نحوه استفاده از اصل کمبود در کمپین های بازاریابی

چرا ادراک ارزش به همان اندازه ارزش واقعی است

GraphicStock

اصل کمبود چیست؟

در روانشناسی، اصل کمبود توصیف خواست خرید، جمع آوری و یا به دست آوردن چیزهایی است که فرد احساس می کند که ممکن است در آینده نتوانند به دست بیاورند. بخشی از این خواست ناشی از نیاز به اطمینان از اینکه ما باید چه چیزی برای زنده ماندن داشته باشیم. ما همچنین تمایل داریم ارزش ها را به ندرت یا نادیده بگیریم، اما اصلی ترین لذت، نیاز به کنترل درمانی نیز دارد.

با به دست آوردن چیزی که دشوار است، ما توانایی کنترل محیط خود را نشان می دهیم. این نیاز به کنترل فقط در مورد خود ارزش نیست، بلکه در مورد "نگه داشتن با جونز" است. "

ادراک ارزش به همان اندازه ارزش واقعی است

در ژاپن پس از جنگ، ممنوعیت واردات الماس تا سال 1959 غیرقانونی بود. از آنجا که این بخش از سنت ژاپنی برای حلقه های الماس نداشت، الماس ها به شدت ارزش قائل نبودند. اما در سال 1968، کمپین های تبلیغاتی نشان دهنده زنان نازک و جذاب قفقازی با حلقه های الماس، مجلات ژاپنی را پر کرد. آگهی ها پیامی را به این پیام دادند که زنان که الماس بودند، غنی از ثروت غربی بودند.

در طی سیزده سال بعد، مصرف کنندگان ژاپنی دومین خریدارترین الماسها شدند.

با ایجاد ادراک که داشتن حلقه الماس چیز مهمی برای ثروتمندان بود، اصل اصل کمبود در بازی ظاهر شد و تقاضا برای الماس ها افزایش یافت. به منظور ادامه درک نادر بودن الماس، بازاریابی دیگر باید توسعه یابد.

کنترل عرضه و تقاضا اصل اصل کمبود را تحریک می کند

الماس ها نادر نیستند.

تعداد الماس های موجود در بازار در هر زمان معین تنها توسط تعدادی از شرکت ها، از جمله شرکت De Beers کنترل می شود. این شرکت ها بخش عمده ای از الماس ها را خریداری می کنند و سپس در دسترس بودن آنها را کنترل می کنند. ساختن الماس سخت تر، حتی اگر طبیعت کمی نادر باشد، آن را حتی مطلوب تر کرده است.

این شیوه بازاریابی هوشمندانه و پیچیده از دهه 1960 تاکنون کار کرده است. اما صنعت الماس این مرحله را یک گام به پیش برد. به منظور نگه داشتن صاحبان الماس از فروش آنها، و در نتیجه ایجاد تقاضای بیشتر به عنوان الماس بیشتر در دسترس می شود، کمپین های تبلیغاتی عظیم ادامه الماس با عاشقانه، احساسات و شعار "الماس برای همیشه"، در تلاش برای محدود کردن فروش مجدد الماس های خصوصی

هنگامی که کمبود "خیلی کم است"

به سادگی کنترل مقدار موجود در محصول لزوما به معنای ارزش بالاتر و یا حجم فروش بالاتر نیست. خرده فروشان این را می دانند و تعداد و نوع اقلام را در فروش در هر زمانی معین محدود می کنند، به طوری که فروش خود به نظر نمی رسد.

این محدودیت "کمبود" را می توان در تبلیغات فروش مشاهده کرد که عباراتی مانند "فقط زمان محدود"، "در حالی که منابع گذشته"، و یا حتی محدود کردن تعداد اقلامی که تولید می شود، "هرگز دوباره تولید نمی شود زمانی که منابع رفته."

ممنوعیت و سانسور ارزش مصنوعی را ایجاد می کند و منافع عمومی را تحریک می کند

کتاب ها، فیلم ها، حتی بازی های ویدئویی که ممنوع یا سانسور شده اند، تابو می شوند - چیزی که نمی توانیم و نباید داشته باشیم. این باعث افزایش میل و علاقه به آیتم ممنوعه می شود. شواهدی از این را می توان در قوانین ممنوعیت منجر به افزایش تقاضا برای الکل بیشتر از زمان قانونی بودن الکل بود.

مثالهای دیگر شامل تصویب دولت یا زمان جنگ، محدود کردن نوع موسیقی، اینترنت و فیلمهایی است که فرزند شما مجاز به دسترسی است و حتی افرادی که رژیمهای غذایی سعی در اجتناب از غذاهای خاصی دارند. هنگامی که کسی متوجه می شود که آنها چیزی را رد می کنند، عموما آنها را بیشتر می خواهند.

استفاده از غرور اجتماعی به محصولات بازار

از آنجایی که ما تمایل داریم خودمان را با دیگران مقایسه کنیم، اغلب می خواهیم آنچه را که دیگران انجام می دهند یا حتی چیزی بهتر داشته باشیم. بسیاری از شرکت ها از این میل، که تحت حاکمیت اصل کمبود قرار می گیرند، از طریق ارتباط محصولات خود با وضعیت اجتماعی که برای چندین نفر در نظر گرفته شده است، مورد استفاده قرار می گیرند.

این نوع از تبلیغات اغلب در اقلام لوکس با قیمت بالا شامل اتومبیل، ترتیب سفرهای مقدماتی و اقامت و حتی در محصولات مراقبت از مو "هزینه بیشتر، اما شما ارزش آن است."

اگر شما با موفقیت می توانید یک حس حسادت در ارتباط با محصول یا خدمات خود ایجاد کنید، مصرف کنندگان آن را بیشتر می خواهند - به خصوص اگر این مورد در حال حاضر محدود شده است و افزایش ناگهانی در فروش باعث ایجاد محصول کمتری می شود.

منابع: ادوارد جی اپستین. "اختراع الماس." دسترسی به 17 ژوئن 2008.