انگیزه کارمندان خرده فروشی شما

یکی از سوالاتی که اغلب پرسیدم این است که چگونه کارکنان را انگیزه می دهید؟ این یک سوال منصفانه است. به عنوان یک مدیر فروشگاه شما می خواهید بیشتر از کارکنان خرده فروشی خود استفاده کنید و برای اکثر مدیران آنها انگیزه کلیدی است.

اما در اینجا این است که حقیقت در مورد انگیزه - شما نمی توانید مردم را انگیزه دهید ! این اسطوره است این یک برچسب و پوستر بزرگ بر روی دیوار پشتی ایجاد می کند، اما حقیقت انگیزه ای است از داخل و خارج از درون.

درست است که تاثیرات بیرونی می تواند من را به عنوان کارمند شما تحریک کند، اما dictionary.com انگیزه را "علت یا دلایل یک رفتار خاص یا رفتار خاصی" تعریف می کند.

یکی از کتابهای مورد علاقه من توسط Ferdinand Fournies است. به نام چرا کارکنان انجام آنچه آنها قرار است انجام شود - یک عنوان عالی در واقع. این سوال ما همه خودمان را به عنوان مدیران خرده فروشی و صاحبان آن نمیپسندیم؟ ما به کارمند می گوییم چه کاری باید انجام دهیم، ما حتی آنها را نشان می دهیم که چه کاری انجام دهیم و آنها را پاسخگو باشیم وقتی که این کار را انجام نمی دهند. اما حقیقت این است که، حتی با وجود همه اینها، هنوز چیزی از دست رفته است. باید وجود داشته باشد یا مردم از من نمی پرسند چگونه انگیزه یک کارمند.

انگیزه از داخل در می آید کارمند باید خود را تحریک کند. اما برای اینکه این اتفاق بیافتد، باید این اندیشه ها را تحریک کنید و محیطی را ایجاد کنید که کارکنان را تشویق کند تا انگیزه خود را ایجاد کنند. در اینجا چیزی است که ما می دانیم - پول انگیزه نمی دهد مانند آن استفاده می شود بیش از حد.

در حقیقت، واقعا هیچ وقت وجود ندارد. هر گونه نظرسنجی انجام شده در مورد اینکه چرا مردم شغل خود را ترک می کنند یا شرکت ها را عوض می کنند و پول را بخوانید هرگز در بالای این فهرست نیست. معمولا چندین عامل "انگیزشی" وجود دارد که قبل از اینکه پول برآورده شود. در حقیقت، من از تعداد افرادی که تبلیغات را رد می کنند شگفت زده شده ام؛ زیرا آنها زندگی خود را دوست دارند و نمی خواهند این تغییر را ببینند.

بنابراین اگر شما نمی توانید کارکنان را تحریک کنید، چه کاری می توانید انجام دهید؟ اول، فرهنگی را که به رفتار کارکنان احترام می گذارد را تقویت می کند. و با پاداش، دوباره ما در مورد پول صحبت نمی کنیم. گرفتن مردم درست است. و هنگامی که شما انجام می دهید، آنها را برای رفتار به طوری که آنها را "انگیزه" آنها را پاداش. به عبارت دیگر، اگر وقت اضافی برای من مهم است، پس باید پاداش آن باشد. برای دیگران ممکن است برنامه ریزی برای هفته ایجاد شود.

نکته این است که هر پاداش نیاز به شخصی دارد. از آنجایی که شما اضافه می کنید محرک هایی که می دانید، نتایجی را که دنبال می کنید، خواهید داشت - یک کارمند که خود را تحریک می کند. دوم، محرک های منفی را در محل کار حذف کنید. من از چندین بار از من خواسته شده است که وارد و "تعمیر" یک فروشگاه شگفت زده شود و من آن را با صحبت با کارکنان حل می کنم. این 30 سال تجربه فروش و بازاریابی من است که من به آن متکی هستم، افرادی که در خط مقدم هستند. ابتدا تعیین می کنم که آیا آنها درست هستند (گاهی اوقات استخدام بد می کنیم) و اگر آنها هستند، من به آنها گوش می کنم. من سعی می کنم بفهمم که چه چیز (محرک) در محل کار، باعث می شود آنها رفتار خود را انجام دهند. سپس ما برای حل آن تلاش می کنیم.

یک یادداشت در مورد محرک. هرگز با کارمند درباره نگرش خود صحبت نکنید؛ همیشه در مورد رفتار او صحبت کنید.

نگرش ذهنی است. مدیران همیشه به من می گویند "آن مرد رفتار بدی دارد". خوب، ابتدا رفتار او در مورد من نگران است، اما دوم، چرخه فرهنگ به من می گوید که این رفتار نتیجه محرک در محل کار است. به عبارت دیگر، رفتار نتیجه یک واکنش زنجیره ای است که با ارزش ها و باورهای فرهنگ آغاز می شود (که توسط صاحب آن تعیین شده است).