چگونه می توان یک تجزیه و تحلیل ناپایدار انجام داد

تجزیه و تحلیل شکستگی تعیین می کند هنگامی که درآمد شما برابر هزینه های شما است

آیا شما تعجب کرده اید که چگونه برای انجام کسب و کار خود را تجزیه و تحلیل شکستگی انجام دهید؟ به نظر میرسد، انجام یک تجزیه و تحلیل نقطهای، مسئلهی ریاضی ساده است اگر بتوانید با دقت پیش بینی هزینهها و فروشهایی را که کسب و کارتان برای دورههای بعدی کار می کند، پیش بینی کنید.

علاوه بر این، هدف از انجام یک تجزیه و تحلیل بی رویه این است که دقیقا مشخص کنید زمانی که شما می توانید کسب و کار خود را برای پوشش تمام هزینه ها و شروع به تولید سود - که یک نقطه عطف مهمی در روزهای اولیه هر شرکت است.

بنابراین، مهم است که هزینه های خود را شناسایی کرده و ارقام فروش پیش بینی شده خود را تعیین کرده و سپس درآمد خود را برای پرداخت هزینه های خود ببینید.

یک شرکت با شکست مواجه شده است، زمانی که کل فروش یا درآمد آن کل هزینه های خود را برابر می گذارد. هیچ سود در نقطه ناپایداری ساخته نشده است، و هیچ زیانی متحمل نشده است. این محاسبه برای هر صاحب کسب و کار حیاتی است چرا که نقطه ناپایداری هنگام تعیین حاشیه سود پایین است.

تعریف هزینه ها

هنگام انجام یک تجزیه و تحلیل بی رویه باید چندین نوع هزینه را در نظر گرفت. در اینجا یادآوری در مورد مرتبط ترین:

تنظیم قیمت که باعث شکست کسب و کار شما می شود

تنظیم قیمت مناسب برای تجزیه و تحلیل ناپایدار بسیار مهم است و در نهایت سود با راه اندازی شما را تبدیل می کند. شما نمیتوانید درآمد پیش بینی شده را محاسبه کنید، اگر شما نمیدانید که قیمت واحد شما چیست. قیمت واحد مبلغی است که شما قصد دارید مشتری را به خرید یک واحد واحد از محصول خود بپردازید.

فرمول Breakeven: چگونه می توان یک تجزیه و تحلیل ناپایدار انجام داد

این نسبتا ساده است برای انجام تجزیه و تحلیل نقصان، هزینه های ثابت خود را تقسیم بر قیمت خود را منهای هزینه های متغیر خود را. به عنوان یک معادله، این تعریف به شرح زیر است:

نقطه شکستن = هزینه های ثابت / (قیمت فروش واحد - هزینه های متغیر)

این محاسبه به وضوح به شما نشان می دهد که چند واحد از محصول شما باید به فروش برساند تا حتی شکست بخورد. هنگامی که به این نقطه رسیده اید، تمام هزینه های مربوط به تولید محصول خود را هر دو متغیر و ثابت ثابت کرده اید.

هر واحد اضافی فروخته شده پس از این افزایش سود با مقدار اوراق قرضه سهم ، که به عنوان مقدار هر واحد کمک می کند به پوشش هزینه های ثابت و افزایش سود تعریف شده است. این معادله به صورت زیر تعریف می شود:

Margin contribution Contribution = قیمت فروش - هزینه های متغیر

ضبط این اطلاعات در یک صفحه گسترده به شما این امکان را می دهد که به آسانی تنظیمات را تغییر دهید زیرا هزینه ها با گذشت زمان تغییر می کنند. همچنین به شما اجازه می دهد با گزینه های مختلف قیمت گذاری بازی کنید و به راحتی نقطه ناپایدار را محاسبه کنید. از یک برنامه مانند هدف اهداف اکسل استفاده کنید. اگر می خواهید هدف خاصی از سود خود را به دست آورید، 1 میلیون دلار بپردازید، سپس به عقب بازگردید تا تعداد واحدهای مورد نیاز برای فروش آن را به دست آورید.

محدودیت های تجزیه و تحلیل شکستگی

مهم این است که بدانید که نتایج تجزیه و تحلیل شکست شما به شما چه می گوید. اگر محاسبه گزارش دهد که شما حتی زمانی که 500 واحد را فروختید، شکست خواهید خورد، گام بعدی شما این است که تصمیم بگیرید آیا این امکان پذیر است.

اگر فکر نمی کنید که شما می توانید 500 واحد را در مدت زمان معقولی به عنوان وضعیت مالی، صبر و انتظارات شخصی خود اعمال کنید، این ممکن است کسب و کار مناسب برای شما نباشد - ممکن است سود به سرعت به اندازه کافی تبدیل نشود زنده ماندن. اگر فکر می کنید 500 واحد امکان پذیر است اما کمی زمان می برد، سعی کنید قیمت خود را پایین بیاورید و یک نقطه جدید شکست را محاسبه کنید. شما همچنین ممکن است هزینه های خود را هر دو ثابت و متغیر نگاهی بیندازید تا زمینه هایی را پیدا کنید که ممکن است بتوانید برخی از آنها را کاهش دهید.

در نهایت، درک کنید که تجزیه و تحلیل شکاف پیش بینی کننده تقاضا نیست. اگر به محصول غلط و یا قیمت غلط به بازار برسید، ممکن است دشوار باشد که تا به نقطه ناپایدار برسید.