چگونگی خارج کردن از مشتریان مشکل
یکی از بهترین راههای حفظ روابط خوب با مشتریان، جلوگیری از مشتریان بد است. انواع خاصی از افراد وجود دارد که وکلای هوشمند آموخته اند که هر زمان که ممکن است از نمایندگی استفاده کنند.
این لزوما به این معنی نیست که مواردی را که وکیل مدافع شده از آنچه مشتری انجام داده است، حذف کند. قانون اغلب شامل نمایندگی از افرادی است که واقعا چیزهای بدی را انجام داده اند و برخی از این افراد واقعا می توانند مشتری های عالی باشند.
افرادی که دارای نگرش و نظرات خاص هستند می توانند یک زندگی وکیل را یک کابوس در صورت اشتباه گرفتن این فرد به عنوان یک مشتری ایجاد کنند. بعضی از افرادی که ذکر شد، از اجتناب از نمایندگی استفاده می کنند.
مشتری عصبانی
آیا مشتری بالقوه پر از خشم بیش از آنچه که به او اتفاق افتاده است؟ آیا او به نظر می رسد که آماده است تا کسی سرش را پاره کند؟ فقط به این دلیل که این خشم در حال حاضر به شخص دیگری هدایت می شود، به این معنا نیست که در آینده به وکیل هدایت نخواهد شد. اگر یک مشتری به نظر می رسد مسائل مربوط به مدیریت خشم، ممکن است بهتر باشد از او دور بمانید. بیش از حد بسیاری از وکلا وجود دارند که به صورت فیزیکی توسط مشتریان خشمگین مورد حمله قرار گرفته اند تا مشکلات جدی جدی نداشته باشند. و حتی اگر مشتری از لحاظ جسمی خشونت آمیز باشد، این نوع مشتری به احتمال زیاد یک زندگی وکیل را از بین می برد. بعضی چیزها ارزش پول ندارند و شامل نمایندگی انواع خاصی از مشتریان می شود.
مشتری خجالتی
این اغلب همان شخص به عنوان مشتری عصبانی است، اما نه همیشه. اغلب مشتری کینه توز، کسی است که از ماندرا پیروی می کند که: "انتقام یک ظرفی است که خنک تر است". بعضی از افراد یک وکیل را استخدام می کنند تا شخص دیگری را ناسپاس سازد. اگر مشتری به نظر می رسد علاقه مند به آسیب رساندن به مردم نسبت به دستیابی به یک هدف مثبت، ممکن است یک مشتری برای جلوگیری از آن باشد.
وکیل می تواند به راحتی به هدف بعدی در لیست ضربه مشتری کینه توزی تبدیل شود.
مشتری با انتظارات غیرواقعی
کارول کورتیس، در مقاله ای به نام چگونگی مدیریت مشتریان دشوار، چهار نوع انتظارات مشتری غیر واقعی را شرح داد: (1) انتظارات در مورد خدمات؛ (2) انتظارات در مورد زمان؛ (3) انتظارات در مورد هزینه ها؛ و (4) انتظارات در مورد نتایج. قبل از ورود به وکیل و مشتری با یک مشتری جدید، یک وکیل باید سعی کند اطمینان حاصل کند که مشتری درک درستی از آنچه انتظار می رود در هر یک از این چهار دسته باشد. عدم ارتباط با هرکدام از این مسائل به احتمال زیاد به یک مشتری ناراضی و مقابله با این انتظارات منجر خواهد شد. قوانین زمینی را در مورد چگونگی انتظار از پیش تعیین کنید. اگر مشتری در مورد افکار غیر واقع بینانه از آنچه انتظار می رود حتی بعد از اینکه وکیل توضیح داد که اهداف واقع بینانه ای نیست، شاید بهترین راه این است که یکی دیگر از وکیلانی که او را ناراحت می کند اجازه دهد.
مشتری نامناسب
مدرسه حقوقی وقت زیادی را صرف آموزش وکلا نمیکند، چرا که یک مشتری پیشنهاد می کند تبادل جنسیتی را برای خدمات حقوقی پیشنهاد کند. اگر یک مشتری بخواهد از خدمات جنسیتی برای خدمات حقوقی تبادل نظر کند، وکیل باید به سرعت تشخیص دهد که این گزینه هرگز در رابطه بین وکیل و مشتری نخواهد بود.
اگر مشتری این قاعده را پذیرفته و این ایده را از بین می برد، ممکن است در وکیل مدافع نمایندگی آن شخص مشکلی نداشته باشد. با این حال، اگر مشتری در تلاش برای تحمیل وکیل مدافع یا اگر وکیل معتقد است که او در طول زمان وسوسه خواهد شد، بهتر است که خاتمه رابطه وکیل و مشتری فورا. هیچکدام از وکیلها نباید در تمام کارهای حقوقی خود نسبت به یک فردی که فقط وانمود کند که به وکیل اجازه میدهد از پرداخت صورتحساب شکایت کند، ریسک بالاتری را به خطر میاندازد.
مشتری خشن
برخی از مشتریان برای مقابله با آن دشوار هستند، و این درست است. وکلای باید به اندازه کافی سخت باشند تا از یک مشتری دشوار برخوردار باشند بدون آن که از خواب بر روی آن غلبه کنند. اما مشتری کلافه موضوع دیگری است. یک مشتری احتمالی که بی ادب است، یک مشتری است که به وکیل احترام نمی گذارد.
مشتری بی ادب کسی است که متقاعد، خواسته و آزار دهنده خواهد بود. او از کار وکیل قدردانی نخواهد کرد، همیشه حائز اهمیت خواهد بود و هرگز از آن خشنود نخواهد شد. هر تعامل با مشتری بلافاصله ناخوشایند خواهد بود، و هنگامی که پرونده بیش از مشتری کثیف باشد بازپرداخت می خواهد. وقت نگذارید افراد بی رحم را هدر ندهید.
این تنها مشتریانی نیستند که یک وکیل باید اجتناب کند، اما حذف این پنج نفر از لیست مشتری، راه بسیار خوبی برای ایجاد زندگی وکیل خواهد بود.