ساده سازی تقسیم بندی: بازار مناسب را هدف قرار دهید

تقسیم بندی بازار می تواند یک تلاش پیچیده و گران قیمت باشد. همچنین می تواند ساده و ارزان باشد. صرف نظر از این رویکرد، تقسیم بازار هدف برای مدیریت موثر برند و دستیابی به مزیت رقابتی ضروری است.

برای کمک به محققان بازار، تقسیم بندی بازار در دسترس است. پایه ای برای همه این ابزارها تمرکز بر آنچه که مصرف کنندگان می خواهند یا نیاز دارند و چگونه محصول یا خدمات مطابق با این اولویت یا نیاز است.

ضروری است که محصول یا سرویس b از محصولات یا خدمات رقبا متفاوت باشد. به عنوان بخشی از این درک در مورد تمایز، محقق بازار نیاز به بیان چگونگی و چگونگی مصرف کنندگان این تمایز زمانی که آنها در نظر گرفتن خرید را درک می کنند.

می دانید کجا می خواهید با اهداف SMART بروید

در برنامه ریزی کسب و کار، اهداف SMART وجود دارد. در تقسیم بندی بازار MIDAS لمس وجود دارد. دو اختصار، شرایط و معیارهای مشابهی را نشان می دهند.

اهداف SMART به شرح زیر است:

خاص
یک هدف مشخص روشن، یکپارچه و کارآمد به سوالات پاسخ می دهد: چه، چه کسی، چرا، کجا و کدام

قابل سنجش است
یک هدف قابل سنجش (و اندازه گیری) احتمال بیشتری دارد و همچنین اطلاعاتی در مورد پیشرفت در جهت رسیدن به این هدف ارائه می دهد. هدف قابل اندازه گیری به سوالات پاسخ می دهد: چقدر؟ چند تا؟ وقتی می دانیم که هدف برآورده شده است؟

قابل دستیابی
یک هدف قابل تحقق باید واقع بینانه باشد و در جایی قرار دارد که در یک بیننده بسیار آسان و بسیار دشوار باشد. اهمیت این معیار این است که می تواند به یک هدف کمک کند تا به عنوان یک انسان در تلاش برای پاسخ به این سوال باشد: چگونه می توان این هدف را به دست آورد؟

مربوط
هدف مربوطه کمک می کند تا مردم را به جلو حرکت دهید، زیرا با اهداف و اهداف دیگر هماهنگ شده است، زیرا دستیابی به هدف به معنی چیزی برای افرادی است که در تلاش برای رسیدن به هدف هستند .

هدف مربوطه به سوالات پاسخ خواهد داد: آیا این یک هدف ارزشمند است؟ آیا این هدف مناسب برای تیم، برای منابع موجود و برای برنامه استراتژیک است؟

به موقع
یک هدف به موقع که به برنامه ای تبدیل می شود که احساس اضطراب (در صورتی که مناسب باشد) و کمک به ایجاد سلطه یا اهمیت هدف، به طوری که پیشرفت در اثر مسائل روزمره و یا کار به وجود نیاید خواسته ها. هدف به موقع کمک خواهد کرد که به سوالات پاسخ دهید: آیا این زمان مناسب برای پیگیری این هدف است؟ آیا می توان این هدف را در زمان بندی مفصل انجام داد؟

معیارهای تقسیم بندی بازار

معیارهای لمس MIDAS برای تقسیم بندی بازار عبارتند از:

قابل سنجش است
گروه های مصرف کننده باید با ویژگی های قابل اندازه گیری تعریف شوند که مربوط به شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) مانند اندازه، سهم بازار و ارزش سهم است.

شناسایی
شخصیت مجزا باید برای هر بخش تولید شود و هر مشتری باید به وضوح تنها با یک نمایه مرتبط باشد.

قابل تعریف است
هر شخصی باید با دیگران صحبت کند، زیرا براساس توصیف و تعریف قبلا توافق شده از داده هایی که جمع آوری و تجزیه و تحلیل شده است، بر اساس آن است.

قابل اجرا
سهولت شناسایی شخصیت، تولید بینش های قابل قبول در مورد بخش و توانایی برای آزمون استراتژی های اجرا شده را بر اساس یک بخش بر اساس بخش ساده می کند.

حقیقی
یک بخش بازار باید بر مبنای ملاحظات مالی، منابع و عملی، مانند ثبات یا رشد بخش و احتمال دوام آن در طول زمان، قابل هدف باشد.

اهمیت معیارهایی مانند این است که به پژوهشگر بازار و تیم کمک می کند تا ارزیابی تقسیم بندی بازار موجود را در صورت وجود داشته باشد و اطمینان حاصل شود که طرح تقسیم بندی بازار می تواند به طور موثر اجرا شود. اگر شرایط به اندازه توصیف شده یا معیارها مطابقت نداشته باشد، تیم بازاریابی با فعال شدن طرح تقسیم بندی مبارزه می کند.

کلمه عملیاتی در بخش بندی بازار هدف، "هدف"

علاوه بر این، یک طرح تقسیم بندی بازار ضعیف، تیم بازاریابی را قادر نمی سازد تا اقدامات خود را به مصرف کنندگان ارائه شده توسط بخش های بازار مطابقت دهد .

به عبارت دیگر، بازاریابان نمی توانند به طور موثر بازار خود را هدف قرار دهند. به استثنای اینکه یک فرایند تقسیم بندی بازار به خوبی انجام شده و به طور مناسب اجرا می شود، مرکزیت مشتری یک برند تحت تأثیر منفی قرار خواهد گرفت. به سادگی؛ یک تیم بازاریابی می تواند بر روی مؤلفه ای دور از بازار هدف خود هدایت شود و یک کمپین بازاریابی است که بر مشتریانی که علاقه خاصی به برند ندارند متمرکز است.

تعیین بهترین بازار هدف برای یک کسب و کار با تجزیه و تحلیل مصرف کنندگان بالقوه و موجود در یک محصول یا خدمات آغاز می شود. مزیت رقابتی می تواند از طریق دانش عمیق مشتری و بینش هایی که از تقسیم بندی بازار هدف حاصل می شود، به دست آورد.