با استفاده از درام، طرح، شخصیت برای پیروزی موارد، قانون را یاد بگیرید و مشتریان را ارضا کنید
طبق اساتید قانون و متخصصان حقوقی، که به عنوان بخشی از قصه گویی به عنوان وسیله ای برای یادگیری قانون و تبدیل شدن به یک وکیل بهتر است، این کار خوبی خواهد بود. گفتن داستان ممکن است یک انتخاب عجیب و غریب برای حرفه ای باشد که تمرکز بر فعالیت هایی مانند تهیه پیش نویس قرارداد ، پیشنهاد تنظیم مقررات، نوشتن اراده، تحقیق در مورد قضاوت، ایجاد یک قانوننامه و یا نوشتن خلاصه باشد. این یک چالش برای تعریف داستان های حقوقی است و حتی استفاده از داستان داستان را به جای یک فعل برجسته تر علمی می پذیرد. اما مربیان در حال استفاده و آموزش داستان نویسی به یک نسل از وکلای آینده در کلاس های بسیار دقیق، روشنگرانه و تاثیر گذار از مطالعات حقوقی گذار شکست و دوره های نوشتن برخی از ما یک بار در زمان.
چگونه قصهگویی حقوقی کار می کند؟
ما ممکن است خودمان را به عنوان متخصصان حقوقی، به عنوان حرفه ای، به عنوان افراد دارای gravitas انواع فکر می کنم. بنابراین ممکن است غافلگیر کننده باشد که متوجه شوید که آنچه که ما انجام می دهیم، همه چیز را در مورد داستان های حقوقی، ساختن داستان های حقوقی و سپس صحبت کردن به آنها یاد می گیریم.
در یادگیری در مورد قانون، ما سابقه به جزئیات مربوطه را تضمین می کنیم. برای مثال، صحبت کردن در مورد جراح پلاستیک که عمل جراحی را بر روی بیمار که فقط می خواست یک بینی Hedy Lamarr یا سینتانایی های سیاسی بود که باعث شکست دولت پرزیدنت توماس جفرسون شده بود، برای انجام کارهای خاص خود در مورد پیش بینی های قضایی تایید شده توسط سلف خود صحبت کرد.
ما خودمان داستانهایی درباره آنچه اتفاق افتاده است به ما در درک نتایج تصمیمات دادگاه میگوئیم. وقتی به عقاید مراجعه میکنیم، اما عناصر یک موضوع را قبل از ما تشخیص میدهیم، ما به همه جزئیات در یک داستان قدیمی نگاه میکنیم و آنها را با ما مقایسه میکنیم. ما از داستان برای درک قانون استفاده می کنیم. ما از داستانهایی استفاده میکنیم که به ما کمک میکنند قانون یا حقایق را در یک موضوع به یاد بیاوریم؛ ما از داستانها استفاده می کنیم تا درک موضوعات پیچیده مانند علم یا نقض حق ثبت اختراع را تقویت کنیم؛ ما از داستانها برای آموزش دادن به مشتریانی که نیاز به تحصیل دارند و متقاعد کردن قضات و اعضای هیئت منصفه که باید متقاعد شوند استفاده کنیم.
هنگام شروع گفتگوهای حقوقی؟
در یک دوره زمانی که مدارس دولتی بر آموزش مبتنی بر مهارت تأکید می کنند و به دنبال حذف فارغ التحصیلان حرفه ای هستند، به دنبال عناصر یک داستان برای ایجاد قانون قابل فهم تر و کمک به دانش آموزان برای برقراری ارتباط بهتر و مهارت های تحلیلی می باشند. مفهوم قصه گویی حقوقی در سال 2007 هنگامی که یک کنفرانس گفتگوی حقوقی قانونی در دانشکدۀ حقوق شهری در لندن برگزار شد، چیزی در حدود سال 2007 گرفت.
همانطور که قصه گویی به کمی اهمیت تبدیل شده است، بنابراین، تحقیقات قانونی و برنامه های نوشتاری به دست آوردن لغزش های آموزشی بیشتر است.
بسیاری از افراد دیگر در رشته های تحصیلات تکمیلی آموزش داده نمی شوند، اما توسط استادان حرفه ای اداره می شوند، اگر نه لزوما اساتید مدرک تحصیلی. یادگیری "فکر کردن به عنوان یک وکیل" برای یادگیری مهارت ها به یک شخصیت مجزا تبدیل شده است. شرکت های قانون بزرگ و مشتریان خود شروع به مقاومت در برابر آنچه اساسا یک کارآموزی بسیار بالا برای تازه کاران تازه از مدرسه حقوق است. برنامه های مطالعات حقوقی و نوشتاری، کشش بسیار بیشتری را به دست آورده اند. کارکنان، همانطور که در حال حاضر هستند، با متخصصین که در واقع می دانند چگونه به تحقیق و نوشتن خوب، که این کل مفهوم داستان داستان حقوقی یک وسیله قابل اجرا برای توسعه یک عمل قانونی معنی دار است بسیار معنی دار.
برخی ممکن است استدلال کنند که داستان داستان حقوقی تقریبا همیشه در اطراف وجود دارد - در این که شناسایی حقایق مربوطه، بدست آوردن آنچه که حاکم مربوطه است، و سپس استفاده از آن قانون و یا تشخیص آن برای رسیدن به نتیجه، واقعا موضوع داستان داستان ماده خاصی.
شناسایی شخصیت های مربوطه و عناصر مربوطه طرح و سپس رسیدن به پایان، واقعا قوس یک داستان را گذراند.
به همین ترتیب، یک وکیل که به سادگی یک اراده را تهیه می کند، در حالی که احتمالا به مقدار عادلانه متکی است، باید از مشتری درخواست کند که داستان او چه است، آیا او فرزندان دارد یا اینکه او به زودی در حال مرگ است یا اینکه او برای همسر فعلی یا دیگر شخصیت های قابل توجه، که آیا مالک آن به طور مشترک با کسی است یا خیر، آیا او می خواهد اعتماد ایجاد کند و یا فرزندان خود را به ارث می برند. در جمع آوری تمام این اطلاعات بیت، وکیل می آموزد که داستان مشتری، کمی در مورد چگونگی رسیدن به جایی که هست، و کمی در مورد جایی که او انتظار دارد به آنجا برود.
داستان چارچوب قانونی موثر چیست؟
وکلای همچنین از داستانهایی استفاده میکنند که آموزش میدهند - لزوما داستانهایی که آنها ساختهاند، اما داستانهایی که توسط دیگران ساخته شدهاند، مشابه شرایطی هستند که وکیل فعلی در آن دخیل است. آنها ممکن است رمانها نباشند، اما می توانند درامات یا فیلم های واقعی باشند. آیا تا به حال Erin Brockovich را به یک مشتری گفته اید یا درباره ی مرد کوچکی که فیلم یانگ تروولتا را به نام "عملیات مدنی" نامیده اید، صحبت می کند؟ شما از داستان های دیگران برای کمک به کسی که در مورد کنونی، قانون فعلی صحبت می کنید، استفاده می کنید.
وکلای، البته، همچنین از داستان برای متقاعد کردن - مشتریان برای ورود به سیستم ، مخالفان برای حل و فصل، قضات و اعضای هیئت منصفه برای رای دادن به نفع خود استفاده کنید. اگر یک مشتری بالقوه را انتخاب کنید، ممکن است از نظر «سخنرانی آسانسور» فکر کنید - آنچه که شما می توانید به سرعت به آن توجه کنید، اعتماد به نفس را به شما القا می کند تا تحت تأثیر قرار دهید تا فردی بتواند خدمات خود را خریداری کند.
آیا می خواهید ذکر کنید که مدرسه حقوقی که در آن حضور داشتید انتخاب سوم شما بود و شما دو بار تلاش کردید و به پنسیلوانیا سفر کردید تا امتحان دادگاه را منتقل کنید و پس از آن شما مجبور شدید به مجلس صلاحیت خود بپردازید؟ البته که نه! شما پس از تجزیه و تحلیل برخی واقعیت ها، یک زمین را طراحی می کنید - و یا، دقیق تر، داستان را با هم ترکیب کنید. شما رویدادها را در سال زندگی سالانه خود نخواهید گذاشت شما بعضی از نکات برجسته را خنثی می کنید و سفارش این واقعیت ها و احتمالا تاکید بر یک موضوع - که باید عدالت را انجام داد، کلاینت باید کل شود، که مشتری باید محافظت شود.
این شخصیتی است که شما در زمان خود می پذیرید، باید بگوییم کار کردن آن ممکن است چیزی از یک شخصیت در یک داستان باشد: محاکمه کننده محرمانه اما درخشان، قهرمان کراوات پوشیدن قهرمانان عادلانه، stars-because-she-is-a-star high-end advocate for divorce، generalist of earnest but youthful and attractive-priced. در کسب کسب و کار، شما این شخصیت را به یک داستان که خودتان است قرار دهید.
چه چیزی داستان حقوقی خوب را می سازد؟
البته، داستان صرفا از شخصیت و یا حتی تقلید از حقایق ساخته نشده است. گفتن یک داستان نیاز بیش از صرفا یک واقعیت را در مقابل دیگری قرار می دهد. نیاز به کمی از داستان خط وجود دارد. آیا شما شروع به "آن شب تاریک و طوفانی بود"؟ آیا شما آنچه را که روزنامه نگاران انجام می دهند، می خوانید؟ داستان تیک تاک، یکی از آن ها، اساسا یک دوره زمانی است؟ کدام حقایق شما را به تکه تکه می اندازید و جزئیات آن را به عنوان غیر مرتبط و به اندازه کافی رنگارنگ برای حرکت روایت به جلو؟ آیا شما از کمی پیش بینی استفاده می کنید؟ آیا شما سعی می کنید شخصیت های خود را متعجب کنید؟ اقدام چیست؟ آیا یک تصادف ماشین یا بهبود طولانی و دردناک پس از آن است؟ آیا داستان شما با یک جرم تکان دهنده آغاز می شود و سپس در زمان عقب نشینی می کند و به خیانت نهایی تبدیل می شود؟
برای مخاطبان قانونی شما کیست؟
چگونگی ساختن داستان خود و عناصری که شما در آن قرار می دهید و تکنیک هایی که برای جذب مخاطبان خود استفاده می کنید، در واقع به آن دسته از مخاطبان بستگی دارد. اگر قصد دارید فقط یک قاضی را به نفع خود حکومت کنید، شما می توانید داستان را به طریقی متفاوت از آنچه که شما می خواهید در انتخاب هیئت منصفه به دست آورید. چطور داستان شما ارائه خواهد شد نیز مهم خواهد بود: آیا پس از یک مقدار زیادی از مسائل رویه ای، در یک شکایت یا پرونده ای کوتاه به خاک سپرده می شود؟ چگونه می توان داستان خود را از بین ببرید، چشمان خواننده را ببندید، خواننده را متاثر کنید، خواننده را جلب کنید، و شروع کنید که خواننده را به مسیری نزدیک به همدلی برای مشتری خود هدایت کند؟ آیا این داستان را در یک مذاکره به اشتراک می گذارید، جایی که دیگران ممکن است تغییرات مختلف این داستان را به اشتراک بگذارند؟
گوش دادن به داستان ها
وکلا نیز دعوت به گوش دادن به داستان می کنند و در واقع ممکن است کمی بیشتر از آنها یاد بگیرند که از مردم بیشتر از داستان هایشان خواسته باشند. همکاران محترم، به ویژه جوانترها، ممکن است به شدت به این امر کمک کنند، اگر یک وکیل وقت خود را برای گفتن در مورد، به عنوان مثال، یک داستان متخصص در مورد زندگی در شرکت حقوقی خود، تا کنون، کمک می کند. بنابراین، به عنوان مثال، یک طرفه که فقط از موقعیت دولت منتقل شده است، ممکن است از محیط کاری جدید لذت ببرد، اما از دست دادن رضایت در کار برای کسانی که با کلاه سفید پوشانده اند، خجالت می کشند. شریک متهمان گوش دادن به این ممکن است، به جای اینکه فقط فرض کنیم که هر کسی که در عمل خصوصی کار می کند باید از آن رضایت داشته باشد؛ احتمالا، آنها پول بیشتری را نسبت به آنچه که مورد استفاده قرار می گیرند، با آن طرفدار جانبی صحبت می کنند تا اینکه چگونه هیچ نهادی پسر خوب تمام وقت؛ سازمان های مختلف دارای نقاط قوت و ضعف مختلف هستند، اما همه آنها هنوز سزاوار حفاظت هستند.
برای داستان بخواه
یک شریک عصبانی شده است که یک متخصص یک کار کوتاه را به اتمام رسانده است، به جای آنکه کار را با یک مهلت داخلی انجام ندهد، به جای متوقف کردن این که «اشتباه؟ چگونه ما به این نقطه رسیدیم؟ »- و در نتیجه ممکن است یاد بگیرند که چند شرکا کار خود را به وسیله این متخصص انجام می دهند یا اینکه تخصص متخصص در یک منطقه خاص از قانون به درستی نتوانسته است تا آنجا که تحقیقات قانونی طولانی تر انجام شود از شما انتظار داشتید. یا بعدا، شریک ممکن است در مورد تکلیف دانشآموزان دربارهی اهداف بالایی از فعالیت و نکات کمتری در مورد تجربه متخصص یادآوری کند. به همین ترتیب، یک وکیل ممکن است پس از اینکه موضوع به نتیجه رسید، یک تجربه مشتری را در شرکت پیدا کند.
داستان های زیادی وجود دارد؛ آنها فقط باید کشف شوند البته، در گفتن به هر داستان، یک وکیل باید به قوانین رفتار حرفه ای احترام بگذارد.