هنگامی که شما برای B2B به بازار می روید، متوجه خواهید شد که کسب و کار به سختی کار می کند تا روند خرید را بهبود بخشد تا زمان و پول صرفه جویی شود. اغلب توضیح می دهد که چرا خرید B2B مبتنی بر منطق بیشتر است و چرا خرید مصرف کننده بیشتر بر احساسات متکی است.
درست است که هزینه فروش برای بازار کسب و کار برای کسب و کار گران تر است و به طور معمول بالاتر از بازار کسب و کار به مصرف کننده است. ساده ترین راه برای توضیح این است که معامله کسب و کار به کسب و کار اغلب مورد توجه بیشتر و بیشتر مردم تمایل به درگیر شدن، نیاز به تصمیم گیرندگان بیشتر. مصرف کننده B2B اغلب از آنجایی که نیازی به اثبات بازپرداخت سرمایه گذاری برای خرید آنها نیست، نیاز دارد.
بازاریابی به B2B
هنگامی که شما برای B2B بازاریابی می کنید، می خواهید بر روی منطق محصول متمرکز شوید. شما با تمرکز بر ویژگی های محصول این کار را انجام می دهید. هیچ کمکی به احساسات شخصی وجود ندارد تصمیم خرید شما میخواهید درک مخاطبین سازمانی و نحوه عملکرد آنها در محدوده روشهای سازمان خود تمرکز کنید. نقش آنها چیست؟ برای آنها مهم است؟
اگر از این مقاله در مورد بازاریابی B2B بیفایید، به یاد داشته باشید وقتی که به بازاریابی محصول و خدمات می پردازد، این موضوع مربوط به محصول نیست، بلکه مربوط به افرادی است که از محصول و یا سرویس استفاده می کنند.
اگر با پیام خود در حال مبارزه هستید، سعی کنید بیشتر بر آنچه که محصول یا خدمات خود را به آنچه که برای کسب و کار آنها اهمیت دارد، بیشتر تمرکز کنید.
بازار B2B علاقه به دانش دارد و آنها به دنبال اطلاعات هستند. بیشتر با مواد بازاریابی خود بیشتر آشنا شوید. پیام مؤثرترین بازاریابی شما بر روی اینکه چگونه محصول یا سرویس خود را به صرفه جویی در وقت، پول و منابع خود متمرکز می کند، تمرکز خواهد کرد.
چه بازدهی سرمایه گذاری که می توانند با خرید خود انتظار داشته باشند؟ این ROI می تواند صرفه جویی در زمان، صرفه جویی در منابع و یا صرفه جویی در هزینه باشد، اما برای اینکه هر کس را در کشتی بگیرد باید روشن باشد.
بازار کسب و کار شما به منظور حصول اطمینان از خرید خود از طریق استدلال منطقی، بررسی مالی و داده ها ضروری است. این بدان معنا نیست که در خرید پس از احساس وجود ندارد، در حالیکه شما با یک کسب و کار برخورد می کنید، در آن کسب و کار افراد هستند، بنابراین احساسات هنوز در تصمیم گیری نقش دارد، اما شما در برخورد با احساسات "بیشتر" به دلیل بار بیشتر از اینکه نه با افراد بیشتری روبرو می شوید که باید به اتفاق نظر در تصمیم گیری برسند. نیازها، خواسته ها و انگیزه های خود را بر روی میز نگه دارید، اما آن را با منطق، مزایای مالی و داده های قوی پشت سر بگذارید. فرآیند خرید کسب و کار نیز گرایش بیشتری نسبت به مصرف کننده دارد. این می تواند به نیاز به چندین نقطه تماس برای تامین امنیت ارتباط داشته باشد.
بازاریابی به B2C
هنگامی که شما به مصرف کننده بازاریابی می کنید، می خواهید بر مزایای محصول متمرکز شوید. تصمیم آنها بیشتر عاطفی است. مصرف کنندگان متفاوتند، زیرا برای راحتی و به خصوص در بازار B2B، انواع کانال های توزیع تقاضا می کنند. مصرف کنندگان به احتمال زیاد به یک پیام بازاریابی طولانی علاقه مند هستند.
آنها می خواهند شما را به نقطه ای برسانند. مصرف کنندگان نمی خواهند کار کنند تا مزایای شما را درک کنند. در عوض، آنها می خواهند شما را به وضوح مزایای به آنها معرفی کنید.
با مصرف کنندگان، پیام شما باید ساده و آسان باشد. شما همچنین تمایل پیدا خواهید کرد که مصرف کنندگان روند خرید بسیار کوتاهتری نسبت به کسب و کار دارند. آنها ظرف چند دقیقه می توانند ظرف چند روز خرید کنند.
موثرترین استراتژی های بازاریابی شما بر نتایج و مزایایی که محصول یا سرویس شما برای آنها به ارمغان می آورد تمرکز خواهد کرد. بازار کسب و کار خود را به مصرف کنندگان بیشتر در احساسات خرید. آنها بیشتر به نفع محصول علاقه مند هستند. آنها خواهان شنیدن بیشتر در مورد این که چگونه محصولات یا خدمات آنها به آنها کمک می کند و از مزایای آن به شخصا به آنها کمک می کند. تمرکز بر مشکل و یا نقطه درد که شما حل کنید.
مثال B2B در مقابل B2C بازاریابی
به عنوان مثال، این را در نظر بگیرید: محصول من لوسیون است.
لوسیون من پوست را مرطوب کرده و پوست خارش را از بین می برد.
اگر من یک مشتری B2B داشته باشم، بیشتر علاقه مند به ویژگی مشتری می شود که مرطوب کننده پوست است. اگر من یک مشتری B2C داشته باشم، بیشتر علاقه مند به سود است که از بین بردن پوست خارش است.
ما در بازاریابی مؤثر خواهد بود اگر ما درک کنیم که هر دو بازار باید تصمیم بگیرند.