تلاش برای کمال می تواند بسیاری از قدرت های بزرگ شما را تامین کند. این می تواند منجر به منافع مالی فراوان، موفقیت شغلی و خیلی بیشتر شود. با این حال، قرار دادن این فشار بسیار بر روی خودتان نیز می تواند شما را به بسیاری از خطرات، که اغلب از نه، منجر به تصادف در نهایت.
در اینجا راههایی وجود دارد که در آن کمال گرا گاهی اوقات خوب است، مخصوصا برای مترجمان آزاد و کارآفرینان .
برخی از دستاوردهای الهامبخش انسانی در علوم، سیاست، کسب و کار، ورزش و هنر توسط کمالگرا انجام شد.
فکر می کنم از تایگر وودز، مارگارت تاچر و استیو جابز . لئوناردو داوینچی و مدونا. چه کسی نمی خواهد در صفوف این هنرمندان برتر قرار گیرد؟ ران بیقراری آنها برای برابری بی عیب و نقص آنها را برای دستیابی به شگفتی های قابل توجهی (که به طور قانونی) تقریبا غیرممکن است:
- رکورد شغلی تیم تگزاس وودز شامل سال هایی است که ورزشکار برتر و بالاترین در گلف است.
- مارگارت تاچر، نام خانم "بانوی آهن" اولین زن بود که به عنوان نخست وزیر بریتانیا انتخاب شد. او دفتر طولانی ترین دوره اداری در قرن بیستم را اداره کرد و در بین بزرگترین بریتانیایی ها زندگی می کرد.
- استیو جابز عمدا دنیای محاسبات، تلفن های همراه و تکنولوژی شخصی را تغییر داد. او نقش مهمی در اعتیاد تب دار ما به پیشرفت تکنولوژی جدید ایفا کرد.
- نماد فرهنگ جهانی جهانی، مدونا در حال حاضر بهترین فروش هنرمند زن ضبط شده در تمام دوران است و به عنوان تاثیرگذار ترین منتقدان موسیقی اشاره شده است.
- هنرمند، دانشمند، مخترع و چشم انداز، لئوناردو داوینچی، ایده "نبوغ" را بیش از بسیاری از افرادی که در تاریخ اخیر زندگی کرده اند، درک می کند.
بنابراین، این شخصیت های فوق العاده ای مشترک هستند؟ خوب، برای یک چیز، کیفیت کار زندگی آنها قطعا چیزی کم از باور نکردنی است. تعهد شخصی خود به دستیابی به موفقیت، تعالی و بهبود راه یافتن به جهان، تلاش بی پایان آنها برای کمال گری، این است که به آنها اجازه داد تا صنایع را به طور اساسی تغییر دهند. بدون این درایو ذاتی، مشکلی است که آیا آنها به چالش هایی که با آن روبرو بودند مواجه شده اند یا خیر.
کمال گرایی در کسب و کار
روانشناسان كمال گرايي را يك اختلال در نظر مي گيرند، در حالي كه متفكران برجسته كسب و كار به طور جدي از كارآفرينان، از تلاش براي كامل بودن، اجتناب مي كنند. چرا؟ بیایید استیو جابز را به عنوان موردی انتخاب کنیم. من اغلب این رهبر کسب و کار باور نکردنی، متفکر طراحی و نوآوران تکنولوژی را در اینجا پوشش دادم. در بیشتر آنچه که من در مورد او تحقیق و نوشتم، من کثرت گرایی شدید خود را برجسته کرده ام، در حالی که به طور عینی به بررسی تأثیرات مثبت و منفی آن بر موفقیت هایش نگاه می کنم.
از آنجا که جابز دقیقا به دنبال کمال بود، سیاست های خود را اجرا کرد و تصمیماتی را گرفت که به استانداردهای بی حد و حصر احترام می گذاشتند، مخصوصا برای دیگران که در برابر آن اندازه گیری می شد. به عنوان مثال، او در طول سال های اولیه اپل ، تیم ها را مورد درخواست خود قرار داد تا از جزئیات هر یک از رایانه های مکینتاش که به طور غیر ضروری توسعه زمان طولانی را می خواهند، تایید کند.
او به خاطر نادیده گرفتن زیبایی شناسی طراحی خود، از کارکنان با استعداد، دریغ نکرد. او پروژه هایی را که تقریبا تمام شده اند نابود کرد و به استانداردهای ظرافت خود رسیدگی نکرد.
در حالی که رانندگی جک به سمت کمال کمک به ایجاد برخی از محصولات زیبا و بصری در جهان شد، همچنین باعث ایجاد اصطکاک زیادی در زمینه افرادی که با آنها کار کرده بود. او در سال 1985 از اپل اخراج شد. او در سال 1997 با هدف بازگرداندن شرکت به سودآوری به طور خلاصه به پایان بخشیدن به تعدادی از پروژه ها، که البته فقط در مورد هر کس در این شرکت ترسناک بود.
تنها زمانی که او موفق شد در کمال گرایی حاد خود را وارد کند، او توانست اپل را به یکی از با ارزش ترین برندهای جهان تبدیل کند. با این حال، حتی با یک داستان به عنوان روشن به عنوان این، مردم هنوز به اشتباه ارزش کمال گرایی. در ایالات متحده، فرهنگ ما به وضوح تحت تأثیر کمال گرا قرار گرفته است.
بسیاری از والدین از فرزندانشان تقاضا می کنند، در حالی که مدافعان سفت و سخت در کنار کارکنان با استانداردهای عملکرد نامناسب قرار می گیرند.
من هرگز نور سبز به میانجیگری نمی دهم، اما به شدت بر این باورم که برتری نیازی به کمال ندارد. در دنیای کسب و کار، کمال بیشتر احتمال موفقیت شما را از شما دور می کند. بنابراین، اگر به مسیر مخرب کمال گرا ادامه دهید، انتظار داشته باشید که در طول زندگی خود با این مسائل عظیم برخورد کنید.
- انتظارات شما غیر واقعی خواهد بود و تقریبا غیرممکن می شود: یکی از موارد مستند کمال گرایی، جارد کانت است که به عنوان یک بچه در مدرسه مجبور شد همیشه یک جمله را پاک کند اگر یک کلمه در یک کلمه اشتباه باشد. جاراد اغلب طولانی (پاک کردن مقالات و آزمایشات کامل) فقط برای خلاص شدن از حتی کوچکترین اشتباه است. به همین ترتیب، اگر شما اصرار دارید که در تلاش برای ایجاد یک محصول کامل باشید، شما با ویژگی هایی که تیم شما نیاز به توسعه آن دارد، غلبه خواهد کرد. مفهوم محصول ماندگاری حداقل (MVP) حتی به حساسیت های درخواستی شما نیز تجاوز نخواهد کرد.
- شما در معرض سطوح شدید اضطراب قرار خواهید گرفت: از آنجا که معیارهای شما برای موفقیت بی حد و حصر هستند، زندگی اساسا می تواند به مبارزه زمینی بین شما و استرس هایی که به خودتان می اندیشید تبدیل شود. شما حتی تلاش های غیر ضروری را نیز انجام خواهید داد، که یافتن فرصت هایی برای استراحت و بازخوانی می شود، وجود ندارد. شکی در مورد آن وجود ندارد، شما در نهایت سوزانده می شوید و پایین تر خواهد بود.
- خلاقیت شما خشک خواهد شد: کارایی بالا نیاز به کار زیادی دارد. کمال خیلی بیشتر می شود اگر تحویل نتایج با کیفیت بالا در کسب و کار شما در حال حاضر هزینه های قابل توجهی را بر روی انرژی خلاق خود می کند، تلاش دشوار برای کمال می تواند تنها خون شما خشک.
- شما در معرض آسیب رساندن به سلامتی خود هستید: در بعضی موارد، کمال گرایی یک مسئله روانشناختی است. اما، اغلب فراموش می شود که چقدر می تواند سلامت جسمی شما را نیز به خطر بیندازد. فقط تصور کنید که چه مدت خواب از دست رفته و وعده های ناپدید شده می تواند در طول زمان به بدن شما انجام دهد. مطمئنا كمال گری بالقوه فیزیکی بالقوه می تواند بر روی سلامتی شما تأثیر بگذارد.
- شما وقت و فرصت های گرانبها را هدر می دهید: این یکی از دلایل اصلی کارآفرینان است که همیشه از کمال گرا بودن خود عقبنشینی می کنند. هرگز کارها را به موقع انجام نخواهید داد. قبل از راه اندازي، برنامه زمانبندی و تکمیل یک محصول یا قابلیت را صرف می کنید. توصیه من این است که همیشه حتی قبل از اینکه احساس خوشحالی کنید، راه اندازی کنید، زیرا تنها راه به دست آوردن بازخورد ارزشمند است که به بهبود محصول شما کمک می کند. در غیر این صورت، شما تلاش کمتری برای انجام همه چیز کاملا کامل خواهید داشت. برای مقابله با گرایش های کمال گرایی خودم، من سیستم بهره وری من خود را به نام، سیستم مدیریت زمان فقط "نه" برای کارآفرینان توسعه دادم.
- شما زمانی که شکست می خورید خرد می شود: از آنجایی که کمال گرایان استانداردهای فوق العاده بالا را برای خود تعیین می کنند، خطر شکست های عظیم به همان اندازه بالا است. پاملا سو ادواردز یک بازیگر با استعداد و دونده فاصله قهرمان بود. او در رشته دبیرستان مشغول به تحصیل بود و فارغ التحصیل رشته مکانیک در کالج بود. متأسفانه، در سن 24 سالگی، این بانوی جوان با استعداد به پایان رسید تا زندگی خود را به خاطر تمام فشارهایی که احساس می کرد همچنان به دستیابی بیشتر و بیشتر ادامه دهد، پایان داد.
- شما برای مصالحه باز نخواهید بود: انعطاف پذیری یک ویژگی بسیار نادر در بین کمال گرا ستونگرا و آرمانگرایانه است. اما در میان کارآفرینان، انعطاف پذیری برای موفقیت ضروری است. کارآفرینان برتر به سرعت در حال تغییر واقعیت های کسب و کار هستند، آنها را به نوآوران و متفکران خلاق بهتر از اکثر کمال گرا می پردازند. این یکی از شایع ترین ویژگی های شخصیتی است که من در مصاحبه هایم در کارآفرینان موفق دیده ام.
- شما ریسک پذیر تر خواهید بود: برخی از روانشناسان کمال گرایی را به عنوان یک فوبیا می دانند: ترس از شکست و یا اشتباه بودن. اگر فکر شکست به شما این امکان را نمیدهد که گام بعدی را بردارید، پس شما واقعا کارها را انجام نخواهید داد. در مقابل، کارآفرینان موفق موفق به یادگیری از اشتباهات خود و جلوگیری از پیشرفت می شوند. و تقریبا همه آنها با شکستهای بزرگی همراه شدند، از جمله شما واقعا.
- شما به عنوان یک هیولا توسط همسالان و کارکنان خود دیده می شود: افرادی که می دانند استیو جابز از تروریسم آگاه است، کمالگویی وی را برای افرادی که او در طول سال ها کار می کرد، ایجاد کرده است. در حالی که یک هیولا ممکن است در دستور کار توسعه شخصی قرار نگیرد، کمالگویی بی نظیر میتواند شما را به یک فرد تبدیل کند بدون این که متوجه آن شود. تمایل واقعی برای نگه داشتن مردم در برابر همان استانداردهای درخواست شده برای خودتان است. در بسیاری از موارد، این تنها یک دستور برای ناامیدی برای همه طرفین است.
- شما شادی واقعی را پیدا نخواهید کرد: در حالی که همه می خواهند یک زندگی کامل، یک همسر کامل و یا کسب و کار کامل، هیچ چیز از آن نوع وجود داشته است. این فقط ادراک پیچیده شما از زندگی دیگران است که باعث می شود مردم به تقلید از زندگی دیگران کمک کنند. در عوض، افراد متعادل با تمایل به شادی بیشتر در طول زندگی خود تجربه می کنند. به گفته پروفسور برنه براون، پژوهشگران کمال گرایی به این نتیجه نرسیده اند. او نتیجه می دهد: اگر می خواهید خوشحال باشید، تلاش نکنید کامل شود. در دنیای کسب و کار سریع، بهتر است که برای تعالی تلاش کنید، تا شلیک طولانی به کمال برسید. در حالی که ممکن است شما به طور پیوسته از تلاش برای کامل بودن سود ببرید، استثنائات این قانون چندان دور و دور نیستند. به همین دلیل استثنائی نامیده می شوند. صرف وقت زیاد برای تکمیل یک ویژگی، به هیچ وجه در این دوران کسب و کار چابک و تکرار محصولات هوشمند جای ندارد.