مالکیت انفرادی بیشترین شکل مالکیت کسب و کارهای کوچک است
مالکیت فردی یک کسب و کار غیرحرفه ای است که متعلق به یک فرد است و این امر ساده ترین شکل کسب و کار برای شروع و کار است. بیش از 20 میلیون شرکت خصوصی تنها در ایالات متحده و کانادا فعالیت می کنند، و این بدان معنی است که محبوب ترین نوع مالکیت تجاری است .
ویژگی کلیدی تعریف مالکیت فردی اینست که بر خلاف یک کسب و کار متشکل یا یک مشارکت هیچ اختلاف قانونی بین کسب و کار و صاحب مالکیت خصوصی وجود ندارد - این تجارت به عنوان تمدید مالک شناخته می شود و به عنوان مالک شخصا مسئول هر گونه بدهی و یا بدهی های مربوط به کسب و کار است.
مزایای مالکیت انفرادی
- مالکیت شخصی ساده ترین نوع کسب و کار برای راه اندازی است. اگر کسب و کار خود را تحت نام خودتان انجام دهید، بدون هیچ گونه افزایشی، شما حتی نیازی به ثبت نام نام تجاری خود ندارید تا فعالیت خود را به عنوان صاحب تنها انجام دهید. این امر منافع شخصی را برای شروع کسب و کار، پیمانکاران خودکفایی و کسب و کارهای نیمه وقت و مبتنی بر خانه متقاعد می کند .
- به عنوان صاحب تنها شما 100٪ از کسب و کار خود را دارید و تمام تصمیمات را می گیرید. بر خلاف شرکت ها، کارفرمایان مجبور نیستند جلسات سهامداران را برگزار کنند و یا رأی دادن در مورد مسائل مربوط به مدیریت.
- تنها کارفرمایان از دیدگاه مالیات و حسابداری بسیار ساده هستند. به عنوان یک مالک تنها نیازی نیست که یک بازده مالیاتی جداگانه را وارد کنید - تمام درآمد حاصل از کسب و کار بر روی فرم مالیات شخصی گزارش می شود. گزارش درآمد کسب و کار و یا از دست دادن در فرم 1040 برای چگونگی گزارش درآمد حاصل از یک شرکت خصوصی در ایالات متحده و یا چگونگی تکمیل فرم مالیات بر درآمد T1 خود را برای صاحبان خصوصی کانادایی.
- همانند دیگر انواع کسب و کار، به عنوان یک فرد تنها هزینه های مربوط به هزینه انجام کسب و کار به طور کامل از مالیات بر درآمد محاسبه می شود، مانند هزینه های سفر ، هزینه های خودرو ، تبلیغات، و بخشی از هزینه های خانه شما، اگر شما در حال انجام یک خانه کسب و کار مبتنی بر
- زیان های تجاری می تواند در برابر سایر انواع درآمد کسر شود و یا به جلو یا عقب منتقل شود، بنابراین یک شرکت خصوصی که در سال های اولیه از دست می دهد، می تواند خسارات وارده از درآمد شخصی را کج کند، و آن را برای کسانی که مایل به انتقال از کارمند به خود کار یک دوره زمانی.
معایب یک شرکت خصوصی
- همانطور که در بالا ذکر شد، با مالکیت فردی، جدایی قانونی بین شما و کسب و کار وجود ندارد. این بدان معناست که به عنوان صاحب منصب اگر کسب و کار نتواند و بدهی های خود را به دست آورد یا اگر شما در خلال فعالیت های تجاری خود به دلیل آسیب های ناشی از حادثه یا غفلت مورد قضاوت قرار گیرید، دارایی های شخصی (از جمله خانه و سایر دارایی های ثبت شده در نام شما) می تواند برای تسویه بدهی ها متوقف شود. با دارایی یا مشارکت فعال شده، دارایی شخصی صاحب (صاحبان) جدا از دارایی های کسب و کار است و به همین دلیل از تهاجم برای تعهدات بدهی یا بدهی محافظت می شود. همانند تمام انواع کسب و کار، داشتن بیمه کسب و کار کافی بسیار مهم است.
- در حالی که ساده بودن مالیات می تواند یک مزیت برای شرکت های خصوصی باشد، همچنین می تواند از لحاظ انعطاف پذیری ضعف باشد، زیرا درآمد کسب و کار باید در سالی که درآمد آن به عنوان درآمد منظم گزارش شده است، گزارش شود. شرکت های دارای شرکت های دارای انعطاف پذیری بسیار بیشتری نسبت به نحوه و زمان پرداخت صاحبان دارند. (نگاه کنید به حقوق و یا سود سهام - چگونه من خودم پرداخت کنم؟ )
- برخی از کسب و کارها، آژانسهای دولتی، گروههای مشاوره و غیره با کسب و کارهای غیرقانونی مواجه نخواهند شد، زیرا آنها تنها مالکیت خصوصی را به عنوان عدم مشروعیت و حرفه ای بودن به عنوان یک تجارت متشکل می دانند یا اینکه استخدام یک مالک تنها باعث افزایش خطر مقامات مالیاتی رفتار شخصی را به عنوان یک کارمند به جای یک پیمانکار مستقل .
- افزایش سرمایه برای شرکت های خصوصی تنها مشکل است - شرکت های متشکل از طریق فروش سهام در کسب و کار می توانند سرمایه گذاری سهام از سرمایه گذاران فرشته یا سرمایه داران سرمایه گذاری را افزایش دهند.
- تنها کسب و کار خود را به فروش می تواند دشوار است به عنوان کسب و کار به طور کامل به صاحب گره خورده است. از آنجایی که بین دارایی های مالک و دارایی های کسب و کار مشخص نیست، ارزش گذاری مناسب کسب و کار ممکن است دشوار باشد. مرگ و یا بیماری دراز مدت صاحب می تواند کسب و کار بی ارزش است. وفاداری مشتری با صاحب اصلی کسب و کار است و ممکن است به راحتی به مالک جدید منتقل نشود.
یک نقطه شروع خوب؟
لازم به ذکر است که شما مجبور نیستید همان فرم مالکیت تجاری را برای زندگی یک کسب و کار حفظ کنید. بسیاری از شرکت های کوچک به عنوان مثال شرکت های خصوصی را شروع می کنند و بعدا شرکت های تجاری می شوند (نگاه کنید به مشارکت در کسب و کار در ایالات متحده و یا چگونگی ادغام در کانادا ).
کسب و کارهای مشهور که به عنوان شرکت های خصوصی آغاز شد
- جی. ویلارد ماریوت یک شرکت تجاری چندگانه را به عنوان مالک شخصی آغاز کرد، که از یک پایه ریشه آبجو آغاز شد که در نهایت به زنجیره رستوران A & W تبدیل شد. کسب و کار هتل او در سال 1959 آغاز شد و تا سال 1969 همکاری نکرد.
- ریچارد وارن سیرس یک شرکت فروش پستی و جواهرات را به عنوان مالک شخصی تاسیس کرد. او بعدا الوا کورتیس روبوک را برای تعمیر ساعتها استخدام کرد. این دو تصمیم گرفتند که مشارکت کنند و در نهایت Sears، Roebuck و شرکت بزرگترین خرده فروش در ایالات متحده شد.
- James Cash پنی کار خود را به عنوان یک کارمند در یک زنجیره خرده فروشی خرده فروشی در سال 1898 آغاز کرد. او در نهایت شرکای موجود را خرید و چندین سال به عنوان صاحب یک شرکت واحد را خرید. تعدادی از فروشگاه ها همچنان رشد می کنند و در سال 1913 این زنجیره تحت نام "JC Penney Company" ثبت شد. تا سال 1929 بیش از 1000 فروشگاه در حال اجرا بودند.
همچنین ببینید:
آیا شما باید کسب و کار کوچک خود را ادغام کنید؟