نظریه تحقیقاتی پشت موفقیت اسمارتفون Starbucks

مدیران مارک ها باید زمانی که مجددا برند سازی را تشخیص دهند بهترین گزینه است

یک مطالعه موردی در مورد نام تجاری مجدد نام تجاری Starbucks نشان می دهد یک نمونه واقعی از چگونگی شرکت می تواند در کاهش پاسخ های مصرف کننده نامطلوب به تغییرات به یکی از مارک های مورد علاقه خود باشد. در حالی که استارباکس یک طرح بازسازی موفق را اجرا کرد ، تحقیقات بازار و تخصص مدیریت تغییر در پشت سر گذاشتن در پشت درهای بسته نگهداری شد.

این استراتژی مشترک شرکت ها است.

اگر آنها یافته های تحقیق بازار خود را تشریح کنند و بحث های راهبردی خود را که منجر به پیکربندی تغییرات شده است، سرانجام تصمیم به استفاده از آن، نظرات و انتقادات مردمی فراوان می شود. هر کس در کسب و کار باید ایده ای در مورد آنچه که استارباکس می تواند انجام داده متفاوت است و یا باید انجام داد بهتر است.

اعمال تغییر مدیریت تحقیق به مارک ها

درست مانند هر سازمانی که می خواهد تغییر ایجاد کند، بازاریابان، تبلیغ کنندگان و مدیران برند باید یک دیدگاه قانع کننده ای ایجاد کنند و سپس آن را به طور موثر به مصرف کنندگان بسپارند. آماده سازی برای بازاریابی شامل اطمینان از اینکه دیدگاه تغییرات نام تجاری در اغلب موارد، چه در داخل و چه در خارج، شنیده می شود. پیام های بازاریابی باید قدرتمندانه مزایای دید را بیان کنند. یادآوری روزانه دیدگاه که هر کس در حال تلاش برای رسیدن به یک راه طولانی برای حفظ آن از ذهن برای مدیران خود، اما این روش نیز با مصرف کنندگان موثر است.

تسهیل تلاش مجدد برند نیاز به شناسایی و حذف موانع، به ویژه آنهایی که پیش بینی شده در خصوص پذیرش مصرف کنندگان از تغییر است. بدون تهیه موثر، ممکن است پیشرفت های پیش رو در پیاده سازی چشم انداز تغییرات دشوار یا غیرممکن باشد .

چالش تیم مدیریت برند پیش بینی و درک این موانع است.

سازه ها، فرایندها و افرادی که به عنوان موانعی برای اجرای موثر ابتکار مجدد برند نقش مهمی را ایفا می کنند، نیاز به توجه رهبران و تیم مدیریت برند دارند. هنگامی که موانع برای مردم برداشته می شود، پویایی قدرتمند اغلب تجربه می شود و این می تواند تغییرات برنامه ریزی شده را برای برند به میزان چشمگیری تحمل کند.

ایجاد پیروزی کوتاه مدت برای مبارزه با خستگی ابتکاری تغییراتی که افراد را که مدتی در معرض تغییر بوده اند، مهم است. همانطور که با هر تلاش بزرگ، ایجاد سطوح کوچکتر از کار و تمرکز حمایت از تلاش بیشتر و کارکنان را قادر می سازد که اغلب برای کار و پشتیبانی خود را پاداش.

فرایند ایجاد تغییر که مورد نیاز است نیاز به حفظ تلاش دارد تا هر مرحله یا مرحله بتواند به عنوان یک بستر یا داربست برای دستیابی به مرحله بعدی استفاده شود. آنچه این به معنای رهبری است، برنامه ریزی برای یک تلاش مداوم است و اتهامات را برای حرکت به جلو در دنباله های معنی دار به جای همه در یک بار، که به کارکنان غلبه می کند و به سرعت منجر به سوزاندن.

رابطه اساسی بین فرهنگ تجاری و نام تجاری

هر گونه تلاش تغییر با تقویت تغییرات در فرهنگ سازمان تقویت می شود.

این تغییر باید به همان شیوه ای که در طول تغییرات تلاش می کرد، به سازمان تبدیل شود. فرهنگ سازمانی تعیین کننده اصلی آنچه که توسط کارکنان و مدیریت انجام می شود، مهم است که ارزش هایی که از دیدگاه در کار روزانه وجود داشته باشد، وجود دارد. Starbucks در ساختن فرهنگ خود شفاف است. ابتکار بازاریابی Starbucks بسیار بیانیه ای در مورد فرهنگ استارباکس و نحوه ی ادغام افقی و عمودی در تلاش برای بهینه سازی خدمات به مشتریان است.

یک سناریوی مورد بدتر می تواند دوباره برند را به سمت جلو حرکت دهد

یک توصیه برای ترسیم فوریت استفاده شده است تا به روشنی مشخص شود که چگونه تغییرات پیشنهادی سازمان را تهدید نمی کند. این را می توان با ایجاد و ارتباط سناریوهای مختلف نشان داد که اگر تغییر انجام شود، چه اتفاقی می افتد.

استارباکس فقط باید بر چالش هایی که با تلوی و دیگر نوشیدنی های قهوه و توزیع کنندگان روبرو شده است را نشان دهد که نشان دهنده نتایج فراوانی از نام تجاری مجدد نیست.

توصیه برای ایجاد یک ائتلاف تغییر، شناسایی رهبران واقعی در سازمان است و تحت تاثیر عناوین و وضعیت قرار نگرفته است، بلکه به افرادی که قادر به تأثیرگذاری بر دیگران هستند، نگاه کنید. سپس اطمینان حاصل کنید که عواملی که انتخاب می شوند به طور موثر به عنوان اعضای یک تیم بزرگ کار می کنند. در واقع، Starbucks مشتریان را در تفسیر تلاشهای بازپرداختشان متمرکز کرده است.