بهبود می بخشیم، اما در عین حال، نیاز به برخی از کارکنان TSA را از بین می بریم. کارکنان کمپانی هواپیمایی در فرودگاه ها در حال بررسی پرواز ما هستند، و همان اندازه گیری های بیومتریک، زمانی که توسط خطوط هوایی استفاده می شود، این تعداد را حتی بیشتر کاهش می دهد و در عین حال سرعت عمل در هنگام ورود به دروازه را نیز افزایش می دهد.
- رستورانهای سریع و سریع رستورانها، سفارشات قرص، برنامههای پرداخت و حتی روباتهایی را که هزاران ساله دوست دارند استفاده کنند، اتخاذ میکنند، و به همین دلیل نیاز به کمترین شمار، خانه و منتظر کارکنان دارند.
- این حتی در استفاده از ماشین ها و روبات ها جایگزین شغل هایی می شود که بعدها لازم بود. پرستاران و کارکنان مراقبت های بهداشتی در خانه به طور مداوم با استفاده از روش های تله مدیسین که در آفریقا و در پایه هرم، برای مقابله با کمبود پرسنل پزشکی آموزش دیده استفاده می شود، به طور فزاینده ای جایگزین می شوند.
- حتی هتل ها نیز در حال گذار هستند و تخفیف هایی در اختیار مسافران قرار می دهند که نمی خواهند اتاق خود را روزانه بگذرانند. از آنجایی که برنامه من را قادر به انجام این کار در اینترنت می داند، مدت زمان زیادی است که من نیاز به ثبت نام در یک میز جلو هتل دارم. شغل های مدرن و با مهارت کمتری که قبلا برای کارگران کم درآمد و کم دستمزد در دسترس است، به سرعت در حال کاهش است.
همان چیزی که در طول آخرین تغییرات اقتصادی رخ داده است. به جای درک دلیل اصلی تحول و به جای نگاه کردن به راه ها، دولت می تواند نقش مثبتی را در هدایت ما به آینده بازی کند، دکتر ویل به سادگی از تغییرات لازم در نحوه استفاده از کار استفاده می کند. ما در نقطه اوج قرار داریم. فقر نسلی اگر ما مسیر دکتر ویل را ادامه دهیم.
من متوجه می شوم که دکتر ویل ممکن است نام قانونی شناخته شده ای در حق بیمه نباشد، زیرا تمرکز بیشتر بر فعالیت های NLRB و مشاور ریچارد گریفین است . این تاسف است، زیرا فلسفه دکتر ویل در واقع بسیاری از بحث را رانندگی می کند. نقش گریفین در پیشرفت اتحادیه ها، با توجه به منشور و هیئت مدیره NLRB، مناسب است و قابل درک با توجه به زمینه کار خود با اتحادیه ها است. با وجود این که من قطعا با دیدگاه هیئت NLRB در تغییر تعریفی از مشارکت مشترک از کنترل مستقیم به کنترل غیر مستقیم و بالقوه مخالف است، من کمتر از اقدامات NLRB نسبت به دکتر ویل و وزارت کار
استدلال می تواند انجام شود، و من قطعا آن را خودم ساخته ام، تمرکز مورد نیاز ما در مورد مشاغل مشترک در واقع می تواند تا حدودی سودمند برای franchising. این امر به دنبال نگاه تازه به موضوع تنظیم فریزر و اجرای استانداردها است. در این فرآیند، آونگ را به سمت کنترل و مدیریت روزمره در برخی از شرکت هایی که ممکن است کمی از تعادل برداشته شده اند، بکشد و این امر می تواند منجر به نگرانی در مورد مسئولیت پذیری طرفین شود. اگر فقط ما یک تعریف NLRB بهتر و دقیق تر از تعاونی مشترک داشته باشیم به عنوان NLRB مایل به پیشرفت است، من هیچ شکی ندارم که حق رای دادن بتواند اداره شود و تکامل یابد.
ما در بحث های بسیار مشابه در franchising در 60s و 70s زمانی که افشای حق رای منتشر شد برای اولین بار معرفی شد. تفاوت این بود که ما از ابتدا قاعده قانونی را درباره قوانین داریم و در طی زمان آن قوانین حتی بهتر تعریف شده اند. ما از شیوه های افشاگری از بسیاری جهات بهره مند شدیم و تمرکز بر مشاغل مشترک نیز می تواند سودمند باشد. با این حال، مشکل ما این است که تعریف مشترک فعلی کارفرمای قطعی است؛ حتی وکلای ارشد NLRB نمی توانند به وضوح مشخص کنند که چه چیزی هیئت NLRB واقعا بدان معناست. این فقدان وضوح تعریفی غیر ضروری، غیرمنصفانه است و می توانست از این امر جلوگیری شود که این مسئله در ابتدا از یک فیلتر قانونی گذر کرد. هيئت NLRB هيچگاه نبايستي تغييراتي را که به صورت اداري در اختيار داشتند اعمال کند.
احتمالا براونینگ فریس به بحث در مورد حق رای دادن ادامه خواهد داد. اگر چه پرونده هیچ کاری برای انجام مستقیم با حق رای دادن نداشته است، اما این موضوع بر نحوه تعامل بین franchisors و franchisees تاثیر گذاشته است. من از تلاش های IFA برای رفع تعریف جدید NLRB حمایت می کنم و تلاش های آن برای ایجاد قوانین ایالتی که به درستی یک رابطه مستقل قراردادی را تعریف می کند.
در یک یادداشت عملی، تاثیر واقعی که تصمیم گیری براونینگ فریس در مورد حق رای دادن دارد، بلافاصله شناخته نمی شود. این فرانچایزری نادر است که حتی محدودیت های قراردادی Browning Ferris را به قراردادی مستقل خود اعمال می کند. با این حال، به عنوان یک استاندارد، تعریف مشاغل مشترک NLRB به صورت دستکاری سوء استفاده می شود و برای پیشبرد امور به ظاهر غیر مرتبط استفاده می شود؛ امروز ما در عمل اتحادیه ها، و در شهرهای و ایالت هایی که تلاش می کنند سیاست های حداقل حقوق معوقه تبعیض آمیز را به اجرا درآورند، می بینیم.
اتحادیه ها کجا قرار می گیرند که بسیاری از این تغییرات را تحمل کنند؟ اتحادیه ها امروز بسیار جدی از مشکل هستند و بخشی از راه حل نیستند، همانطور که اندی استرن در مصاحبه آتلانتیک خود نشان می دهد. اتحادیه ها منابع انسانی و مالی لازم برای راندن مبارزه برای بحث 15 دلار را فراهم می کنند و در تلاش برای زنده ماندن هستند، از آنجا که اتحادیه های بخش خصوصی به دلیل انتقال ما به یک اقتصاد تکنولوژیکی به دلیل شکست مواجه هستند.
بدون اتحادیه های بخش عمومی، جنبش اتحادیه در حال حاضر در ایالات متحده جان سالم به در برده است، زیرا جنبش اتحادیه بخش خصوصی تنها حدود 6 درصد از نیروی کار بخش خصوصی را امروز تشکیل می دهد. فقدان خدمات مفید برای اعضای آن، و نارضایتی آنها از مدیریت اتحادیه، باعث کاهش آن می شود. مدیریت اتحادیه معتقد است که بقای آنها بر روی لوله های تغذیه ای که توسط حمایت های قانونی از طریق کمک های مالی سیاسی آنها ایجاد شده است، استوار است. با این وجود، حتی با حمایت تهاجمی به اتحادیه ها قدرت بیشتری برای استخدام اعضای جدید می دهد، این تلاش ها تأثیر محدودی دارند، زیرا عضویت آنها همچنان کاهش می یابد. به تازگی، SEIU و فدراسیون آمریکایی امور خارجه، کانتی و شهرداری، اقداماتی را جهت ادغام به منظور کاهش جبران خسارت اعلام کرده اند.
اتحادیه ها مانند یک کوسه در عرشه یک قایق، مقدار قابل توجهی از قدرت را برای ضربه زنی حفظ می کنند و حتی کمتر از زمانی که نفس خود را نفس می کشند، کمتر خطرناک هستند. اکثریت، اگر نه همه، از تلاش های اتحادیه امروز به دنبال تلاش های آنها برای زنده ماندن است: کار مشترک؛ حداقل دستمزد؛ مبارزه با جنبش حق کار؛ و مبارزه برای جلوگیری از انتخاب کارگران از انتخاب شدن یا عدم پیوستن به یک اتحادیه. این کار به این معنا نیست که اتحادیه ها در حال حاضر پیکربندی شده اند؛ چرا که در آن کارکنان انتخاب شده اند، تعداد قابل توجهی انتخاب می کنند که روابط خود را با هر دو اتحادیه عمومی و بخش خصوصی که مجبور به پیوستن به آن بودند، قطع کنند.
فعالیت های دکتر ویل، NLRB، اتحادیه ها و مبارزه برای 15 دلار ما را به نقطه اوج رسانده است که به فقر نسلی منجر می شود. این یک واقعیت است که امروز نیازمند کارکنان سطح بالای کارآمدی نیست. عجله برای تحمیل هزینه های کار بیشتر برای شرکت هایی که اکثریت این کارگران را استخدام می کنند غیر منطقی است. در واقع این نتیجه ناخواسته از سوی کارفرمایان به سوی سرعت بخشیدن به سوئیچ به فناوری اتوماتیک است، زیرا آنها به فناوری برای انجام وظایف در حال حاضر توسط کارگران غیر متخصص انجام می شود.
حداقل دستمزد یک کمک باند طراحی شده برای زمان متفاوت و برای هدف دیگری بود. پیشرفت مفهوم که باید یک "دستمزد زندگی" باشد، مخرب و مضر است، و همچنین بحث های مفیدی را که ما برای یافتن راه حل ها می خواهیم پیشرفت می کنیم، جایی که دخالت دولت می تواند سودمند باشد. ایجاد شغل بخش خصوصی برای سرمایه گذاران خود برای محدود کردن خطر سرمایه خود و به دست آوردن بازده سرمایه گذاری خود، تعهد می کند. اعمال افزایش ماده در حداقل دستمزد صرف شغل و محدود کردن رشد اقتصادی خواهد شد.
وضعیت من در کانکتیکات نمونه خوبی است. به عنوان یک آبی یک دولت می تواند وجود داشته باشد؛ کالیفرنیا در مقایسه با بنفش است. ما بیش از حد مالیاتی، بیش از حد تنظیم شده، و به طور قانونی microromanaged به گودال. GE و صنعت بیمه نقل مکان می کنند؛ تنها تولید کنندگان سمت چپ، پیمانکاران دفاعی هستند. ما در زمینه ایجاد شغل در بخش خصوصی و سرمایه گذاری های اقتصادی نزدیک به پایین کشور هستیم. کانتیکت تلاش کرد تا این سال گذشته بودجه خود را با پرداخت مالیات به کارفرمایان 1.00 دلار در هر ساعت کارگر متوقف کند، در صورتی که حداقل حداقل دستمزد 15.00 دلار را پرداخت نکرد، با وجود این که حداقل دستمزد فعلی 9.60 دلار است. قانون همچنین پیشنهاد داد که حداقل یک هفته کار در برخی از صنایع اعمال شود. هر دو موفق به تصویب شد. مالیات جدید برای ایجاد شغل ها، افزایش بودجه خدمات اجتماعی را به دلیل بیکاری و عدم کفایت جبران کرد. دولت خود را از پرداخت دستمزد بالاتر معاف کرده است، تحت این نظریه که برخی از کارکنان بخش خصوصی را استخدام می کند که کار خود را از دست داده اند تا بهتر خدمات اجتماعی را به افرادی که از طریق مالیات جدید از دست داده اند، استخدام کنند. حتی در کالیفرنیا این منطق باعث نگرانی نانسی پلوسی می شود. کانکتیکات تبدیل به خلاق ترین دولت ضد کسب و کار در کشور شده است.
من در هیئت کمترین حقوق و دستمزد در ایالت کانکتیکات خدمت می کنم. قانونگذاران هیئت مدیره را درهم آمیختند تا اطمینان حاصل شود که یک توصیه برای افزایش حداقل دستمزد در دولت می تواند اطمینان یابد. اعضای همه متخصصان خوب هستند، اکثریت هیئت مدیره از اعضای اتحادیه، کارگران دولتی، وکلا و دیگران که زمینه های کار و اعتقادات آنها به طور طبیعی از افزایش حداقل دستمزد حمایت می کند. تا همین اواخر زمانی که ما دو مدیر اجرایی دیگر را اضافه کردیم، من تنها نماینده تجاری در هیئت مدیره بودم. من انتظار دارم که در ماه دسامبر اکثریت هیئت مدیره از افزایش حداقل دستمزد حمایت کنند - یک نتیجه قانع کننده پیش بینی شده.
در کانکتیکات حداقل دستمزد در سال 2015 به 9.60 دلار در هر ساعت افزایش یافت؛ نتیجه رشد اقتصادی محدود، از دست دادن مشاغل و افزایش کسری بود. به جای کاهش تعداد افرادی که به خدمات اجتماعی نیاز داشتند، دولت در واقع نیاز به بودجه بیشتر داشت، زیرا جمعیت افرادی که به کمک دولت نیاز داشت، افزایش یافت. غم انگیز است برای نشستن و گوش دادن به افراد سختگیر که در موقعیت های کم دستمزده قرار دارند و احساس همدلی نکنند. اما افزایش حداقل دستمزد آنها را با امدادرسانهای پایدار به ارمغان نخواهد گذاشت، به آنها فرصتی خواهد داد و صرفا به دولت اجازه می دهد از کار سختی برای یافتن راه حل جلوگیری کند. امید من این است که هیئت کمترین حقوق و دستمزد، پس از آن با دیدگاه بازتابی خود برای افزایش حداقل دستمزد، به سوی راه حل های بلند مدت و موثر نگاه می کند. به طرز وحشیانه ای، صنعت تنهائی که احتمالا از افزایش حداقل دستمزد بهره مند شده است و دیگر سخنرانی های ضد تجارت و دیگر شرکت های دولتی، شرکت هایی هستند که شرکت های مرکزی نظیر GE و ساکنان شلوغ را به کشورهای دیگر می دهند. ایجاد شغل جدید در کانکتیکات امروز نزدیک به کمترین میزان در کشور است.
پرداخت به هر کارگر باید متناسب با نرخ بازدهی باشد که کارفرما می تواند از طریق تلاش های این کارگر به دست آورد. اگر حداقل حداقل دستمزد را افزایش دهیم، مشاغل کمتر برای کارگران غیر کارآمد جوان ایجاد می شود؛ چرا که کسب و کار به جای استخدام نیروی کار بیکار قدیمی تر و با تجربه بیشتر تمرکز می کند. برای کارگران جوان تر، نجواهای کمتری برای شروع صعود شغلی خود وجود نخواهد داشت. ما باید در کمک به مردم برای سرمایه گذاری سرمایه گذاری کنیم و سپس برای کمک به آنها برای دستیابی به شغلهای موفق، ادامه دهیم. انجام این کار سخت تر از فروش کارگران کم درآمد بر روی اسطوره است که جریمه سازندگان کار به آنها یا خانواده های آنها سود می رساند. به جای ایجاد یک نسل از بیکاران، ما باید اکنون با مشکلات موجود روبرو شویم - چرا که اگر ما این کار را نکنیم، بهتر است که ما بتوانیم دستمزد بیشتری را برای برخی و بالاترین سطح بیکاری دائمی، بی کفایتی دائمی و فقر نسلی برای استراحت.
من آن را عجیب و غریب که franchising شده است برای افزایش حداقل حقوق و دستمزد تبعیض آمیز است. من درک می کنم که چرا این اتفاق می افتد اتحادیه ها کارکنان سازماندهی شده را در کسب و کارهای مستقل متعلق به franchised به عنوان احتمالا آخرین امید خود را به بقای. واقعا غم انگیز است که franchising بزرگترین مربی برای کارگران سطح پایین و پایین دستمزد در مهارت هایی است که آنها باید در حرفه خود پیشرفت کنند و برای آنها ضروری است که بتوانند دستمزد زندگی را به دست آورند. متاسفانه، به جاي آنکه به عنوان يکي از آخرت هاي اقتصادي که هنوز کارگران حداقل دستمزد را استخدام مي کند جشن گرفته شود، حق بيمه به طور دقيق تحت تأثير قرار مي گيرد، زيرا آنها اين کار را انجام مي دهند.
بسیاری از کارگران حداقل دستمزد که در کانکتیکات شرکت می کنند، اقلیت هایی هستند که در رستوران ها، هتل ها و به عنوان ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی در خانه کار می کنند. این مشاغل به آرامی ناپدید می شوند. این باعث می شود من عصبانی به گوش دادن به پشتیبانان مبارزه برای 15 دلار زمانی که آنها سعی می کنند به پیشرفت اسطوره ای که حداقل دستمزد می تواند یک "دستمزد زندگی" است. کدام یک از ما می تواند و یا می خواهد به حساب 15 دلار در هر ساعت کار به عنوان یک درآمد که در آن خانواده را بالا ببرد؟ هنگامی که کارکنان کم کار دستمزد سخت گیرانه می گفتند که آنها باید با داشتن حداقل دستمزد کار کنند یا اینکه باید یک کار حداقل دستمزد را یک حرفه ای طراحی کنند که بتواند از یک خانواده حمایت کند؟ بحث قطعا نژادی انگیزه نیست، اما پیامدهای مسیری که ما استفاده می کنیم قطعا غیرمستقیم و منفی بر اقلیت ها بیشتر از هر کس دیگری تاثیر می گذارد. ما در حال ایجاد یک طبقه زیر نسل هستیم.
بیایید تشخیص دهیم که برخی از کارگران کم درآمد ممکن است خود بخشی از این مشکل باشند که موجب فقدان قابلیت فروش آنها برای کارهای بالاتر پرداخت به دلیل عدم آموزش، آموزش، مهارت ها، شغل آنها و سایر عوامل می شود. اما بالا بردن حداقل دستمزد به سطح اقتصادی که برای کسب و کارهای اقتصادی مناسب نیست، هیچ مشکلی برای حل مشکلات این بنیاد نیست. ما می توانیم بحث های منطقی در مورد تفاوت های منطقه ای در حداقل دستمزد، آموزش، و یا دستمزد دانشجویی داشته باشیم، اما ابتدا اعتراف می کنیم که این تنها روش هایی است که یک راه حل بد را فقط از لحاظ سیاسی راحت تر بدانیم. یک گلوله سحرآمیز امکان پذیر نیست راه حل های FDR از 80 سال قبل موثر نبود و اکنون کار نخواهند کرد.
25 نفر از اعضای فورچون 500، که Walmart را از این باشگاه خارج می کنند، "سود هر کارگر" را $ 124،588.00 دارند. این شرکتها عمدتا در بانکداری، ارتباطات راه دور، نفت و گاز و صنایع تکنولوژیکی هستند و به طور کلی نیازمند کارگران حداقل دستمزد کم مهارت نیستند. اکنون در نظر بگیرید که برای 14 franchisors موجود در Fortune 500، میانگین سود آنها در هر کارگر 5،625.00 دلار است. این شرکت ها در صنعت رستوران و هتل هستند و این نوع از صنایع است که کارهای سطح پایین در سطح ابتدایی در ایالات متحده است و حداقل می تواند هزینه های کار خود را افزایش دهد. ما باید در بحث کارگران کم درآمد، که همه شرکت ها یکسان هستند، بی معنی را متوقف کنیم. در عوض ما باید تمرکز تلاش های خود را بر یافتن راه هایی برای کارگران کم دستمالی برای به دست آوردن مهارت های لازم برای کار برای شرکت هایی که می توانند هزینه های بالاتر را پرداخت کنند، تمرکز می کنند. در چند سال، رستوران ها، خرده فروشی ها و صنایع هتل نیازی به تعداد زیادی از آنها در حال حاضر نیست، بنابراین زمان برای پیدا کردن یک راه حل نیست.
هیچ استدلالی وجود ندارد که درآمد سالانه پایدار داشته باشد و همچنان تاثیر منفی بر بخش قابل توجهی از خانواده های کشور ما داشته باشد. این یک مسئله جدی برای همه ماست. با این حال، هدف کمی برای رسیدن به راه حل های کوتاه مدت است که به اهداف بلند مدت منفی تاثیر می گذارد. این خطر بسیار زیاد است و راه حل هایی که باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم باید با در نظر گرفتن نیازهای فوری کارگران کم درآمد در منابع قابل توجه محدود دولت و بخش خصوصی باشد. اجازه دهید چند راه ممکن را در نظر بگیریم:
- خدمات اجتماعی برای کارگران کم دستمزد برای زندگی ضروری است. دولت باید با شرکت های خصوصی همکاری داشته باشد، کارآمدی کارآمد را در اختیار داشته باشد و به راه هایی برای بهبود هزینه های تحویل خدمات اجتماعی نگاه کند. بر اساس شواهدی که من شنیدم، حداقل باید قادر به ارائه خدمات اجتماعی با حرمت باشد که دریافت کننده حق دریافت آن را دارد.
- ما باید مجازات کارگران کم درآمد را که خدمات اجتماعی دریافت می کنند متوقف کنیم و در عوض پاداش آنها را در زمانی که شروع به کسب درآمد بیشتر کنیم، به جای آن که مجازات آنها را از دست دادن خدمات اجتماعی که هنوز برای آنها ضروری است مجازات کنیم. از بین بردن مزایا، مزایای کارگران کم درآمد در حال حرکت به سمت نردبان است.
- ما باید دوباره کسب و کار حرفه ای بشویم و شروع به برداشتن مانع ایجاد شغل ها کنیم و مجرمان ایجاد شغل را جبران کنیم.
- ما قطعا باید فلسفه اقتصادی شکسته ای را که توسط دکتر ویل، DOL و NLRB ارائه شده، رد کنیم. در یک اقتصاد تکنولوژیکی و یک فرهنگ نوظهور که بوسیله نسل هزاره تولید می شود، روابط مستقل پیمانکار در یک اقتصاد غول پیکر تبدیل به یک عرف می شود. هیچ چیز اشتباهی در پیشبرد ما وجود ندارد.
- ما باید شروع به انجام کارهایی کنیم تا بتوانیم به کارگران کم درآمد کمک کنیم. ما نیاز به سرمایه گذاری در آموزش برای کمک به آنها در کسب کار در سطح ابتدایی، و سپس آنها را به کمک های مداوم برای کمک به آنها در شغل های حرفه ای با نرخ بالاتر از پرداخت می شود. بخش خصوصی در franchising نقش خود را بازی می کند. اکنون وقت آن است که بخش عمومی و اتحادیه ها سهم مناسبی داشته باشند.
- ما باید از سطح کیفی آموزش و پرورش اطمینان داشته باشیم و شروع به سنجش عملکرد مدارس و معلمان کنیم، درست همانطور که بخش خصوصی در سنجش عملکرد کارگران آن عمل می کند. کارگران با کمترین دستمزد مهارت های اساسی مورد نیاز برای شغل فعلی را ندارند و ارائه این مبانی توسط شرکت هایی که مشاغل ایجاد می کنند، پرداخت می شود. با این حال، آنچه که مورد نیاز است، دادن دانش آموزان آموزش و توانایی هایی است که در دنیای تکنولوژی نیاز دارند - و نه به هدف تعیین آنها برای کار غیر متخصص، به نظر می رسد که برنامه های آموزشی فعلی ما انجام می شود.
- ما باید با بهبود آموزش های خود و ایجاد مشاوره شغلی سریع در جوامع آسیب دیده، فرصت هایی را برای افراد حرفه ای مجرب فراهم کنیم. این زمانی بود که نقش تاریخی اتحادیه های کارگری تا زمانی که منابع خود را به اهداف سیاسی متمرکز کردند تا تعداد اعضای ناتوانی خود را افزایش دهند.
- اتحادیه ها بخش بزرگی از مشکل هستند و باید تغییر داده شوند. اتحادیه ها یک طبقه از ارائه دهندگان محافظت شده در خارج از کشور در اقتصاد ما هستند. مشتریان خصوصی در بخش خصوصی می توانند انتخاب کنند که در آن آنها بخواهند به خرید بپردازند و حتی انتخاب خود را برای تعیین اینکه آیا آنها بخواهند محصولات یا خدمات را در اختیار داشته باشند، انتخاب می کنند. اعضای اتحادیه چنین انتخابی ندارند و مجبورند برای پرداختن به کار و پرداخت حقوق خود، اگر می خواهند برای بسیاری از شرکت ها یا سازمان های دولتی کار کنند.
اکثر اعضای اتحادیه های مجازی هرگز فرصتی را برای تصویب اتحادیه ای که مجبور به پیوستن به آن نشده اند، به تصویب رسانده اند، زیرا 50 تا 60 سال پیش توسط کارگران که از زمان بازنشستگی یا گذراندن آنها گذشته است، 50 تا 60 سال پیش برگزار شد. اعضای اتحادیه باید انتخاب شوند که سالانه اتحادیه های خود را بازپس بگیرند و با انجام این کار تعادل در صنعت کار را بازگردانند و اتحادیه ها را مجبور به سازگاری با نیازهای اعضای خود و تبدیل شدن به بخشی از راه حل کنند. - ما باید بررسی کنیم که آیا اتحادیه های بخش دولتی سودمند، مناسب هستند یا باید ادامه دهند. به نظر می رسد که احتمالا معکوس شدن شهردار نیویورک واگنر دهها سال پیش آغاز شود، چیزی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بخش عمده ای از کسری بودجه ما فدرال، ایالتی و محلی از توانایی ما برای تامین مالی بهبود اقتصاد است و از هزینه های افزوده شده و قوانین کار اعمال شده توسط اتحادیه های بخش عمومی ناشی می شود. سازگاری با دولت برای استفاده از اقتصاد کلیدی، به عنوان بخش خصوصی در حال حاضر، یک راه عملی برای در نظر گرفتن است.
ما باید از حمله به بخش خصوصی برای مشکلات اقتصادی ما متوقف شویم و راه حل های پایدار را پیدا کنیم که به گذار از دست کم کارگران در عصر فن آوری کمک می کند. این کارگران ستون فقرات بسیاری از جوامع ما هستند و از ما حمایت می کنند. تمام افزایش حداقل دستمزد انجام خواهد شد، مشکلات خود را ادامه می دهند و فقر نسلی را تضمین می کنند. ما می توانیم بهتر عمل کنیم، و ما باید اکنون با حل مسئله با اولویت انجام دهیم.