تجزیه و تحلیل شکستگی تعیین می کند هنگامی که درآمد شما برابر هزینه های شما است
علاوه بر این، هدف از انجام یک تجزیه و تحلیل بی رویه این است که دقیقا مشخص کنید زمانی که شما می توانید کسب و کار خود را برای پوشش تمام هزینه ها و شروع به تولید سود - که یک نقطه عطف مهمی در روزهای اولیه هر شرکت است.
بنابراین، مهم است که هزینه های خود را شناسایی کرده و ارقام فروش پیش بینی شده خود را تعیین کرده و سپس درآمد خود را برای پرداخت هزینه های خود ببینید.
یک شرکت با شکست مواجه شده است، زمانی که کل فروش یا درآمد آن کل هزینه های خود را برابر می گذارد. هیچ سود در نقطه ناپایداری ساخته نشده است، و هیچ زیانی متحمل نشده است. این محاسبه برای هر صاحب کسب و کار حیاتی است چرا که نقطه ناپایداری هنگام تعیین حاشیه سود پایین است.
تعریف هزینه ها
هنگام انجام یک تجزیه و تحلیل بی رویه باید چندین نوع هزینه را در نظر گرفت. در اینجا یادآوری در مورد مرتبط ترین:
- هزینه های ثابت: اینها هزینه هایی هستند که بدون در نظر گرفتن مواردی که شما فروش می دهید، یکسان هستند. تمام هزینه های راه اندازی، مانند اجاره، بیمه، و کامپیوتر، هزینه های ثابت را در نظر می گیرند، زیرا قبل از اینکه اولین مورد خود را به فروش برسانید، این هزینه ها را انجام دهید.
- هزینه های متغیر: این ها هزینه های تکراری هستند که شما باید با هر واحد فروشی خود جذب کنید. اگر یک فروشگاه کارت تبریک خریداری کنید که در آن شما باید یک کارت اعتباری از یک شرکت ثابت برای هر دلار 1 خریداری کنید، این دلار یک هزینه متغیر است. وقتی که کسب و کار و فروش شما رشد می کنند، اگر بتوانید کارایی و اقلام دیگر را به عنوان هزینه های متغیر به کار ببندید، برای کسب و کارتان مناسب است.
تنظیم قیمت که باعث شکست کسب و کار شما می شود
تنظیم قیمت مناسب برای تجزیه و تحلیل ناپایدار بسیار مهم است و در نهایت سود با راه اندازی شما را تبدیل می کند. شما نمیتوانید درآمد پیش بینی شده را محاسبه کنید، اگر شما نمیدانید که قیمت واحد شما چیست. قیمت واحد مبلغی است که شما قصد دارید مشتری را به خرید یک واحد واحد از محصول خود بپردازید.
- روانشناسی قیمت گذاری: قیمت گذاری می تواند یک فرایند تصمیم گیری پیچیده را در بخشی از مصرف کننده بکار گیرد و تحقیقات فراوانی در زمینه بازاریابی و روان شناسی این که مصرف کنندگان قیمت را درک می کنند، وارد شده است. قبل از انتخاب چگونگی قیمت محصول یا خدمات خود، زمان کمی را برای بررسی مقالات در مورد استراتژی قیمت گذاری و روانشناسی قیمت گذاری بگذارید.
- روش های قیمت گذاری : چندین مدرسه ای برای فکر کردن درباره نحوه برخورد با قیمت در هنگام تجزیه و تحلیل نقص وجود دارد. این ترکیبی از عوامل کمی و کیفی است. اگر محصول جدید و منحصر به فرد خود را ایجاد کرده اید، باید بتوانید قیمت حق بیمه را بپردازید، اما باید قیمت را با نرخ بهره حفظ کنید یا حتی تخفیف بدهید تا مشتریان بتوانند به شرکت شما تغییر کنند اگر وارد یک صنعت رقابتی شوید.
قیمت گذاری مبتنی بر هزینه: این روش برای تعیین میزان هزینه آن برای تولید یک واحد از اقلام و تنظیم قیمت به آن مقدار به همراه یک حاشیه سود پیشی گرفته است. این اغلب به خاطر آن است که به رقبا اجازه می دهد که محصول را برای کمتر به راحتی شما را در قیمت پایین برساند.
طبق گفته دیوید گ. باککن از Harris Interactive، این باعث می شود که صاحبان کسب و کار "شروع به قیمت هایی باشند که مصرف کنندگان مایل به پرداخت آن هستند، زمانی که آنها جایگزین های رقابتی داشته باشند و هزینه های خود را برای برآورده شدن آن قیمت پایین بیاورند". این به شما اجازه می دهد که قیمت خود را پایین بیاورید و اگر با رقابت های جدید مواجه شوید سود خود را افزایش دهید. روش های مختلف قیمت گذاری می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
فرمول Breakeven: چگونه می توان یک تجزیه و تحلیل ناپایدار انجام داد
این نسبتا ساده است برای انجام تجزیه و تحلیل نقصان، هزینه های ثابت خود را تقسیم بر قیمت خود را منهای هزینه های متغیر خود را. به عنوان یک معادله، این تعریف به شرح زیر است:
نقطه شکستن = هزینه های ثابت / (قیمت فروش واحد - هزینه های متغیر)
این محاسبه به وضوح به شما نشان می دهد که چند واحد از محصول شما باید به فروش برساند تا حتی شکست بخورد. هنگامی که به این نقطه رسیده اید، تمام هزینه های مربوط به تولید محصول خود را هر دو متغیر و ثابت ثابت کرده اید.
هر واحد اضافی فروخته شده پس از این افزایش سود با مقدار اوراق قرضه سهم ، که به عنوان مقدار هر واحد کمک می کند به پوشش هزینه های ثابت و افزایش سود تعریف شده است. این معادله به صورت زیر تعریف می شود:
Margin contribution Contribution = قیمت فروش - هزینه های متغیر
ضبط این اطلاعات در یک صفحه گسترده به شما این امکان را می دهد که به آسانی تنظیمات را تغییر دهید زیرا هزینه ها با گذشت زمان تغییر می کنند. همچنین به شما اجازه می دهد با گزینه های مختلف قیمت گذاری بازی کنید و به راحتی نقطه ناپایدار را محاسبه کنید. از یک برنامه مانند هدف اهداف اکسل استفاده کنید. اگر می خواهید هدف خاصی از سود خود را به دست آورید، 1 میلیون دلار بپردازید، سپس به عقب بازگردید تا تعداد واحدهای مورد نیاز برای فروش آن را به دست آورید.
محدودیت های تجزیه و تحلیل شکستگی
مهم این است که بدانید که نتایج تجزیه و تحلیل شکست شما به شما چه می گوید. اگر محاسبه گزارش دهد که شما حتی زمانی که 500 واحد را فروختید، شکست خواهید خورد، گام بعدی شما این است که تصمیم بگیرید آیا این امکان پذیر است.
اگر فکر نمی کنید که شما می توانید 500 واحد را در مدت زمان معقولی به عنوان وضعیت مالی، صبر و انتظارات شخصی خود اعمال کنید، این ممکن است کسب و کار مناسب برای شما نباشد - ممکن است سود به سرعت به اندازه کافی تبدیل نشود زنده ماندن. اگر فکر می کنید 500 واحد امکان پذیر است اما کمی زمان می برد، سعی کنید قیمت خود را پایین بیاورید و یک نقطه جدید شکست را محاسبه کنید. شما همچنین ممکن است هزینه های خود را هر دو ثابت و متغیر نگاهی بیندازید تا زمینه هایی را پیدا کنید که ممکن است بتوانید برخی از آنها را کاهش دهید.
در نهایت، درک کنید که تجزیه و تحلیل شکاف پیش بینی کننده تقاضا نیست. اگر به محصول غلط و یا قیمت غلط به بازار برسید، ممکن است دشوار باشد که تا به نقطه ناپایدار برسید.